بسم الله الرحمن الرحیم
بخشی از زیانهای عینی ارتباط با جنس مخالف (قسمت دوم)
از بین رفتن سرمایهی عفت و حیا: عفت و حیا سرمایهای گرانبهاست که خدای متعال به ما عنایت فرموده است. این سرمایه نماد شخصیت و عزّت ما خواهد بود. افتادن در دام این روابط، به تدریج این سرمایه را در وجود انسان تضعیف خواهد کرد، تا جایی که خود را در دام گناه و ذلّت ناشی از آن میبیند.
پلّه پلّه سقوط: جوانی که عمری در پاکی زندگی کرده و حضور در کنار نامحرم برای او ناراحت کننده است، با برقراری ارتباط با جنس مخالف به تدریج احساس میکند که نه تنها حضور در فضای جنس مخالف برای او منزجر کننده نیست؛ بلکه با جنس مخالف انس پیدا کرده است. چنین حالتی برای انسان آغاز خطری بزرگ محسوب میشود. شیطان که دشمن قسم خوردهی انسانهاست سعی دارد تا به تدریج او را در باتلاق گمراهی رها سازد. ابتدا به جوان پاک و متدین میگوید: «جواب دادن به پیامک جنس مخالف که اشکالی ندارد!» او سلام داده و جواب سلام هم واجب است! با این حیله جوان وارد وادی پیامک بازی با جنس مخالف میشود. بعد از مدتی که دریافت و ارسال پیامک جاذبهی خود را از دست داد، کار به تماس تلفنی میکشد. مدتی با او صحبت عادی دارد و به تدریج صحبت به مسائل دیگر کشیده میشود. مدتی هم با این حال جلو میرود؛ اما میبیند که این حالت هم عادی شد و باید مرحلهی دیگری را تجربه کند. حیا تا حد زیادی تضعیف شده و دیگر منعی نمیبیند تا با نامحرم ملاقات حضوری داشته باشد. . .
روزی دختر خانمی نوزده ساله به مرکز مشاوره مراجعه کرد. این جوان که از جهت پوشش وضع مناسبی نداشت. گفت: «حاج آقا! در مورد نماز برای من بگویید. بگویید که چه کار کنم تا نماز بخوانم.» قدری با او صحبت کردم تا اینکه گفت من از اوّل اینگونه نبودم. دختری محجبه و متدین بودم. در دبیرستان از شاگردان نمونه بودم تا اینکه در دوم دبیرستان پدرم از دنیا رفت. در آن زمان مشکل روحی زیادی داشتم. یکی از دوستانم که شاهد وضع روحی نامناسبم بود گفت: «بیا با یک پسرصحبت کن تا آرامش پیدا کنی!» من که تا کنون چنین کاری انجام نداده بودم با تعجب گفتم: «من اهل این کارها نیستم؟!» دوستم گفت فقط یکبار امتحان کن. اگر دوست نداشتی دیگر ادامه نده. بالاخره فریب گفتههای او را خوردم و با پسر مورد نظر او باب گفتگو را باز کردم. گفتگو جذاب بود و مرا تشویق میکرد تا به آن ادامه دهم. الان کارم به جایی رسیده که کنار خیابان میایستم و هر ماشینی که بوق زد شوار میشوم و هر جا که خواست میروم. خود را در منجلابی بزرگ میبینم و از خودم متنفرم.
متأهلین فاسد: ازدواج در واقع زمینهی حیا و عفت را فراهم میکند نه اینکه فی نفسه موجب حیا و عفت شود. جوانی که در دروان جوانی حیا و عفت خود را از دست داده باشد، با ازدواج هم نمیتواند به راحتی از گناه و معصیت رهایی یابد. در مشاورهها به دفعات شاهد مشکلات خانوادههایی هستیم که با وجود اینکه همسر دارند باز هم در دام دوستی به جنس مخالف گرفتار شدهاند. اغلب این افراد همان کسانی بودهاند که در دوران مجردی با برقراری ارتباط با جنس مخالف حیا و عفت خود را از دست دادهاند!
باج گیری: در خلال صحبت با نامحرم ممکن است شخصی از آنها عکس یا فیلمی بردارد. این افراد با چنین کارهایی در صدد برمیآیند تا از او باج گیری کنند. به عنوان مثال دختر خانم را تهدید میکنند که قصد دارند این عکس را برای برادر یا پدرش ارسال کنند. دختر بیچاره که آبرو و حیثیت خود را در معرض خطر میبیند مجبور است سالها در حول و هراس زندگی کرده و به آن شخص باج دهی کند. چه از باب مالی که چه از باب آبرویی. حتی بعضا میبینیم که این افراد شیاد بعد از ازدواج خانم یا اقا هم دست از سر آنها برنمیدارند و در آن زمان هم تهدید به آبرور ریزی میکنند.
قرار گرفتن در جاذبهی عاطفی جنس مخالف: جاذبهی عاطفی که میان دوجنس مخالف وجود دارد عطیهی الهی است که باید در بستر ازدواج به آن پاسخ گفته شود. برقراری ارتباط با نامحرم ممکن است جوان را در دام جذبهی عاطفی او گرفتار کرده و آسایشش را از بین ببرد.
با چشم گریان وارد شد. وقتی نشست نمیتوانست جلو گریههای خود را بگیرد. بعد از چند دقیقه گفت: شما را به خدا نجاتم بدهید. آتش محبت یکی در دلم افتاده و روزگارم را سیاه کرده. به شدت تپش قلب دارم. از خواب و خوراک افتادهام. در بستر خواب تا نیمه شب بیدارم و زجر میکشم. صبح هم که از خوب بیدار میشوم آنقدر سنگینم که کأنه تمام شب را مشغول کار سنگین بودهام. غم بزرگی در دلم افتاده و مرا رها نمیکند. حسرت به دلم مانده که یکبار با تمام وجود بخندم. هر جا میروم یاد او همراهم است و بریا چند دقیقه هم که شده رهایی ندارم. احساس میکنم همهی وجودم وقف او شده و چیزی برای خودم نگذاشتهام. آرام و قرار ندارم. وقتی مینشینم حول و هرسی در دلم میافتد لذا بلند میشوم راه میروم. وقتی هم راه میروم باز همان حالت را دارم. حوصلهی هیچ کس را ندارم و نمیتوانم عزیزترین کسانم را هم تحمل کنم. خوش به حال دو سال پیشم که آزاد بودم و برای خودم زندگی خوبی داشتم …
این نوشته درد دل جوانی بود که در دام عشق به جنس مخالف افتاده بود. این عشق موجب میشود تا جوان فرصتهای طلایی دوران جوانی خود را از دست بدهد و به جای آنکه مشغول درس و فعالیت شود خود را تبدیل به موجودی نیمهجان و بیانگیزه ببیند. موجودی که امیدی به آینده ندارد و جز فکر کردن به معشوقش به چیز دیگری نمیتواند بیندیشد.
خواستگارها یکی پس از دیگری جواب منفی میگیرند و روز به روز هم از تعداد آنها کاسته میشود. تا زمانی که این آتش در درون جوان شعلهور است نمیتواند مرد دیگری را به عنوان خواستگار بپذیرد. دختر خانمی میگفت: خواهرم در آرزوی رسیدن به پسر خاله خواستگارهای خود را رد میکرد و به آنها پاسخ منفی میداد. اوایل نمیدانستیم که علت این کارش چیست تا اینکه متوجه علت کارش شدیم. خاله از خواهرم خواستگاری کرد، اما پدرم به خاطر اعتیاد پسر خاله او را نپذیرفت. خواهرم مدتی از روی لجاجت خواستگارهای خود را رد میکرد. حالا هم که قدری سر عقل آمده خواستگار مناسبی ندارد. از طرفی من که خواهر کوچکتر او هستم نیاز به ازدواج دارم ولی پدرم میگوید تا خواهرت نرفته نمیتوانی ازدواج کنی. حالا گناه من چیست که باید در آتش ندانم کاری خواهرم بسوزم؟!
بیست و دو ساله بودم که با پسری آشنا شدم. دیدم پسر خوبی است و مرد زندگی. خیلی به هم علاقمند شده بودیم. روی همین اساس به یکدیگر قول ازدواج دادیم. سالها با هم صحبت میکردیم و منتظر بودم که به خواستگاری من بیاید اما مشغول تحصیل بود و هنوز نمیتوانست برای خواستگاری اقدام کند. با وجود او دیگر خواستگاری را نپذیرفتم و به بهانهی ادامهی تحصیل به همه جواب رد دادم. پنج سال از این داستان گذشت. حالا تحصیلاتش تمام شده بود و دوران سربازی را هم سپری کرده بود. اما … نمیدانم چی شد که یکدفعه گفت: شرمنده هستم ما نمیتوانیم با یکدیگر ازدواج کنیم! یکبار پدر و مادرش را بهانه میکرد و میگفت والدینم موفق نیستند و حاضر نیستند به خواستگاری بیایند. یکبار میگفت ما با هم سنخیت نداریم و یک بار هم میگفت: اصلا آشنایی ما از اوّل اشتباه بود… او رفت و با خانم دیگری ازدواج کرد. حالا من ماندم و جوانی از دست رفتهام. من ماندم و حسرت خواستگارهای خوبی که به امید او از دست دادم …
مدتی است که با دختری صحبت میکنم. این دختر هیچ تناسبی با من و خانوادهام ندارد اما محبت عجیبی از او در دلم افتاده تا جایی که با وجود این محبت نمیتوانم شخص دیگری را به همسری بپذیرم. هر چند که عقلم میگوید دختر به درد تو نمیخورد؛ اما تمام تلاشم این است که با آن دختر وصلت کنم.
جوان به خاطر عشقی که به جنس مخالف پیدا کرده، حاضر است تمام خانوادهی خود را فدای عشقش کند. به خاطر انتخاب نادرستی که انجام داده پدرش یکبار سکتهی ناقص کرده؛ اما باز هم حاضر نیست دست از او بکشد. هر دلیلی میآوری سعی میکند پاسخی برای آن فراهم کند. وقتی دلیلها آنقدر قانع کننده هستند که دیگر جوابی برای آن نمیابد، دست آخر میگوید من انتخاب خود را انجام دادهام و شما نمیتوانید مرا از این کار منصرف کنید!
افتادن در دام افراد شیاد و کلاهبردار: کم نیستند جوانهایی که به طمع کلاه بردای و شیادی وارد وادی دوستی میشوند. دختر به خاطر اینکه یک شبه به پول کلانی دست پیدا کند، پسرر را اغفال کرده و به او قول ازدواج میدهد. رفتارش بسیار محترمانه و مؤدبانه است. خانوادهها هم قبول میکنند و با مهریهای کلان به عقد پسر در میآید. به محض خواندن خطبهی عقد رفتار دختر به صورت کلی عوض میشود تا جایی که دیگر قابل تحمل نیست. پسر که میبیند کلاه بزرگی به سرش رفته خود را در سر دوراهی زندگی مشقت بار و طلاق میبیند. خانم از یکطرف مهریهی خود را مطالبه میکند و از طرف دیگر هم بنای زندگی ندارد. اینجاست که پدر مجبور است دارد و ندارد خود را بفروشد تا پسرش را از این گرفتاری نجات دهد.
این مطالب تنها گوشهای از مشکلات دوستی با جنس مخالف بود. خدای متعال که میبیند این دوستیها جز گرفتاری و درد سر چیزی برای انسان ندارد از همان اول ورد به این نوع دوستیها را حرام کرده است. حال کسی که مطیع دستورات الهی است زندگی خوش و کم درد سری دارد اما کسی که با تکبر و منیت، دستورهای الهی را فدای امیال نفسانی خود میکند، جز گرفتاری چیزی برای خود نکاشته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
موانع انتخاب همسر متناسب در ازدواج
8. ارتباط با جنس مخالف: در شرع مقدس اسلام برقراری رابطهی عاطفی با جنس مخالف، حرام اعلام شده. اما به راستی چرا دین اسلام چنین روابطی را حرام کرده است.
در جواب این پرسش مقدمهای ذکر میگردد:
طبق روایات اهل بیت (علیهمالسلام) علت اصلی هر چیزی که خدای متعال حرام یا واجب کرده، به نفع و ضرر دنیوی یا اخروی ما برمیگردد. یعنی خدای متعال که میداند انجام برخی از کارها موجب ضرر دنیوی یا اخروی قابل توجه است، انجام آن کار را از ابتدا حرام کرده تا بندگانش مبتلا به صدمات آن نشوند. همچنین خدای متعال میداند که انجام برخی از کارها سود بسیار زیادی برای انسان دارد تا جایی که از دست دادن آن سود صدمهای بزرگ برای او به جای خواهد گذاشت. لذا در قالب یک دستور آمرانه ما را تشویق به انجام آن کار میکند. با این مطلب روشن شد که هدف از امر و نهی الهی، کسب سود و دفع زیان برای خود ما میباشد و در این میان هم نفع و زیانی متوجه خدای سبحان نخواهد شد.
البته لازم به ذکر است که توقع نمیرود ما بتوانیم به سود و زیان همهی واجبها و حرامهای الهی پی ببریم. ما در محضر خدای حکیم همچون کودکی هستیم که قادر به درک بسیاری از سود و زیانهایش نمیباشیم. اما میدانیم که امر و نهی خدای متعال از روی حکمت است و خدای حکیم هم کار بیهوده انجام نمیدهد. روی همین اساس احکام او را به دیده مینهیم و با اطمینان خاطر به آنها عمل میکنیم.
برخی بدون توجه به این مطلب مهم، به اشتباه میگویند: خداوند چه نیازی به عبادت و نماز ما دارد؟ این افراد توجه ندارند که خدای متعال هیچ نیازی به ایمان ما ندارد. او بینیاز مطلق و عاری از هرگونه نقصی است. اگر تمام مردم روی زمین کافر شوند از خدایی خدا چیزی کم نمیشود و اگر هم همه مؤمن و متقی شوند چیزی به او افزوده نمیگردد. عبادت خدای متعال تنها راه برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی است و نماز هم نردبان عروج به کمالات انسانی است.
حال که بحث به اینجا کشید لازم میدانم نکتهی دیگری هم مطرح کنم. در کنار مطلبی که تا اینجا بیان شد، احکام الهی فایدهی خاص دیگری هم دارد و آن تقویت روحیهی عبودیت و بندگی است. مهمترین مقام برای هر انسانی این است که همواره این واقعیت بزرگ را آویزهی گوش خود کند که او بندهی خدای متعال است و هر چه دارد همه از اوست. مقام عبودیت خداوند چنان وسعتی دارد که حتی از مقام رسالت هم بالاتر است. روی همین اساس در تشهد نماز، ابتدا شهادت میدهیم که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) عبد خدا بود و بعد از آن شهادت به رسالت او میدهیم. پذیرفتن عبودیت خدای سبحان اقتضا دارد تا هر چه گفت بدون چون و چرا بپذیریم حال که به فسلفهی احکام او پی ببریم و چه به فلسفهی آن پی نبریم. اگر کسی صرفا به دلیل نفع و ضرر خود احکام الهی را اجرا کند، هر چند که به هدفش میرسد؛ اما چون در این میان فقط «خود» را میبیند، هنوز بویی از «عبودیت» خدای ربّ العالمین را استشمام نکرده است. اما کسی که هدفش از اطاعت دستورهای الهی را پذیرش بندگی او قرار داده، در جرگهی بندگی خدا راه پیدا کرده و بهرهی بسیار بالاتری از اعمال خود خواهد برد.
اینجاست که فاصلهای بزرگ میان مردم ایجاد میگردد. برخی از مردم که در عمل به دستورات الهی توجهی به جنبهی عبودیت آن ندارند، به محض مشاهدهی حکمی که سود و زیان آن برایشان نامعلوم است به سادگی از آن نافرمانی میکنند و میگویند: تا نفهمم که ترک این کار حرام چه زیانی برای «من» دارد، آن را ترک نمیکنم و تا نفهمم که انجام این کار واجب چه سودی برای «من» دارد، آن را انجام نخواهم داد. حتی برخی قدم را فراتر گذاشته و با پشت کردن به احکام الهی میگویند «من» دوست دارم به شیوهی دیگری با خدای خود صحبت کنم. کی گفته که تنها راه تقرب به درگاه الهی نماز است؟! «من» به جای نماز مینشینم و در دلم با خدای یکتا مناجات میکنم! چنین شخصی از یاد برده است که خداوند نیازی به مناجات ما ندارد. او با این دستورها عبودیت و اطاعت پذیری ما را میخواهد. او میخواهد تا با تقویت روحیهی عبودیت، ما را از بندگان خوب و ممتاز خود گرداند و به کمالات عالی انسانی برساند. اما کسی که متکبرانه به خدا و دستورات او پشت کرده و راه خاص خود را طی میکند. نه به خدا میرسد و نه به کمال انسانی خود. چنین شخصی در تکبر و منیت خود سرگردان است و در آخرت هم از لطف خدا بینصیب.
با این مقدمه روشن شد که علت واقعی برای تحریم روابط عاطفی و دوستانه بین نامحرم، در وحلهی اوّل ضرر فوق العادهای است که از این راه متوجه دنیا یا آخرت ما خواهد شد و در وحلهی بالاتر، تقویت روحیهی عبودیت و بندگی در انسان است.
در قسمت بعدی به عنوان نمونه برخی از ضررهای عینی این روابط مطرح میگردد. (ادامه دارد)
بسم الله الرحمن الرحیم
موانع انتخاب همسر متناسب در ازدواج
(1) فضای نامناسب مجلس خواستگاری (قبلا اشاره شد)
(2) ازدواج موقت برای شناخت بیشتر (قبلا اشاره شد)
(3) نوع صحبتهای مجلس خواستگاری: در مجلس خواستگاری اگر طرف مقابل به جای معرفی خود و سؤال از شما، رو به درد دل آورد ممکن است این درد دلها موجب برقراری علقهی عاطفی میان شما گردد و به خاطر حس ترحم تصمیم به ازدواج با او بگیرید. (یکی از ویژگیهای درددل ایجاد علقهی عاطفی میان طرفین است)
(4) عجله در انتخاب همسر: برخی از جوانها اصولا در انتخابهای خود عجول و کمدقت هستند. مثلا وقتی قصد دارند به محض دیدن اولین گزینه دست به جیب میشوند و آن را خریداری میکنند و بعد از خرید با دیدن گزینههای دیگر از کار خود پشیمان میشوند. چنین جوانهایی باید توجه داشته باشند که ازدواج خرید لباس نیست که اگر مورد پسند نبود آن را کنار بگذارید. به همین دلیل با شناختی که از خود دارید مراقب باشید که چنین اشتباهی را در ازدواج خود تکرار نکنید.
(5) وسواس در انتخاب همسر: برخی از جوانها در انتخابهای خود تعادل را از دست داده و مبتلا به وسواس هستند. چنین جوانهایی هم بایدمراقب باشند تا ضمن انتخاب عاقلانه و با دقت حالت وسواسی خود را در ازدواج وارد نکنند. تا هم موجب آزار دیگران را فراهم نیاورند و هم خود را گرفتار نسازند. این جوانها نمیتوانند به تنهایی انتخاب داشته باشند. لذا برای خواستگاری با مشاورهای امین و مورد اطمینانی مشورت داشته باشند.
(6) یأس از انتخاب همسر مناسب: ممکن است برخی از جوانها که از خواستگارهای قبلی جواب «نه» شنیدهاند. به محض مواجهه با خواستگاری به پاسخ مثبت میدهد خسته شده و بدون چک کردن ملاکهای تناسب به او جواب مثبت دهند. در این زمینه توصیهی ما به والدین اینگونه جوانها این است که مراقب روحیات فرزندانشان باشند. لذا قبل از آن که خواستگارها با منزلشان بیایند در مورد آنها تحقیقی اجمالی داشته باشند و اگر دیدند ملاکهای اولیهی آنها را ندارد، به آنها پاسخ منفی دهند. همچنین وقتی والدین برای آقا پسر خود به خواستگاری میروند، سعی کنند جوان خود را از تعداد دفعات خواستگاری و پاسخ منفی آنها مطلع نسازند. همچنین توصیهی ما به جوانان عزیز و خانوادههایشان این است که در خواستگاریها مراقب باشید تا به طرف مقابل صدهی روحی نزنید. یعنی قبل از رفتن به خواستگاری تحقیقی ـ ولو اجمالی ـ داشته باشید و اگر دیدید ملاکهای اولیهی شما را ندارند بیجهت به خواستگاری نروید یا بیجهت کسی را برای خواستگاری نپذیرید.
(7) عدم توجه جامع به مصادیق مختلف تناسب: هر جوانی دوست دارد مناسبترین همسر را برای خود انتخاب نماید برای انتخاب همسر باید به همهی مصادیق همتایی توجه داشت. معمولا جوانهای عزیز که توجهی به این جامعیت ندارند در ذهن خود فقط به دنبال تطبیق مصادیقی میگردند از آنها خبر دارند. این جوانها بعد از انتخاب و شروع زندگی تازه متوجه میشوند که تناسبهای دیگری هم در ازدواج مطرح بوده و باید هنگام انتخاب همسر به انها هم توجه میکردند. اما کار از کار گذشته است.
برخی از مردم برای انتخاب همسر صرفا به محیط افراد و تجربهی خود اکتفا میکنند. به عنوان مثال خانمی میگفت: همین که مرد، مرد کار و تلاش باشد بس است. علت حرف این خانم آن بود که در محیط زندگی خود با چند نمونه زندگیهایی مواجه شده بود که شوهر آنها اهل کار نبودند و همسر را در تنگنا قرار میدادند. حالا این خانم که میبیند اگر همسر آن خانمها مرد کار و تلاش بوند عمده مشکلشان در زندگی حل است. خود نیز گمان میکند که برای انتخاب همسر صرفا باید متمرکز در همان مشکلاتی باشد که در محیط اطراف خود مشاهده میکند. لذا به محضی که دید خواستگارش چنین مشکلی ندارد سریع و بدون توجه به سایر مصادیق همتایی به او جواب مثبت میدهد. بعد میبیند که مشکلاتی دیگری در زندگی او سر باز کرد.
کسانی که مایل به مطالعه ی مابقی مطالب هستند می توانند به بایگانی وبلاگ، عنوان *آیین ازدواج* مراجعه فرمایند
بسم الله الرحمن الرحیم
نگاهی اجمالی به عقد موقت: عقد موقت یکی از قوانین پیشرفته و مترقی اسلام عزیز است که در جای خود بسیار کارساز و مفید میباشد. همانگونه که از نام آن برمیآید، این عقد برای مواقع اضطراری است تا جامعه گرفتار گناه و فساد اخلاقی نشود. خداوند متعال در قرآن کریم از این عقد اینگونه یاد میکند: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً.»[1] (با زنهایى که ازدواج موقت مىکنید، باید مهر آنها را به عنوان یک امر واجب بپردازید).
عقد موقت و خانمهای غیر باکره: منظور از خانم غیر باکره، خانمهایی هستند که ازدواج کردهاند و به واسطهی طلاق ویا مرگ شوهر هم اکنون مجرد هستند. این خانمها باید در درجهی اوّل در فکر عقد دائم با مردی در شأن خود باشند، اما چون از یک طرف ممکن است سالها در انتظار چنین شوهری بمانند و از طرف نیاز عاطفی به یک مرد نتواند آنها را از گناه باز دارد، میتوانند با در نظر گرفتن ملاحظات عقد موقت، مدتی را در عقد موقت با مردی سپری نمایند تا در گناه و فساد گرفتار نشوند. همچنین برخی از این خانمها که بنا به دلایلی نمیتوانند ازدواج دائم داشته باشند، میتوانند با عقد موقت نیاز عاطفی و بلکه مالی خود را مرتفع گردانند. مثلا خانمهایی هستند که فرزند دختر دارند و صلاح نمیدانند دختر جوانشان زیر دست ناپدری بزرگ شود. یا اینکه پسرهایی دارند که به او اجازهی چنین ازدواجی نمیدهند. در این رابطه عمل به تذکرهای ذیل توصیه میشود:
1. هویت مردی که میخواهد با او ازدواج موقت داشته باشد معلوم باشد.
2. از این موضوع کسی را مطلع نسازند.
3. سعی کنند مردی را انتخاب کنند که توجه به نیازهای عاطفی آنها هم داشته باشد.
4. تعدّد ازدواج موقت با افراد مختلف ممکن است موجب نتوع طلبی خانم و در نهایت به خطر افتادن سرمایهی عفت و حیای او گردد. لذا سعی کنند با دقت مردی را انتخاب نمایند که بتوانند برای مدتی طولانی روی او حساب باز کنند.
5. اگر قصد ازدواج دائم دارند، مراقب باشند که جلوههای ازدواج موقت آنها را از عقد دائم و غافل نکند. کم نیستند خانمهایی که دوران طراوت جوانی خود را مشغول عقد موقت بودهاند و در دروان میانسالی به یکباره خود را تنها و بیپناه میبینند.
عقد موقت و خانمهای باکره: عقد موقت برای خانمهای باکره (یعنی خانمهایی که هنوز شوهر ندیدهاند) در وحلهی اوّل به صلاح نیست و بیش از هر چیز موجب درد سر میگردد. امام صادق (علیهالسلام) در مورد ازدواج موقت با دختر باکره میفرمایند: ازدواج موقت با دختر باکره کراهت دارد؛ چرا که موجب بروز عیب برای خانوادهاش میگردد.[2] در این قسمت چند مورد از گرفتاریهای این نوع ازدواج برای دختر باکره بیان میشود:
1. معاشرت با یک مرد در دروان عقد موقت برای روحیات لطیف دختر مشکل ساز است و ممکن است که بعد از ازدواج دائم نتواند آن گونه که باید در حق همسر خود محبت داشته باشد.
2. چون دختر تجربهی زندگی با مردی را ندارند، ممکن است مورد سوء استفاده قرار گرفته و عمری را در اندوه ندانم کاری خود سپری کنند. چه این سوء استفاده به لحاظ از بین رفتن بکارت باشد و چه اینکه به نحو دامی باشد که مردهای شیاد برای او میچینند تا وی را در منجلاب فساد قرار دهند.
روزی دختر خانمی که به دلیل فوت پدر، اجازهاش ازدواجش در دست خودش بود، سراسیمه به مرکز مشاوره مراجعه کرد. این دختر با پسری رفیق میشود و بعد با یکدیگر صیغهی محرمیت میخوانند. رابطهی عاطفی میان این دو آنقدر صمیمانه میشود که کاملا یقین میکنند ازدواجشان حتمی است. روی همین اساس متأسفانه دختر، خانم بکارت خود را در معاشرت با پسر از دست میدهد. بعد از مدتی پسر به دلیل ممانعت خانوادهاش از ازدواج با او سر باز میزند و با یک معذرت خواهی ساده او را به حال خود رها میسازد و دنبال کار خود میرود. حالا این دختر مانده بود با مشکل بزرگی که زندگی آیندهی او را در هالهای از ابهام قرار داده بود!
3. بسیاری از مردهایی که رو به ازدواج موقت میآورند، در این ازدواج فقط به جنبهی غریزی آن مینگرند و توجهی به خواستههای عاطفی دختر ندارند. این بیوجهی ممکن است باعث شود تا به تدریج دختر از جنس مرد متنفر شود و به خواستگارهای خود هم جواب منفی بدهد.
4. دختری که طعم معاشرت با مردی را نچشیده ممکن است در ازدواج موقت به یکباره به وی علاقمند شده و نتواند از او جدا شود. از یک طرف میبیند که زندگی دائم با آن مرد غیر ممکن است و از طرف دیگر با عشق و محبتی که از او در دلش افتاده نمیتواند ـ در قالب ازدواج دائم ـ مرد دیگری را در زندگی خود پذیرا باشد.
5. ممکن است دختر به دلیل جذابیت عقد موقت، دوران طلایی جوانی خود را از دست بدهد و با امروز و فردا کردن، خواستگار یا خواستگارهای خوب خود را از دست بدهد.
با این مسائل مشخص شد که عقد موقت برای دخترهای باکره مشکل ساز بوده و بسیار خطرناک میباشد. حال با در نظر گرفتن این مسأله اگر دختر خانم دید که تاب تحمل نداشته و میرود تا به گناه بیفتد میتواند ابتدا مشکل خود را با یک کارشناش مذهبی در میان بگذارد. چه بسا آن کارشناس راهکاری به او ارائه کرد تا از این مشکل رهایی یابد. به هر حال تا میتواند در مقابل مسائل عاطفی و نیازهای غریزی تحمل داشته باشد تا دچار درد سر نشود. در برخی موارد بسیار استثنایی که دختر به خاطر این مسائل نمیتواند پاک بماند و حتی مبتلا به مشکلات روحی و روانی شده است. از باب دفع افسد به فاسد میتواند با عقد موقت به صورت موقتی مشکل خود را مرتفع نماید. حال اگر دختر خانمی اجازهاش در دست خودش بود که با نهایت دقت با مردی عقد موقت میبندد و اگر اجازه در دست ولی بود. اینجا عرفا وشرعا بر ولی واجب است که با ازدواج موقت به نیاز دختر خود رسیدگی نماید و او را از این گرفتاری نجات دهد.
در این عقد باید تذکرهای ذیل لحاظ شود:
1. حتی الإمکان معاشرتشان در حد صحبت و گفتگوی معمولی باشد تا از آسیبهای عقد موقت دورتر باشند.
2. سعی کنند بجز پدر و مادر شخص دیگری را متوجه این عقد نکنند و با آنها در مورد این مسدله صحبتی به میان نیاورند. چه این شخص برادر و خواهر باشد و چه رفیق صمیمی. چرا که ممکن است بعدها همین افراد موضوع عقد موقت دختر را بر زبان جاری کنند و مشکل بزرگی برای وی درست کنند. (البته مخفی بودن موضوع عقد موجب نشود که دختر از مشورت با اهل آن خودداری نماید)
3. طولانی بودن زمان عقد موقت در برخی موارد برای خانم درد سر ساز است. دختر تمایلی به ادامهی این عقد ندارد و مرد مابقی مدت را به او نمیبخشد. همچنین با توجه به این که خواستگاری از خانمی که در عقد دیگری است حرام است ممکن است در دروان عقد موقت خواستگار خوبی برای خانم پیدا شود و دختر به خاطر این که در عقد ـ موقت ـ دیگری است نتواند پذیرای او باشد. روی همین اساس پیشنهاد میگردد که در ضمن خواندن صیغهی عقد، دختر از مرد وکالت بلاعزل بگیرد که هر وقت خواست بتواند از طرف مرد مابقی عقد را بر خود ببخشد.
4. به محض اینکه متوجه شدید در ازدواج موقت نیاز عاطفی شما برطرف شده دیگر به آن ادامه ندهید.
پی نوشتها:
[1] . سورهی نساء، آیهی 24. امام صادق (علیهالسلام) در جواب شخصی که از متعه سؤال میکرد این آیه را قرائت فرمودند. الکافی، ج5، ص450.
[2] . عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیهالسلام) قَالَ فِی الرَّجُلِ یَتَزَوَّجُ الْبِکْرَ مُتْعَةً قَالَ یُکْرَهُ لِلْعَیْبِ عَلَى أَهْلِهَا. / الکافی، ج5، ص462.
انشاء الله این بحث روزهای فرد از ساعت 15 الی 16 در اتاق گفتمان دینی ال فور با حضور جمعی از بزرگواران ادامه پیدا می کنه و ماحصل آن در وبلاگ گذاشته میشه / در ضمن کسانی که مایل به مطالعه ی مابقی مطالب هستند می توانند به بایگانی وبلاگ و قسمت *آیین ازدواج* مراجعه فرمایند
بسم الله الرحمن الرحیم
موانع انتخاب همسر متناسب در ازدواج
(2) عقد موقت برای شناخت بیشتر: گاهی اوقات والدین تصمیم میگیرند برای این که دختر و پسر شناخت بهتری از هم داشته باشند، آنها را به عقد یکدیگر در آورند. هر چند که عقد موقت به خودی خود کار بسیار پسندیدهای است؛ اما عقد محرمیت در چنین حالتی بسیار اشتباه است. علت اشتباه بودنش هم این است که صیغهی محرمیت میان دختر و پسری که سالها در انتظار چنین لحظهای نشستهاند بسیار جذاب است و به محض خوانده شدن این صیغه، علقهی عاطفی خاصی میان این دو جوان ایجاد میشود. همین علقه موجب میشود تا نتوانند به درستی تصمیم بگیرند و به جای آنکه یکدیگر را بشناسند مشغول ابراز محبت به یکدیگر گردند. همچنین اگر یکی از آنها طرف مقابل را پسندید؛ اما طرف مقابل نپسندید، ممکن است احساس کند که پاسخ منفی، از رسم جوانمردی به دور است و موجب دلشکستگی او میگردد. لذا در تصمیمگیری دچار تردید میشود و قدرت «نه» گفتن را از دست میدهد. 
لازم به ذکر است که اگر خواستگاری از مرحلهی انتخاب عبور کرده باشد و خانوادهها تصمیم مثبت خود را گرفته باشند، میتوانند و بلکه پسندیده است که تا قبل از خواندن عقد دائم، میان دختر و پسر عقد موقتی خوانده شود تا در معاشرتها به گناه نیفتند.
لزوم توجه به چند نکته:
1. والدین با دختر و پسر شرط کنند که معاشرت آنها در حد صحبت باشد. لازم به ذکر است که تا قبل از آنکه عقد دائم و آن هم به صورت رسمی و محضری خوانده نشده، نباید معاشرت را از حد صحبت معمولی فراتر ببرند.
2. بجز خانوادهی طرفین شخص دیگری را از این عقد مطلع نسازند. چرا که ممکن است در دوران عقد میانهی آنها به هم بخورد و کار به ازدواج دائم نرسد.
3. زمان عقد موقت کوتاه باشد.
4. عقد موقت را به صورت صحیح و با رعایت ضوابط شرعی آن بخوانند.
5. اگر بناست قبل از پایان زمان عقد موقت، عقد دائم خوانده شود داماد باید مدت زمان باقی مانده از عقد موقت را به عروس خانم بخشد تا اینکه بعد از نامحرم شدن، عقد دائم صحیح باشد. اگر در زمان عقد موقت، عقد دائم خوانده شود، عقد دائم باطل خواهد بود.
6. برخی از والدین در ازدواج موقت ، همان مهریه ی ازدواج دائم را ذکر می کنند. غافل از آن که قبول مهریه در واقع قبول بدهی به دختر خانم است. ممکن است برخی بگویند دختر خانم مهر ازدواج موقت را می بخشد؛ اما در مواردی اتفاق افتاده که حین عقد رابطه ی طرفین به هم خورده و دخترخانم هم طلبکار مهر خود شده. حالا داماد مانده با بدهی بزرگی که به گردن گرفته!
در پایان چند مطلب ضروری دیگر در مورد عقد موقت ذکر میگردد: 1. در عقد موقت باید زمان و مهریهی آن به صورت مشخص معین گردد. در غیر این صورت عقد اشکال دارد. دربرخی از مشاورهها که میدیدم دو نفر با یکدیگر عقد موقت خواندهاند. از آنها میپرسیدم مقدار مهریه چقدر است؟ میدیدم که میگویند خانم گفته من مهر نمیخواهم! و حال آنکه چنین عقدی باطل است. یا میپرسیدم عقد موقت به چه مدّت است؟ میگفتند: گفتیم فعلا بخوانم بعد تا هر وقت شد ادامه میدهیم! 2. کسی که قبلا در عقد دیگری بوده ـ چه دائم و چه موقت ـ باید توجه داشته باشد که تا عدهی شخص قبلی به اتمام نرسیده، نمیتواند با کسی ازدواج ـ دائم یا موقت ـ داشته باشد. 3. شاید این مطلب برای برخی تعجب آور باشد؛ اما لازم تذکر دهم خانمی که شوهر دارد نمیتواند با کسی صیغه کند. بارها دیدهام برخی خانمهای متأهل گمان میکنند که میتوانند با دیگری صیغهی محرمیت بخوانند! 4. در شرع مقدس اسلام چیزی به عنوان صیغهی خواهرـ برادری نداریم. تنها صیغهی ازدواج است که به صورت ازدواج دائم و موقت شکل میگیرد.
انشاء الله این بحث روزهای فرد از ساعت 15 الی 16 در اتاق گفتمان دینی ال فور با حضور جمعی از جوانان ادامه پیدا می کنه و ماحصل آن هم در وبلاگ گذاشته میشه / در ضمن کسانی که مایل به مطالعه ی مابقی مطالب هستند می توانند به بایگانی وبلاگ، عنوان *آیین ازدواج* مراجعه فرمایند
بسم الله الرحمن الرحیم
موانع انتخاب همسر متناسب در ازدواج
(1) فضای مجلس خواستگاری. فضای مجلس خواستگاری نباید به گونهای باشد که ایجاد وابستگی و تعهد نماید. بهترین فضا برای خواستگاری و صحبت، همان فضای خانهی دختر است. در چنین فضایی حرمت دختر حفظ شده و با آرامش و متانت بیشتری با خواستگار خود صحبت میکند. چون مرد طالب است و زن مطلوب، جواب منفی خانوادهی پسر در چنین فضایی موجب صدمهی روحی برای دختر نمیشود. اما اگر خود دختر هم گامی در جهت خواستگاری بردارد، هم برای او و هم برای خواستگارش حس خوبی ایجاد نمیشود. خواستگار احساس میکند که شاید دختر عیبی دارد که خود برای خواستگاری اقدام کرده و از حالت مطلوب بودن بیرون آمده. خود دختر هم به تدریج احساس میکند حس کرامت نفسش زیر سؤال رفته و نباید چنین اقدامی میکرده، لذا با شنیدن جواب منفی از طرف خواستگار، لطمهی عاطفی بدی میبیند.
برخی از جوانهای عزیز مجلس خواستگاری را در فضای دیگری انتخاب میکنند. به عنوان مثال دختر خانم همراه یکی از محارم خود به پارک میرود و آقا پسر هم به آنجا میآید. بعد آقا پسر و دختر خانم در فضای پارک مشغول گفتگو میشوند. شاید هدف آنها از این کار آن است که فضای پارک فضای دلنشینی است و طرفین در آرامش بیشتری با یکدیگر صحبت میکنند. اما غافل از این که دختر و پسر در این فضا به تدریج به یکدیگر انس میگیرند و به نوعی هم نسبت به یکدیگر احساس تعهّد میکنند. همین انس و احساس تعهد موجب میشود که برخی از عیوب جدی و عدم سنخیتها را کنار بگذارند و تن به ازدواج دهند. لذا حتی الإمکان سعی کنید فضای خواستگاری را اینگونه انتخاب ننمایید. مگر اینکه واقعا جای مناسبی سراغ نداشته باشید و مجبور به انتخاب چنین مکانی شوید.
توجه: اگر پدر دختر اجازه نمیدهد مجلس خواستگاری بیش از یک بار برقرار شود، میتوان با هماهنگ با یکی از اقوام دلسوز، مجلس بعدی را در منزل آنها برقرار نمایید؛ اما توجه کنید که این کار حتما با هماهنگی یکی از نزدیکان باشد و مجلس هم به گونهای باشد که کرامت نفس شما حفظ شده و منجر به حس تعهّد یا دوستی نگردد.
بسم الله الرحمن الرحیم
تناسب در ازدواج
(6) تناسب سنی: ازدواج، همفکری و همراهی زن و مرد با یکدیگر است. همین همفکری میطلبد تا زن و مرد از جهت سنی با یکدیگر تناسب قابل قبولی داشته باشند. اصولا خانمها زودتر از آقایان به رشد اجتماعی دست پیدا میکنند. روی همین اساس دختر خانم برای ازدواج، آقا پسری را هم فکر خود میداند که از جهت سنی مقداری از او بزرگتر باشد. حتی در صحبتهایی که از برخی دختر خانمها شنیدهام میبینم که مثلا میگویند: «پسرری به خواستگاری من آمده که هنوز بچه است. او بیست سال بیشتر ندارد». وقتی از سن خودش میپرسم میبینم خودش هم بیست ساله است. یعنی دختر خانم متوجه میشود که پسری میتواند او را درک کرده و با او همراهی داشته باشد که قدری بزرگتر از خودش باشد.
مطلب بعد این است که اصولا خانمها دوست دارند در زندگی به یک مرد تکیه کنند و به این تکیهگاه خود هم افتخار میکنند. در مقابل آقایان هم دوست دارند در خانواده اقتدار مردانه داشته و تکیهگاه همسر خود باشند. این قانون، نه یک قانون بشری! بلکه قانون خلقت انسان است. همین قانون اقتضا میکند که زن، مردی را به عنوان تکیهگاه قبول کند که تجربهی بیشتری از او داشته باشد تا بتواند به راحتی در طوفانهای زندگی به او پناه ببرد. همهی این موارد اقتضا دارد که در ازدواج مرد از جهت سنّی قدری بزرگتر از زن باشد.
ذکر چند نکته:
1. اگر خانم بزرگتر از آقا باشد، ممکن است در روند زندگی با مشکلات ذیل مواجه شوند.
خانم نتواند مرد را تکیهگاه خوبی برای خود ببیند و به تدریج احساس کند که او مرد مورد علاقهاش نبوده و جذابت چندانی ندارد.
مرد احساس کند در این بستر نمیتواند اقتدار مردانهی خود را به نمایش بگذارد. همین احساس مرد موجب میشود تا به ابراز عقیدهی همسر خود با دید منفی نگریسته و گمان میکند همسرش جایگاه او را در خانه قبول ندارد. همچنین موجب میشود تا بدون جهت در مقابل رفتارهای همسرش موضعگیری کند در برابر سلیقهها و رفتارهای او ساز مخالف بنوازد. چنین رفتارهایی در واقع رفتاری واکنشی است که در برابر نگرانی مرد از احتمال به خطر افتادن اقتدارش بروز پیدا میکند.
2. البته اگر دختر و پسری از جهات دیگر با یکدیگر سنخیت داشتند؛ اما از جهت سنی هم سن و سال بودند یا اینکه مثلا دختر یک سال از پسر بزرگتر بود، میتوانند با یکدیگر زندگی کنند. اما ممکن است مشکلات کوچکی سر راه آنها قرار گیرد که باید آمادگی لازم برای مواجهه با آنها را داشته باشند.
3. اختلاف سنی زیاد میان زن و شوهر به هیچ وجه قابل قبول نیست. به عنوان مثال اگر مرد، خانمی را به همسری انتخاب نماید که پنج سال بزرگتر از او باشد، به طور قطع در روند زندگی با مشکل مواجه خواهند شد. علاوه بر مشکلاتی که ذکر شد مشکل دیگر آن است که مرد از یک طرف میبیند با خانمی ازدواج کرده که پنج سال از او بزرگتر است و از طرف دیگر میبیند که هم سن و سالهای او با خانمی ازدواج کردهاند که ـ مثلا ـ پنج سال کوچکتر از آنهاست. یعنی در واقع با خانمی ازدواج کرده و ده سال از خانم دلخواهش بزگتر است. هر چه سن آنها بالاتر میرود این اختلاف سنی نمود بیشتری پیدا میکند و مرد را در تداوم زندگی دچار تردید مینماید.
بسم الله الرحمن الرحیم
تناسب در ازدواج
(5) تناسب عاطفی: انسانها را میتوان از جهت عاطفی به سه گروه. به شدت عاطفی، متوسط و غیرعاطفی تقسیم کرد. گروه سوم در اصطلاح سرد و بیروح هستند. رعایت تناسب در مسائل عاطفی کاملا ضروری است چرا که زندگی با افراد غیر عاطفی برای کسانی که در گروه اوّل یا دوم قرار دارند سخت و طاقت فرساست.
به عنوان مثال: خانمی میگفت: ده سال است که با همسرم زندگی میکنم؛ اما برای یک بار هم که شده با الفاظ عاطفی مرا خطاب نکرده. یک بار هم به من ـ که همسرش هستم ـ نگفته «دوستت دارم!» حالا ماندهام که با این همسر چگونه زندگی را ادامه بدهم!
آقایی هم میگفت: وقتی خانمم مریض میشود مدام دور او میگردم و از هیچ اقدامی برای کمک به او دریغ نمیکنم. وقتی دلگیر میشود با هر روشی که شده غصهها را از او دور میکنم؛ اما همسرم اینگونه نیست. وقتی بیمار میشوم، احوالی از من نمیپرسد و به کارهای روزمرهی خود میپردازد. نهایت لطف او این است که بگوید داروهایت را بخور تا خوب شوی! وقتی در اثر مشکلات بیرون از خانه به منزل میآیم اعتنایی به من نمیکند و با دیدن چهرهی درهم کشیدهی من خود نیز چهره در هم کشیده و مشکلات خود را به یاد آور میشود.
خانمی دیگری میگفت: سالهاست با همسرم زندگی میکنم. شوهرم وقتی به خانه میآید سراغ بچهها رفته و با آنها بازی میکند؛ اما احوالی از من نمیپرسد. در تمام مدت زندگی محبت چندانی از او ندیدهام تا چه برسد به اینکه بخواهد با الفاظ عاطفی و محبت آمیز با من رفتار کند. وقتی به او اعتراض میکنم، با نهایت تعجب میگوید: مگه به زن هم محبت میکنند؟! این حرفها چیه میزنی؟ رفتار من هیچ مشکلی نداره و همینه که هست.
ذکر دو نکته:
1. برخی از مردم عاطفی هستند اما از توانایی ابراز عواطف خود بیبهره هستند. یعنی همسر خود را دوست داشته و به او علاقمند هستند ولی نمیدانند محبت خود را بچگونه به او ابزار نمایند.
2. در برخی از مشاورهها که میدیدم آقا یا خانم مبتلا به فساد اخلاقی و ارتباط با جنس مخالف شدهاند؛ با واکاوی علت بروز مشکلشان میدیدم که مهمترین مشکل آنها عدم تأمین عاطفی از طرف همسر بوده است.