سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
هــم انــدیشـی دینــی
محبوب ترینِ بندگان نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـ، کسی است که امانتدار است و در گفتارش راستگوست ومراقب نمازهای خود و واجباتی است که خداوند، بر او واجب داشته است . [امام صادق علیه السلام]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :9
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48277
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:12 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

 بسم الله الرحمن الرحیم


و آخرین کلام!


روزها و شب­ها سپری می­گردند و گام به گام به پایان مسافرت دنیایی نزدیک­تر می­شویم. به راستی با خود اندیشیده­ایم که چرا تا این اندازه از خود و فردای خود غافلیم؟! چرا از خویشتن خویش فراری هستیم و به جای قدری درنگ در اعمالمان، خود را مشغول لذّت­ها و سرگرمی­های دنیا می­کنیم. آیا اگر روزگار خود را این­گونه سپری کنیم و خود را به غفلت بزنیم، واقعیّت از ما دور می­شود؟! از یاد که نبرده­ایم منزل بعدی جسم ما «قبر» است و منزل روح ما هم عالم «برزخ»؟ بعد از آن در روز محشر از قبر بیرون آمده و خود را در پیشگاه عدل الهی می­بینیم. درست است که خدای متعال در موضع عفو و رحمت «ارحم­ الراحمین» است، اما هنگام توبیخ و بازخواست «أشدّ­ المُعاقبین» هم می­باشد. در قرآن کریم بارها از جهنم و عذاب خوار­کننده­ی آن یاد شده، همان گونه که بارها از بهشت و نعمت­های کریمانه­ی آن صحبت شده.


خداوند متعال در سوره­ی مبارکه­ی زُمَر از دو گروه بهشتی و جهنمی یاد کرده که به سوی میوه­ی اعمال دنیوی خود حرکت می­کنند. وقتی گناه­کاران را گروه گروه به سوی جهنّم اعمالشان سوق می­دهند، نگهبانان جهنّم با تعجب به آنها نگریسته و می­گویند، وای بر شما! مگر در دنیا کسی نبود که شما را از این روز بترساند؟!


آن­ها که جوابی برای گفتن ندارند، در آتش عذاب الهی رها می­شوند. و وقتی که مؤمنین باتقوی را به سوی بهشت اعمال و عقاید خود سوق می­دهند، درهای بهشت به رویشان باز شده و نگهبانان و خدمت­گزاران بهشت با دیدن آن­ها خوشحال می­شوند و به آن­ها خوش­آمد­گویی می­کنند. اهل بهشت هم که خود را در برابر نعمت­های بی­حساب خدای تعالی می­بینند، از او به خاطر این که به وعده­ی خود عمل کرد و در مقابل اعمال و عقاید پاکشان، بهشت را ارزانی آنها کرد، سپاسگزاری می­کنند.[1]


و این ماییم که جایگاه خود در عالم آخرت را انتخاب می­کنیم. پس بیاییم با تکیه بر تقوای الهی و با استعانت از نماز سرنوشتی زیبا و در خور تحسین برای خود رقم بزنیم. انشاء الله.


ای دل به کـوی عشق گذاری نمی­کنی      اسبـاب، جمـع داری و کـاری نمی‌کنی
چوگـان حکم در کف و گـویی نمی‌زنی        بـاز ظفر به دست و شکـاری نمی‌کنی
این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را        در کـار رنـگ و بـوی نگــــاری نمی‌کنی
ترســم کـز ایـن چمن نبـری آستین گل       کـز گلشنـش تحمـل خـــاری نمی‌کنی  
حافـظ بـرو کـه بنـدگی پـادشـــاه وقت        گـر جملــه می‌کنند، تو باری نمی‌کنی


پی نوشتها:   [1]   . سوره­ی مبارکه­ی زمر، آیات 71 الی 74. 


  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


خداوند چه کسانی را دوست دارد؟


اشکال: عدّه­ای را می­بینم که اصلا نماز نمی­خوانند، هزار جور گناه و آلودگی در زندگی خود دارند؛ اما در عین حال مشکلی ندارند و با رفاه کامل زندگی می­کنند. ولی پدر و مادرم که عمری دم از خدا زده­اند، مشکلات خاصی در زندگی خود دارند! فکر می­کنم خداوند آن بی­نمازها را بیشتر از ما دوست دارد و نماز و عبادت ما نزد او ارزشی ندارد.



جواب:


در جواب به این سؤال جا دارد به یکی از سنّت­های خداوند که «استدراج» نام دارد اشاره کنم. بعضی از مردم با گناه­ها و معصیت­هایی فراوانی که دارند، راه گسترده­ی هدایت را به روی خود، تنگ و باریک می­کنند. خدای متعال اینگونه افراد را ـ که از چشم آسمانیان افتاده­اند ـ در چنان رفاهی قرار می­دهد که کمتر به فکر ارتباط با او بیفتند. وقتی نزد این افراد از خدا و ارتباط با او صحبت می­کنیم، با تکبر می­گویند: خدا؟! ما که نیازی به خدای شما نداریم! خدا یعنی پول! خدا یعنی رفاه و تفریح! خدا یعنی لذّت­های دنیا! حتی برخی از آنها که شیفته­ی مال و ثروت خود هستند، به اشتباه گمان می­کنند، چنین ثروتی به دلیل جایگاه برتر آنها در نزد آسمانیان و تقربشان در بارگاه خدای یکتاست![1]


 این مردم زیان کار و از خدا بی­خبر، در غفلتند که این مال و ثروت، نه تنها راهی فرا رویشان نمی­گشاید؛ بلکه بیش از هر چیز آنها را از انسانیت و راه خدا دور می­کند. آنها زمانی به اشتباه خود پی می­برند که دیگر کار از کار گذشته و خود را در خُسران و زیان ابدی می­بینند. وقتی هنگامه­ی مرگشان فرا می­رسید، می­بینند دنیایی که همه­ی عمر خود را صرف او کردند و با تمام وجود عاشقش بودند، به یکباره از دست می­دهند و مجبورند با دست خالی و با کوله­باری از گناه و معصیت، دنیای فانی را ترک کنند. مرگ برای این افراد، شروع اندوه و پریشانی بزرگی است که پایانی برای آن وجود ندارد.   


 سنّت استدراج یعنی این که خدای متعال ـ با ابزار دنیا و دنیازدگی ـ چنین افرادی را به تدریج از راه هدایت دور و دورتر می­گرداند، تا آنکه در کیفر اعمال خود گرفتار شوند و جز حسرت چیزی برداشت نکنند. 


 مشکلات دنیوی برای مؤمنین، تمرین کوچکی برای مرگ و یاد آوری لطیفی است از لحظه­ی دست کشیدن از دنیا. مشکلات دنیا به مؤمن می­آموزد که به جای دل بستن به دنیا، به خدای ربّ­العالمین که خالق دنیا و آخرت است، دل ببندد. فایده­ی مشکلات دنیوی برای مؤمن آن است که ـ قبل از مرگ ـ پی به عدم کارایی اسباب دنیوی برده و با توکل به خدای یکتا، تنها به الطاف ویژه­ی او چشم بدوزد.


جمله­ی مشهوری است که می­فرمایند: «مُوتُوا قَبلَ أن تَمُوتُوا؛ بمیرید، قبل از آن که شما را بمیرانند». یکی از مهمترین ویژگی­های مرگ آن است که به اجبار انسان را از تعلّقات دنیا جدا می­کند و او را به سوی عالم دیگری می­برد. چنین قطع علاقه­ای ـ که از روی اختیار نیست ـ نه تنها برای کسی کمال محسوب نمی­شود؛ بلکه برای شیفتگان به دنیا، و در هنگامه­ی سکرات موت، موجب عذاب جانکاهی خواهد شد. اما کسی که از روی اختیار ـ در عین بهره­مندی از نعمت­های دنیوی ـ دل­بستگی خود نسبت به آن­ها را کنار می­گذارد و به جای دنیای فانی، به خدای یکتا و اولیای معصومش دل می­بندد، علاوه بر آن که نزد خدای متعال اجر فراوانی دارد، مرگ را هم پلی دوست داشتنی می­بیند برای عبور از ناخوشی­های دنیا و ورود به بهشت برین الهی. روی همین اساس است که می­فرمایند: «بمیرید قبل از آن که شما را بمیرانند». 


پی نوشتها:   [1]   . مطلب فوق هرگز بدان معنا نیست که هر کس مال و ثروت داشت مبتلا به سنّت استدراج شده و از راه خدا به دور است. اگر مال و ثروت، موجب غفلت انسان از یاد خدا نشد و بندگی او را در انسان تقویت کرد، مبارک و میمون است. اما اگر مال و ثروت موجب دوری انسان از کمال انسانی خود، و روی آوردن وی به گناه و عصیان شد، نامبارک و غیر میمون بوده و چه بسا مبتلا به سنت استدراج شده باشد.  خداوند متعال در آیه­ی 55 از سوره­ی مبارکه­ی سوره­ی توبه، در مورد فلسفه­ی فزونی مال و ثروت از خدا بی­خبران می­فرماید: «فَلا تُعْجِبْکَ أمْوالُهُمْ وَ لا أوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ» و (فزونى) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد. خدا مى‏خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگى دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!


  

بسم الله الرحمن الرحیم


زندگی با یاد خدا، سرچشمه ی حضور قلب در نماز


زندگی با یاد خدا یعنی در سراسر زندگی خود، خدا را مدّ نظر قرار داده و نهایت سعی خود­­ را به کار گیریم تا رفتاری خداپسندانه داشته باشیم. نوع پوشش، نوع صحبت با دیگران، نوع معاشرت با والدین، نوع نگاه، دقت در معاشرت با نامحرم، و دیگر رفتارهای ما باید به گونه­ای باشد که نشانی از  بندگی ما در محضر خدای سبحان به همراه داشته، و بتوانیم خود را عبد مطیع او بدانیم. امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: «کسی که یاد خدا را در میان غافلین فراموش نمی­کند، [و در میان آنها به گناه و معصیت نمی­افتد] همانند کسی است که در میان دشمنان خدا مشغول جهاد است.»[1]  


 در این قسمت به صورت اختصار به چند مورد از رفتارهایی که یاد خداوند را در زندگی تقویت می­کند اشاره می­شود. رفتارهایی که می تواند سرآغازی باشد برای رسیدن به حضور قلب بیشتر در نماز:


 الف ـ احترام به والدین:


والدین هر کس، اساس و ریشه­ی جسمانی او هستند. کسی که به والدین خود بی­احترامی می­کند در واقع خود را بی­ارزش، و بنیان خود را سُست کرده است. شاید روی همین اساس باشد که در روایات می­فرمایند: بی­احترامی به والدین، عمر را کوتاه، و روزی ـ مادّی و معنوی ـ را هم کم می­کند. اگر کسی از روی خشم به والدین خود نگاه کند، خداوند او را از حوزه­ی رحمت خود دور کرده و نمازش را نمی­پذیرد.» [2]


در مقابل کسی که حرمت «رَحِم» را نگاه داشته، و والدین خود را «محترم» می­شمارد، در واقع به «رحمت» بی­کران الهی وصل شده و بهره­های مادی و معنوی فراوانی در این راه خواهد برد.


 ب ـ کنترل نگاه:


کسی که چشم به حرام می­دوزد، از نگاهش بهره­ای جز «حسرت» و «اضطراب» نخواهد برد. چنین شخصی از خدا دور است و اهل آسمان هم او را شخصی «فاسق» و «خیانت­کار» به شمار می­آورند. نگاه حرام درون انسان را تیره از گناه و معصیت کرده و اجازه نمی­دهد تا نور معنویت و یاد خدا در دل جای گیرد.


در مقابل، کسی که به خاطر خدا چشم از حرام می­پوشد، از درون احساس «عزّت­نفس» و «ارزشمندی» می­کند. او به برکت بندگی خداوند، آنچنان جایگاه رفیعی برای شخصیت انسانی خود قائل است که روا نمی­دارد با نگاه حرام از آن جایگاه عالی انسانی سقوط کرده و در پستی حیوانیت غوطه­ور شود. خدای متعال در پاداش چنین شخصی، او را از دسیسه­های شیطان در امان نگاه داشته و ایمانی به او عنایت می­کند که شیرینی آن را با تمام وجود دریافت می­کند».[3]


 ج ـ فرو خوردن خشم و غضب


یکی از مهمترین راه­های نفوذ شیطان در انسان­ ـ خصوصا جوانان عزیز ـ راه خشم و غضب است. کسی که هنر کنترل خشم را در خود نهادینه نکند و از خود خویشتن­داری نشان ندهد، ممکن است در امتحانی بزرگ گرفتار شده و کاری کند که جبران خسارت آن غیر ممکن باشد. چنین روحیه­ای رحمت خداوند را از زندگی انسان دور می­سازد و موجب قساوت قلب از یاد خدا می­گردد. 


افرادی که گرفتار خشم و غضب هستند، معمولا مبتلا به «خودخواهی» و «خودمحوری» بوده و ارزش کمتری برای افکار و سلایق دیگران قائلند. این افراد ممکن است در مقابل غریبه­ها و فامیل­های دور مجبور به خویشتن­داری باشند؛ اما در برخورد با کسانی که معاشرت بیشتری با آن­ها دارند، نمی­توانند واقعیت درونی خود را مخفی کنند. روی همین اساس است که پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: بهترین شما کسی است که با خانواده­اش بهترین باشد.[4]


دوری جستن از «خودخواهی» و رفتار «محترمانه» نسبت به دیگران، از مهمترین عوامل کنترل خشم و غضب است.


 پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­واله) می­فرماید: «کسی که در عین قدرت بر خشم و انتقام، خشم خود را فرو برد، خداوند متعال به او امنیّت و ایمانی عنایت می­فرماید که شیرینی آن را در کام خود می­یابد[5] 


 د ـ پرهیز از پرگویی:


بسیاری از خطاها و گناهان انسان، از زبان او نشأت می­گیرند. بزرگان علم اخلاق برای انسان ده­ها گناه برشمرده­اند که وزر و وبال آن­ها از راه زبان بر دامن او می­نشیند. کسی که مراقب گفتارش نیست و پرگویی را پیشه­ی خود می­کند، همانند کسی است که با پای برهنه از میان زمین پر از خار و خاشاک عبور می­کند. همانگونه که چنین شخصی با هر قدم سوزش خاری را در پای خود احساس می­کند، شخص پرگو هم با هر بار تکلم، روح خود را آغشته به کدورت­ها و تیرگی­های جدیدی می­بیند.     


 پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: «در غیر از یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ زیرا پرگویی در غیر یاد خداوند، موجب قساوت قلب می­شود و دورترین مردم از خدا، انسان قسیّ القلب است[6]    


پی نوشتها:  [1]  . الکافی، ج2، ص502.   [2] . مستدرک‏الوسائل، ج15، ص195. توجه بفرمایید که این روایت بدین معنا نیست که چنین شخصی نمازش از جهت فقهی قبول نبوده و بدین معنا نیست که باید بعد از توبه نمازش را قضا نماید. بلکه معنای روایت این است که چنین نمازی در نزد خدای متعال پاداش و اجری ندارد و نمی­تواند معراج او باشد. هر چند که نامش در ردیف بی­نمازها نوشته نشده و به او «تارک الصلا?» نمی­گویند.   [3] . وسائل‏الشیعة، ج20، ص192.   [4] من ‏لایحضره ‏الفقیه، ج3، ص555. [5] . وسائل‏الشیعة، ج12، ص178. [6] . وسائل‏الشیعة، ج12، ص194.


  

   بسم الله الرحمن الرحیم


اشکال: نمازخوان­هایی را می­بینم که بر خلاف ادعای خود، رفتارهایی نادرست و ریاکارانه دارند. بنابراین از هر چه نماز و نماز خوان است متنفرم و دوست ندارم مانند آنها باشم!   


جواب: کار خوب فی نفسه خوب است و کار بد هم فی نفسه بد. روی همین اساس اگر انسان خوبی، کار زشتی انجام داد، به خاطر محبّتی که به او داریم کار زشتش را زیبا نمی­بینیم. همچنین اگر انسان غیر متدینی کار خوبی انجام داد، به خاطر بغضی که از او به دل داریم، آن کار خوب را زشت به حساب نمی­آوریم. اگر دیدیم شخص متدینی مبتلا به تند خویی است، به خاطر محبتی که به او داریم هرگز تند خویی را پیشه­ی خود نمی­کنیم؛ اما در عین حال، رویه­ی مثبت شخصیتی او را هم زیر سؤال نبرده و از کارهای خوبش منزجر نمی­شویم. کما اینکه اگر دیدیم شخصی بی­دین و مشرک رفتار صحیحی دارد، به خاطر نفرتی که از آیین و کیش او داریم، رفتار خوبش را بد حساب نمی­کنیم؛ اما در عین حال، با مشاهده­ی رفتار خوبش، شیفته­ی آیین و عقاید الحادی او نمی­شویم.


بهتر است در زندگی واقع بین باشیم و بتوانیم به راحتی خوبی­ها را از بدی­ها جدا کنیم. به عنوان مثال اگر خانمی، شخص محجّبه­ای را دید که از هنر تعامل صحیح با دیگران بی­بهره است، به جای اینکه از حجابش ـ که رفتاری پسندیده است ـ منزجر شود، از رفتار ناصحیحش عبرت بگیرد و سعی کند خودش بانویی محجّبه­، و در عین حال خوش اخلاق و مردم دار باشد. اگر نماز خوانی را دیدید که مبتلا به رذایل اخلاقی است، به جای اینکه از نماز ـ که عبادت خداست ـ منزجر شوید، سعی کنید خودتان نمازخوانی متدین باشید.


طبیعی است که در چنین مواقعی شیطان به جای آن که جوان را به اصلاح خود گرایش دهد، او را وسوسه می­کند که از کار خوب دست بردارد. پس سعی کنید در نبرد با شیطان مغلوب نشده و از این جنگ روانی پیروزمندانه بیرون آیید.   


اگر با چنین نگرشی به عالم بنگریم باید از تمام رفتارهای خوب و پسندیده متنفر شویم و آنها را کنار بگذاریم. چرا که احتمال دارد کسانی که رفتار صحیحی دارند، در عین حال رفتار ناشایستی هم داشته باشند. احتمال دارد کسانی که ادعایی دارند، رفتارشان بر خلاف ادعایشان باشد. بنابراین به محض دیدن رفتار ناپسند آنها، باید از تمام رفتارهای خوبی که در آنها سراغ داریم روی گردان شویم (!) و حال آنکه هیچ عاقلی چنین رفتاری را نمی­پسندد.      


پس پسندیده است که هنر تفکیک بین کار خود از کار بد را در خود تقویت نماییم. کارهای خوب را خوب بدانیم و آنها را سیره­ی رفتاری خود کنیم و کار بد را بد بدانیم که از آن دوری کنیم. بیاییم به جای تمرکز در عیوب دیگران که موجب فراموشی خود و عیوب خود است در خود و کاستی­های خود متمرکز شویم.[1] مطمئن باشیم آنقدر اشکال و ایراد در کار خود می­یابیم که توجه به اصلاح اشکالات خود ما را از مشغله­ی تمرکز منفی در عیوب دیگران باز می­دارد و به جای هدر رفتن انرژی خود آن را متمرکز در اصلاح خویشتن نماییم.   




 [1]   . امام سجاد (علیه­السلام) می­فرماید: همین اندازه عیب برای انسان بس است که متمرکز در عیوب دیگران شده و از دیدن عیوب خود نابینا باشد * «کَفى بِالمَرءِ عیباً أن یَنظُرَ فِی عُیُوبِ غَیرِهِ وَ یُعمى عَن عُیُوبِ نَفسِهِ». (ارشاد القلوب، ج1، ص183)




  
  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن