سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
هــم انــدیشـی دینــی
دانش به آموزش است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :10
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48278
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:12 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

 بسم الله الرحمن الرحیم


با خدای خود منصف باشیم!


وقتی با دید انصاف به زندگی خود می­نگریم، خود را سرشار از نعمت­های خدای متعال می­بینیم. نعمت­هایی که حتی قدرت شکرگزاری یکی از آن­ها را هم نداریم. خداوند در قرآن کریم می­فرماید: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لاتُحْصُوها»[1] اگر نعمت­های خداوند را بشمارید، قابل شمارش نمی­باشد. در کنار میلیاردها میلیارد نعمتی که خداوند به ما عنایت فرموده مشکلات و سختی­هایی هم در زندگی دنیایی وجود دارد. مشکلاتی که برخی از آن­ها صرفا به دلیل بی­توجهی وکم تدبیری ما در زندگی، برخی به جهت گناه و معصیت و برخی دیگر به جهت مصلحت­های مبارکی رخ می­دهد که فواید آن در دراز مدت روشن خواهد شد.


به یاد داشته باشیم که به محض مواجهه با مشکلات زندگی، نعمت­های بی­شمار الهی را به دست فراموشی نسپاریم. به جای شکرگزاری از نعمت­هایش، متمرکز در کمبودهای خود نشده و رفتاری ناسپاسانه نداشته باشیم. منصف باشیم! آیا توانسته­ایم شکر نعمت­های خداوند را به جای آوریم؟! آیا جوانمردانه است که آن همه نعمت­ را نادیده گرفته و با چشم نارضایتی به خدای خود بنگریم؟! پس نماز را قربانی بی­صبری خود نکنیم و با ترک نماز، دست خود را از رحمت بی­منتهای الهی کوتاه نگردانیم. رحمتی که راه جاده­های اخروی را برای ما روشن کرده و از عذاب­های آن در امان می­دارد.   


دانش آموزی که وارد کلاس اوّل ابتدایی می­شود برای آن که بتواند به مراتب عالیه­ی تحصیلی دست یابد باید سختی­ها و امتحان­های مختلفی را پشت سر بگذارد. دنیا، کلاس درس بزرگی است که ما را به کمالات انسانی نزدیک کرده و پاداش آن هم بهشت برین الهی و قرار گرفتن در قرب خدای رئوف می­باشد. سختی­ها­ ودشواری­های زندگی، امتحان­های مبارک و بی­نظیری می­باشند که ثمرات بسیار مبارک و غیر قابل تصوری برای ما خواهد داشت. خدای متعال با سختی­های زندگی در صدد است تا تاریکی­های گناه و معصیت را از ما دور کرده و ما را از ظلمت مخوف آن نجات دهد. ظلمتی که انسان را از بهشت محرم می­کند و در آتش جهنم ساکن می­گرداند.


پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: کمترین کششهای مرگ ـ برای گنه­کار ـ به منزله­ی صد ضربه­ی شمشیر است.[2] امیرالمؤمنین (علیه­السلام) هم می­فرماید: برای مرگ کشش­هایی است که قابل توصیف نیستند و بزرگتر از آن است که به عقل اهل دنیا خطور نماید.[3]


حال وقتی توجه کنیم که خدای منان با سختی­های کوچک دنیا، گرفتاری­های غیر قابل تحمل برزخ و آخرت را از ما دور می­کند، نه تنها چنین مشکلاتی را نشانه­ی روی گردانی خدا از خود نمی­ببینیم؛ بلکه آن­ها را شاهدی بر لطف و توجه خدا خواهیم دید و شاکرانه و با رویی خوش به استقبال این سختی­ها می­رویم.


پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: بیماری­ها گناهان را محو می­کنند. ساعت­هایی که انسان در در بیماری به سر می­برد، ساعت­های گناه و معصیت را از بین می­برند. همچنین آن حضرت می­فرماید: ساعت­هایی که غم اندوه در دل مؤمن قرار می­گیرد، ساعت­هایی است که گناهان او در حال پاک شدن است.[4]  


حکایتی زیبا: ابوبصیر ـ که مردی نبابینا بود ـ می­گوید خدمت امام باقر (علیه­السلام) رسیدم. به حضرت عرض کردم: آیا شما ذریه­ی رسول خدا هستید؟ امام فرمودند: بله.


گفتم: رسول خدا وارث علم همه­ی انبیا بود؟ فرمودند: بله.    


گفتم: آیا شما نیز تمام علوم رسول خدا را به ارث برده­اید؟ فرمودند: آری.


گفتم: شما می­توانید مرده را زنده کنید و کور مادر زاد را معالجه کنید؟ فرمودند: آری، به اذن خدا.


سپس امام با مهربانی فرمود: ابو بصیر! جلو بیا. نزدیکش رفتم. آن حضرت دست به چهره و دیده­ی من کشید و بینا شدم. آنگاه دوباره دست بر صورتم کشید و به حالت اوّل بازگشتم. آنگاه فرمود: می­خواهی بینا باشی و در روز قیامت همانند مردم حساب پس بدهی، یا آنکه دوست داری نابینا باشی و بی­حساب به بهشت بروی؟


گفتم: می­خواهم نابینا باشم؛ زیرا بهشت را بیشتر دوست دارم.[5]


یکی از درس­های این روایت توجه به ادب در دعا و توسل است. ابابصیر به شکلی بسیار زیبا درخواست خود از امام را مطرح کرد و امام هم با سوق دادن توجه او به سوی حکمت نابیناییش او را نسبت به وضعیت موجود راضی کردند. ما هم توجه داشته باشیم که در دعا و نیاش در محضر پروردگار و نیز در توسل­هایی که از محضر معصومین (علیهم­السلام) داریم، ادب نیکویی را رعایت کنیم و توجه داشته باشیم که گاهی لطف و رحمت خداوند در اجابت نشدن خواسته­های ما خواهد بود. البته به اقتضای وعده­ای که خداوند متعال به دعا کنندگان داده، دستی را که به سوی او بلند شده ناامید بر نمی­گرداند در پاداش دعا وتوسل­هایش، برخی از تقدیرهای ناگواری که در فرار رویش قرار گرفته از مسیرش برمی­دارد و یا اینکه آن­ها را ذخیره کرده و در روز واپشین به عنوان انبوهی از اعمال نیک  به او هدیه خواهد کرد.


پی نوشتها:  [1]   . سوره­ی ابراهیم، آیه­ی 34.  [2]   . رسول الله (صلی­الله­علیه­و­آله): أدنَی جَذَباتِ الموت بِمَنزِلَ?ِ مِأئ?ِ ضَربَ?ٍ بَالسَّیف. (میزان الحکم?، حدیث 19228)  [3]  . الإمام علی (علیه­السلام): إنَّ لِلمَوتِ لَغَمَراتٌ هِیَ أفظَع مِن أن تُستَغرَق بِصِفَ?ٍ أو تَعدِلَ عَلی عُقُولِ أهل الدُّنیا / میزان الحکم?، حدیث19230  [4]   . قَالَ رَسُولُ اللَّه (صلی­الله­علیه­وآله): السُّقْمُ یَمْحُو الذُّنُوبَ وَ قَالَ  (صلی­الله­علیه­وآله) سَاعَاتُ الْوَجَعِ یُذْهِبْنَ سَاعَاتِ الْخَطَایَا وَ قَالَ (صلی­الله­علیه­وآله) سَاعَاتُ الْهُمُومِ سَاعَاتُ الْکَفَّارَاتِ وَ لا یَزَالُ الْهَمُّ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى یَدَعَهُ وَ مَا لَهُ مِنْ ذَنْبٍ. (بحارالأنوار، ج64، ص245)  [5]   . الخرائج‏والجرائح، ج 1، ص274.


  

بسم الله الرحمن الرحیم 


راه­کار عملی دیگری برای تقویت حضور قلب در نماز


تعقیبات نماز:


در روایات اهل بیت (علیهم­السلام) از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده. نمازگزار هنگام عبادت در هاله­ای از نور قرار می­گیرد و بعد از نماز سفره­ای از نعمت خداوند برای او گسترده می­شود. شیطان در تلاش است تا مانع استفاده­ی شما از این سفره شود روی همین اساس است که می­بینیم بعد از خواندن نماز سریع شما را از پای سجاده دور می­کند تا از این فرصت ملکوتی بی­بهره شوید. لذا نهایت تلاش خود را به خرج دهید تا بتوانید بعد از نماز لحظاتی را به خواندن تعقیبات مربوط به آن نماز و تفکّر اختصاص دهید. تداوم این کار موجب می­شود تا بعد از مدتی انس خاصی به لحظات بعد از نماز پیدا کنید. همین انس موجب می­شود تا به خود نماز هم محبت خاصی پیدا کرده و بتوانید حضور قلب بیشتری داشته باشید.


فایده­ی دیگر این کار آن است که نشان دهنده­ی میزان توجّه شما به نماز و گفتو با خدای یکتا است. کسی که بعد از نماز واجب بلافاصله از جا بلند می­شود و دنبال کار دنیوی خود می­رود، همانند دانش آموزی است که به محض شنیدن صدای زنگ، جلوتر از معلّم از کلاس بیرون می­پرد تا هر چه زودتر از مدرسه بیرون رود! نمازگزاری که بدون علّت و بلافاصله بعد از نماز از جا بلند می­شود، رفتارش بیانگر این واقعیت است که نماز را نه با عشق و علاقه؛ بلکه از روی اجبار و ترس از جهنم به جای آورده است. اما نمازگزاری که بعد از اتمام نماز باز هم با طمأنینه و آرامش در جای خود قرار می­نشیند و مشغول دعا و نیایش با خدای خود می­گردد، رفتارش بیانگر ادب و احترامی است که در مقابل خدای خود داشته و پر واضح است که اجر فراوانی هم نزد خدای یکتا دارد.    


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: کسی که نماز واجبی را اقامه کند و تعقیبات آن را به جای آورد، میهمان خداست و خداوند بر خود واجب کرده که میهمان خود را اکرام کند.[1]


پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: کسی که نماز واجبی را به جا آورد، خداوند برایش دعای مستجابی کنار گذاشته که اگر صلاح باشد آن را در دنیا به او اعطا فرماید و اگر نه آن را در آخرت به او عنایت فرماید.[2]


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: کسی که بلافاصله بعد از نماز واجب، تسبیحات حضرت زهرا (سلام­الله­علیها) را انجام دهد، خداوند متعال گناهان او را می­آمرزد. [3] همچنین در جای دیگر می­فرماید: ثواب این تسبیح از ثواب هزار رکعت نماز مستحبی بالاتر است.[4]         


پی نوشتها:  [1]   . أبِی عَبْدِ اللهِ (علیه­السلام) قَالَ مَنْ صَلَّى صَلاةً فَرِیضَةً وَ عَقَّبَ إِلَى أخْرَى فَهُوَ ضَیْفُ اللهِ وَ حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ یُکْرِمَ ضَیْفَهُ. (الکافی، ج3، ص341)  [2]   . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی­الله­علیه­وآله) مَنْ أَدَّى فَرِیضَةً فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ فَإِنْ شَاءَ عَجَّلَهَا لَهُ فِی الدُّنْیَا وَ إِنْ شَاءَ أَخَّرَهَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ. (مستدرک‏الوسائل، ج5، ص28)  [3]   . قَالَ أبُو عَبْدِ اللهِ (علیه­السلام) مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (علیهاالسلام) قَبْلَ أنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلاةِ الْفَرِیضَةِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ لْیَبْدَأ بِالتَّکْبِیرِ. (الکافی، ج3، ص342)  [4] . أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیه­السلام) یَقُولُ تَسْبِیحُ فَاطِمَةَ (علیهاالسلام) فِی کُلِّ یَوْمٍ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلاةٍ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ صَلاةِ أَلْفِ رَکْعَةٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ. (الکافی، ج3، ص343)


  

بسم الله الرحمن الرحیم 


نماز اوّل وقت:


کسانی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا می­آورند در مقایسه با کسانی که اینگونه نیستند، نگرش یکسانی در مورد نماز ندارند. گروه دوم هر وقت به یاد نماز خوانده­ نشده­ی خود می­افتند، دلهره­ و اضطرابی وجودشان را فرا می­گیرد. این دلشوره ادامه دارد تا اینکه نماز خود را بخوانند و از دستش خلاص شوند. چنین نمازی، نه از روی عشق و محبّت به نماز؛ بلکه به انگیزه­ی رهایی از این تکلیف سخت بوده است. این افراد به نماز به عنوان تکلیفی سنگین و نگران کننده نگاه می­کنند و ممکن است از اعماق وجود دوست داشته باشند که «ای کاش خداوند تکلیفی به عنوان نماز نداشت!». این نگرش موجب می­شود تا به تدریج از نماز فاصله گیرد و ـ نعوذ بالله ـ برای مدتی اصل نماز را کنار بگذارد تا اینکه وقتی به یاد نماز افتاد با خود بگوید: «اصلا نماز نمی­خوانم تا اینکه دلشوره­ی انجام ندادن این تکلیف در وجودش سایه نیندازد!».  


در مقابل، کسی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا می­آورد، هر وقت به یاد نماز می­افتد نفس راحتی می­کشد و از اینکه وظیفه­ی خود را به موقع انجام داده احساس «عزّت نفس» و «ارزشمندی» می­کند. نماز این شخص، نه به نیّت ادای تکلیف و رهایی از آن؛ بلکه از روی محبّت و علاقه به خدای متعال و عشق به انجام تکلیف الهی است. نماز اوّل وقت نزد خدای سبحان ارزش بسیار زیادی دارد و تا وقتی که این نمازگزار مقید به نماز اوّل وقت است، شیطان نمی­تواند به راحتی در او نفوذ کرده و توفیق نماز را از او سلب نماید.  


بنابراین برای این که همیشه نماز بخوانید بهترین کار این است که مقید به نماز اوّل وقت شوید. توجه داشته باشید که شیطان برای این که نماز را از شما بگیرد، سعی دارد تا در اوّلین قدم شما را از نماز اوّل وقت دور سازد. اگر توانست کسی را از نماز اوّل وقت دور سازد، به تدریج فاصله­ی او را با نماز اوّل وقت بیشتر و بیشتر می­کند تا جایی که شخص را در لبه­ی پرتگاه ترک نماز قرار دهد و با اندک تلنگیری در تنهایی و تاریکی ترک نماز رهایش سازد. پس وقتی تصمیم گرفتید نماز را در اوّل وقت بخوانید، مقید باشید که حتی برای نیم ساعت هم که شده آن را به تأخیر نیندازید؛ چرا که پذیرش تأخیر نیم ساعتی، فتح بابی برای شیطان است تا امیدوارانه به وسوسه­ها و فشارهای خود ادامه دهد و شما را راضی به پذیرش تأخیرهای بیشتر نماید.   


توجه: کسانی که به علت موقعیت کاری و درسی خود نمی­توانند نماز را هنگام اذان اقامه کنند، لااقل در اوّلین فرصت ممکن نماز خود را اقامه کنند، تا از فیض و برکات نماز اوّل وقت بی­بهره نمانند.       


فضیلت نماز اول وقت در روایات:


پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: هیچ بنده­ای نیست که مراقت اوقات نماز باشد مگر اینکه سه چیز را برای او تضمین می­کنم؛ «آسودگی در هنگام مردن»، «از بین رفتن غم و اندوه­ها»، و «نجات از آتش جهنم».[1]    


امیرالمؤمنین (علیه­السلام) می­فرماید: در خواندن [به موقع] نمازهای پنج­گانه مراقبت کنید؛ زیرا این نمازها در پیشگاه خداوند متعال منزلت خاصی دارند.[2] 


پی نوشتها:  [1]   . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی­الله­علیه­وآله) : مَا مِنْ عَبْدٍ اهْتَمَّ بِمَوَاقِیتِ الصَّلاةِ وَ مَوَاضِعِ الشَّمْسِ إِلَّا ضَمِنْتُ لَهُ الرَّوْحَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ انْقِطَاعَ الْهُمُومِ وَ الأَحْزَانِ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ. (مستدرک‏الوسائل، ج3، ص148، ح32) [2]   . امیرالمؤمنین (علیه­السلام): حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فِی أَوْقَاتِهَا فَإِنَّهَا مِنَ اللَّهِ جَلَّ­وَعَزَّ بِمَکَانٍ. (بحارالأنوار، ج74، ص294)

  

بسم الله الرحمن الرحیم 


چرا نماز می­خوانیم؟


طبق روایات اهل بیت (علیهم­السلام)  علت اصلی هر چیزی که خدای متعال حرام یا واجب کرده، به نفع و ضرر دنیوی یا اخروی ما برمی­گردد. یعنی خدای متعال که می­داند انجام برخی از کارها موجب ضرر دنیوی یا اخروی قابل توجه است، انجام آن کار را از ابتدا حرام کرده تا بندگانش مبتلا به صدمات آن نشوند. همچنین خدای متعال می­داند که انجام برخی از کارها سود بسیار زیادی برای انسان دارد تا جایی که از دست دادن آن سود صدمه­ای بزرگ برای او به جای خواهد گذاشت. لذا در قالب یک دستور آمرانه ما را تشویق به انجام آن کار می­کند. با این مطلب روشن شد که هدف از امر و نهی الهی، کسب سود و دفع زیان برای خود ما می­باشد و در این میان هم نفع و زیانی متوجه خدای سبحان نخواهد شد.


البته لازم به ذکر است که توقع نمی­رود ما بتوانیم به سود و زیان همه­ی واجب­ها و حرام­های الهی پی­ ببریم. ما در محضر خدای حکیم همچون کودکی هستیم که قادر به درک بسیاری از سود و زیانهایش نمی­باشیم. اما می­دانیم که امر و نهی خدای متعال از روی حکمت است و خدای حکیم هم کار بیهوده انجام نمی­دهد. روی همین اساس احکام او را به دیده می­نهیم و با اطمینان خاطر به آنها عمل می­کنیم.   


برخی بدون توجه به این مطلب مهم، به اشتباه می­گویند: خداوند چه نیازی به عبادت و نماز ما دارد؟ این افراد توجه ندارند که خدای متعال هیچ نیازی به ایمان ما ندارد. او بی­نیاز مطلق و عاری از هرگونه نقصی است. اگر تمام مردم روی زمین کافر شوند از خدایی خدا چیزی کم نمی­شود و اگر هم همه مؤمن و متقی شوند چیزی به او افزوده نمی­گردد. عبادت خدای متعال تنها راه برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی است و نماز هم نردبان عروج به کمالات انسانی است.


حال که بحث به اینجا کشید لازم می­دانم نکته­ی دیگری هم مطرح کنم. در کنار مطلبی که تا اینجا بیان شد، احکام الهی فایده­ی خاص دیگری هم دارد و آن تقویت روحیه­ی عبودیت و بندگی است. مهمترین مقام برای هر انسانی این است که همواره این واقعیت بزرگ را آویزه­ی گوش خود کند که او بنده­ی خدای متعال است و هر چه دارد همه از اوست. مقام عبودیت خداوند چنان وسعتی دارد که حتی از مقام رسالت هم بالاتر است. روی همین اساس در تشهد نماز، ابتدا شهادت می­دهیم که پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) عبد خدا بود و بعد از آن شهادت به رسالت او می­دهیم. پذیرفتن عبودیت خدای سبحان اقتضا دارد تا هر چه گفت بدون چون و چرا بپذیریم حال که به فسلفه­ی احکام او پی ببریم و چه به فلسفه­ی آن پی نبریم. اگر کسی صرفا به دلیل نفع و ضرر خود احکام الهی را اجرا کند، هر چند که به هدفش می­رسد؛ اما چون در این میان فقط «خود» را می­بیند، هنوز بویی از «عبودیت» خدای ربّ العالمین را استشمام نکرده است. اما کسی که هدفش از اطاعت دستورهای الهی را پذیرش بندگی او قرار داده، در جرگه­ی بندگی خدا راه پیدا کرده و بهره­ی بسیار بالاتری از اعمال خود خواهد برد. 


اینجاست که فاصله­ای بزرگ میان مردم ایجاد می­گردد. برخی از مردم که در عمل به دستورات الهی توجهی به جنبه­ی عبودیت آن ندارند، به محض مشاهده­ی حکمی که سود و زیان آن برایشان نامعلوم است به سادگی از آن نافرمانی می­کنند و می­گویند: تا نفهمم که ترک این کار حرام چه زیانی برای «من» دارد، آن را ترک نمی­کنم و تا نفهمم که انجام این کار واجب چه سودی برای «من» دارد، آن را انجام نخواهم داد. حتی برخی قدم را فراتر گذاشته و با پشت کردن به احکام الهی می­گویند «من» دوست دارم به شیوه­ی دیگری با خدای خود صحبت کنم. کی گفته تنها راه تقرب به درگاه الهی نماز است؟! «من» به جای نماز می­نشینم و در دلم با خدای یکتا مناجات می­کنم! چنین شخصی از یاد برده است که خداوند نیازی به مناجات ما ندارد. او با این دستورها عبودیت و اطاعت پذیری ما را می­خواهد. او می­خواهد تا با تقویت روحیه­ی عبودیت، ما را از بندگان خوب و ممتاز خود گرداند و به کمالات عالی انسانی برساند. اما کسی که متکبرانه به خدا و دستورات او پشت کرده و راه خاص خود را طی می­کند. نه به خدا می­رسد و نه به کمال انسانی خود. چنین شخصی در دنیا سرگردان کبر و منیت خود است و در آخرت هم بی­نصیب از لطف خداوند.


حضرت زهرا (سلام­الله­علیها) در مورد علت وجوب نماز می­فرمایند: خداوند متعال نماز را واجب کرد تا انسان­ها از تکبر دوری کنند.[1]


پی نوشتها:  [1]   . قَالَتْ فَاطِمَةُ (علیهاالسلام) فِی خُطْبَتِهَا: فَرَضَ اللهُ … الصَّلاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْر. (وسائل‏الشیعة، ج1، ص22)

  
  

بسم الله الرحمن الرحیم 


چرا نماز به زبان عربی است؟ آیا اگر نماز را به زبان خود می­خواندیم حضور قلب بیشتری نداشتیم؟!


جواب:


1. اگر چنین باشد باید عرب زبان­ها حضور قلب خوبی نسبت به نماز داشته باشند. حال آنکه می­بینیم آن­ها هم همانند دیگران با مشکل حضور قلب در نماز مواجه هستند.


2. همه­ی ما ـ ولو در حد اجمال ـ معنای عبارت­های نماز را می­دانیم. می­دانیم که «الله اکبر» یعنی چه. می­دانیم که «مالک یوم الدین» یعنی چه و می­دانیم که «اهدنا الصراط المستقیم» چه معنایی دارد. در صورتی هم که کسی ادعا کند معنای عبارت­های نماز را نمی­داند جا دارد به او گفت مگر عبارت­های نماز با حذف مکرراتش چقدر است؟! آیا نماز در زندگی این افراد آنقدر اهمیت ندارد که وقت بگذارند و کلمات نماز را ـ که بیش از نیم صفحه نیست ـ یاد بگیرند؟! پس کسانی که در توجیه عدم حضور قلب خود در نماز، جهل به معنای آن را بهانه می­کنند، عذر درست و قابل قبولی مطرح نکرده­اند.


3. نماز، نماد و پرچم دین است. مردمی که در یک کشور زندگی می­کنند، با وجود اختلاف زبانی و فرهنگی فراونی که دارند، همه در زیر یک پرچم هستند. همین پرچم واحد موجب اتحاد و یک­دلی مردم آن کشور خواهد شد. شیعیان با اختلاف فرهنگی و زبانی که دارند و سرتاسر جهان پراکنده هستند؛ وقتی به نماز آن­ها نگاه می­کنیم می­بینیم که همه به یک شکل و با یک لفظ نماز می­خوانند. همین نماز، نماد وحدت و یک­دلی در میان مسلمانان خواهد بود که امری بسیار مهم است. پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: برای هر چیزی نماد و چهره­ای است، و نماد دین شما نماز است.[1]  


4. خداوند متعال از قرآن کریم به عنوان تنزیل یاد کرده است. مفاهیم قرآنی آنقدر عمیق است که برای انسان­های عادی قابل فهم نیستند. روی همین اساس خداوند مفاهیم قرآنی را آنقدر تنزل داده تا معنای اولیه­ی آن برای همگان قابل فهم باشد. آنگاه این معارف را در قالب زبان عربی در اختیار ما قرار داد. طبیعی است که ترجمه­ی قرآن هرگز نمی­تواند با خود قرآن برابری داشته باشد. چون مترجم نسبت به معارف عمیق قرآنی اطلاع ناقصی دارد طبیعی است که در ترجمه­ی خود هم آن معارف را جا انداخته و یادی از آنها نداشته باشد. حضرت آیت الله جوادی آملی در این رابطه می­فرماید: ترجمه­ی قرآن همانند آن است که کسی بخواهد با یک آب­کش از دریا آب بردارد.یعنی مقدار زیادی از مفاهیم عالی قرآن هنگام ترجمه جا مانده و فقط به اندازه­ی تری دریا آب برداشت می­شود. حال وقتی در نماز عین عبارت­های عربی حمد را می­خوانیم با خداوند با عین عبارت­هایی که خود به ما آموخته سخن گفته­ایم بدون آن­که در این میان چیزی کم یا زیاد شود اما در ترجمه­ی قرآن بسیاری از مفاهیم آن مورد غفلت قرار می­گیرد.


5. الفاظ قرآن از نوارنیت ویژ­ای برخوردار است که ترجمه­ی آن اینگونه نیست. در این رابطه نسبت ترجمه­ی قرآن با خود قرآن همانند نسبت عکس و نقاشی است در مقایسه با اصل خارجی آن. این الفاظ عربی قرآن عین همان الفاظی است که خداوند متعال به واسطه­ی حضرت جبرئیل برای پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­و­آله) فرو فرستاد. پر واضح است که وقتی این الفاظ چنین مسیری را طی کرده­اند برکت و نورانیت فوق العاده­ای پیدا می­کنند که لفظ دیگری با آن برابری نمی­کند. روی همین اساس است که دست زدن بدون وضو به آیات قرآنی حرام است؛ اما دست زدن به ترجمه­ی آن مانعی ندارد. البته لازم به ذکر است که این مطلب هرگز بدان معنا نیست که ما توجهی به معنای قرآن نداشته باشیم. خود قرآن کریم بارها ما را به تدبر در آیاتش فرا می­خواند و تدبر در آیات قرآن هم مستلزم آن است که فهم درستی از معنای آن داشته باشیم. این کلام بدان معناست که در عین توجه به معنای قرآن کریم از عبارت­های خود قرآن کریم غافل نباشیم. یعنی سعی کنیم حین خواندن قرآن به معنای آن هم توجه داشته باشیم. نه اینکه به صرف خواندن معنای آن بسنده کنیم.   


6. الفاظ این نماز، عین الفاظی است که همه­ی معصومین (علیهم­السلام) با آن با خدای خود مناجات می­کردند. هم اکنون هم وجود مقدس امام زمان (عجل­الله­تعالی­فرجه) با این الفاظ نماز می­خواند. طبیعی است که چنین الفاظی از نورانیت خاصی برخوردار باشد. وقتی که ما خود را دوست­دار آن اولیای الهی می­دانیم مشتاقیم که همانند آن­ها خدای خود را عبادت کنیم.


 پی نوشتها: [1] . رسول الله ( صلی­الله­علیه­وآله ): لکلِّ شیءٍ وجهٌ و وجهُ دینکم الصلاه. (الکافی ج3 ص270) 


  

بسم الله الرحمن الرحیم 


جایگاه نماز در روایات:


هر چیزی نماد و علامتی دارد و علامت دینداری ما نماز است. نماز در واقع نماد و پرچم دین ماست و با نماز است که می­توان دین­داری خود را به نمایش گذاشت.


پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: برای هر چیزی نمادی است و نماد دین شما نماز است.[1]


دغدغه­ی بسیاری از مردم این است که چگونه از شر شیطان در امان باشند. نماز به منزله­ی قلعه­ی محکمی است که انسان را از یورش­های شیطان در امان می­دارد. کسی که به نماز پناه ببرد و نماز را در زندگی خود اقامه کند، در دام شیطان گرفتار نشده و از صراط مستقیم خارج نمی­گردد.


امیرالمؤمنین (علیه­السلام) می­فرماید: نماز قلعه­ای است در برابر یورش­های شیطان.[2]


فقر ذاتی ما اقتضا دارد تا همواره محتاج رحمت الهی باشیم. رحمت الهی زندگی را به کام انسان شیرین کرده و موجب می­شود تا از کنار مشکلات به راحتی عبور کند. کسی که غرق در رحمت الهی است هیچ گاه دچار سرگردانی و تحیّر نشده و همواره راه خروجی از سختی­ها و گرفتاری­های زندگی فرا روی خود خواهد دید.   


امیرالمؤمنین (علیه­السلام) می­فرماید: نماز، رحمت خداوند را به سوی انسان هدایت می­کند.[3]


نماز ارتباط خاص با خدای متعال و راز و نیاز با درگاه اوست. روی همین اساس محبوب­ترین اعمال در نزد خدای متعال نماز است. اهمیت نماز هم اقتضا دارد تا آخرین وصیتی که بر زبان همه­ی انبیای الهی جاری می­شود توصیه­ی به نماز باشد.


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: محبوب­ترین اعمال نزد خدای متعال نماز است. و نماز آخرین وصیت همه­ی انبیای الهی بوده است.[4]


امیرالمؤمنین (علیه­السلام) در وصیت خود می­فرماید: شما را به خدا، شما را به خدا در مورد نماز؛ چرا که نماز ستون دین شماست.[5]


 پی نوشتها:  [1]   . رسول الله ( صلی­الله­علیه­وآله ) : لکلِّ شیءٍ وجهٌ و وجهُ دینکم الصلاه / الکافی، ج3، ص270.  [2]   . الإمام علی (علیه السلام): الصَّلاه حصنٌ من سطوات الشیطان / غررالحکم،ح3343.  [3]   . الإمام علی (علیه السلام): الصَّلاه تستنزل الرحمه. (غررالحکم، ح3341) [4]   . الإمام الصادق (علیه­السلام ): أحبُّ الأعمال إلی الله عزوجل الصلاه، و هی آخر وصایا الأنبیاء. (من لایحضر، ج1، ص210) [5]  . الإمام علی (علیه السلام): اللهَ اللهَ فی الصلاه؛ فإنَّها عمودُ دینکم. (من لایحضر، ج4، ص189)


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم


راه کاری برای تقویت حضور قلب در نماز


توجه به فقر ذاتی خود و کبریایی خداوند: نعمت­ها و توانمندی­هایی که داریم همه از سرچشمه­ی لطف و رحمت خداوند است. اگر سلامتی و امنیت داریم، اگر می­توانیم روی پای خود بایستیم، اگر می­توانیم ببینیم و بشنویم، اگر می­توانیم با او به گفتگو بنشینیم همه و همه از لطف بی­کران او نشأت میگیرد. اگر لطف خدا نبود آیا به خودی خود توان داشتیم که قدم از قدم برداریم؟! اگر لطف او نبود آیا می­توانستیم آرامش داشته باشیم. اشتباه است اگر حتی یکی از نعمت­های درونی را از آن خود بدانیم. وقتی با دید واقع بین به خود و اطرافمان نگاه می­کنیم جز فقر و اظهار نیاز به درگاه الهی چیز دیگری نخواهیم دید.


بیان دیگر: وقتی بطری پر از آب را برای چند دقیقه درون دریا بگذاریم، چیز خاصی از آب دریا را درون خود راه نمی­دهد؛ اما اگر بطری خالی را درون دریا گذاشتیم بلافاصله پر از آب دریا خواهد شد. ما هم اگر خود بین شدیم وقتی درون دریای نماز می­شویم چیز خاصی دریافت نمی­کنیم؛ اما وقتی با توجه دقیق به خود، دیدیم روی هر خوبی که دست می­گذاریم منشأش خدای متعال است و ما هیچ چیزی از خود نداریم؛ در این صورت خود را فقیر، تهی و نیازمند می­بینیم. وقتی با چنین نگرشی وارد دریای نماز شدیم، خود را سرشار از عطر یاد خدا دیده و شیفته­ی عظمت و کبریایی خدای تعالی می­شویم. همین شیفتگی انسان را در جذبه­ای ملکوتی قرار می­دهد و جز یاد خدا به چیز دیگری رضایت نمی­دهد.



یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ.[1] اى مردم شما (همگى) نیازمند به خدائید تنها خداوند است که بى‏نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!


چنین نگرشی به عالم هستی موجب می­شود با تمام وجود از مرکب تکبر و خود بینی پیاده شده و خود را بنده­ی عاجزی در برابر خدای سبحان بینیم. وقتی خود را تهی از هر قدرتی دیدیم و در مقابل، خدای متعال را هم بی­نیاز مطلق و سرچشمه­ی همه­ی کمالات هستی؛ در این صورت در برابر ساحت کبریائیش از روی ادب «قیام» می­کنیم، خاضعانه به «رکوع» می­رویم، و ساجدانه سر به خاک بندگی و «سجود» می­گذاریم. کسی می­تواند وارد حریم معنوی نماز شود که خود را فراموش کرده و به جای خود بینی ، خدابینی را اختیار نماید. در زندگی جز او معشوق دیگری نداشته باشد و جز او به کسی دل نبندد. اما کسی که به جای «خدا بینی»، «خود بینی» را پیشه­ی خود کرده، و به جای تعریف از «او»، از «خود» می­گوید، شایستگی ورود به حریم معنوی نماز و چشیدن طعم خوش بندگی را ندارد.


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: هر گاه رو به قبله ایستادی، دنیا و هر چه در آن است و نیز مردم و احوال و اوضاع آنها را یکسره فراموش کن. آنگاه دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز می­دارد، فارغ گردان و با چشم دل عظمت خدای را ببین و آن روزی را به یاد آور که هر کسی کرده­ی خویش را می­یابد و همگان به سوی خداوند که مولای حقیقی آنهاست برگردانده می­شوند و در آن روز تو با پای ترس و امید در پیشگاه او می­ایستی.[2]


پاروقی: [1]   . سوره­ی فاطر، آیه­ی 15.  [2]   . مستدرک‏الوسائل، ج4، ص95.



  

بسم الله الرحمن الرحیم


ارزش حضور قلب در نماز


سؤالی که ذهن بسیاری از نمازگزاران را مشغول کرده این است که چگونه می­توان نمازی با حضور قلب اقامه کرد؟! و چگونه می­توان با اقامه­ی نماز واقعی از بدی­ها دور شده و با خدای خود عاشقانه به گفتگو بنشینیم؟!   


نماز، بهترین نوع رابطه با خدای متعال است. نماز، محلّی است برای نمایش عصاره­ی شخصیتی و وجودی انسان. هر اندازه که از تعلقات دنیا دل کنده و با عالم معنویت ارتباط داشته باشیم، به همان نسبت در نمازمان هم حضور قلب بیشتری خواهیم داشت. در واقع نماز، جلسه­ی امتحانی است که میزان بندگی انسان را به نمایش می­گذارد. درست است که در جلسه­ی امتحان باید دقت لازم را به خرج داد، اما توجه به این نکته هم ضروری است که برای موفقیت در امتحان باید سرمایه­ی اصلی را از قبل آماده کرد. حقیقت نماز، برقراری ارتباط خاص با خدای رب العالمین است. آیا کسی که در رفتارهای روزمره­ی خود ارتباطی با خدای یکتا احساس نمی­کند؛ آیا کسی که تنها بر سر سجاده­ی نماز به یاد ارتباط با خدا می­افتد؛ آیا کسی که بیشتر عمر خود را در غفلت از یاد خدا به سر می­برد؛ می­تواند هنگام نماز ارتباطی ویژه با خدای خود برقرار ساخته و با تمام وجود، با او به راز و نیاز بپردازد؟! مسلماً چنین نیست.


اگر دوست داریم طعم شیرین نماز را در زندگی خود بچشیم و با آن انس بگیریم، باید در همه­ی شئون زندگی خود رضای خدای متعال را در نظر داشته باشیم، احکام الهی را بر دیده­ی تسلیم نهاده و از صراط مستقیم الهی خارج نشویم. باید «خود» و «خواسته­های نفسانی» خویشتن را کنار بگذاریم و نگاه­مان را به راه بندگی او بدوزیم. اگر چنین باشیم، خدای متعال هم فرشی از نور، فراراهمان می­گسترد تا راهنمای زندگی ما گشته و چراغی از معنویت در وجودمان روشن خواهد کرد. آنگاه در نماز و عبادت، جلوه­هایی زیبا از خود در وجودمان عیان خواهد کرد. تا جایی که نماز را «شیرین­ترین»، «لطیف­ترین» و «عاشقانه­ترین» عمل خواهیم دید. انشاء الله.             


 پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: وقتی بنده­ای با همه­ی وجود برای نماز قیام کند، و قبلش هم متوجه خدای تعالی باشد، بعد از نماز مانند روزی خواهد شد که از مادر زاده شده است.[1]   


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: کسی که دو رکعت نماز بخواند و در آن نماز متوجه چیزی از امور دنیا نشود، خداوند گناهانش را می­آمرزد.[2]


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: وقتی بنده­ای برای نماز قیام کند، خداوند سه بار به او روی می­کند. اگر در هر سه بار از خداوند روی گرداند و به او توجه نکرد، خداوند از او روی گردان می­شود.[3]


پی نوشت ها: [1]   . وَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی­الله­علیه­وآله) إِذَا قَامَ الْعَبْدُ إِلَى الصَّلَاةِ فَکَانَ هَوَاهُ وَ قَلْبُهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى انْصَرَفَ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ. (مستدرک‏الوسائل، ج4، ص102)  [2]   . أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیه­السلام) یَقُولُ مَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ یَعْلَمُ مَا یَقُولُ فِیهِمَا انْصَرَفَ وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ ذَنْبٌ (الکافی، ج3، ص266) [3]   . عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه­السلام) قَالَ إِذَا قَامَ الْعَبْدُ إِلَى الصَّلاةِ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِوَجْهِهِ فَلَا یَزَالُ مُقْبِلا عَلَیْهِ حَتَّى یَلْتَفِتَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ فَإِذَا الْتَفَتَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ أَعْرَضَ عَنْهُ. (وسائل‏الشیعة، ج7، ص288)


  

بسم الله الرحمن الرحیم


به هر ترتیبی که شده نمازتان را بخوانید!


چون خدای متعال نور آسمان و زمین است، راه رسیدن به او هم عنوانی نورانی است. از طرفی گناه و معصیت که عصیان و سرپیچی از خداوند است، عنوانی ظلمانی و تاریک است. انسانی که خود را از گناه و معصیت دور نگاه داشته فطرتش دوست­دار همه­ی عناوین نورانی بوده و از هر گناهی هم منزجر خواهد بود. اما کسی که خود را آلوده به گناه و عصیان کرده، گرد و غبار غفلت را بر فطرت خدا جوی خویش نشانده و در تاریکی و ظلمت به سر می­برد؛ چنین شخصی نه تنها طالب نور نیست؛ بلکه با عناوین نورانی سنخیت کمتری داشته و از آن­ها دوری می­جوید. هر قدر تاریکی وجودی انسان بیشتر شود، انزجار از او نورانیت بیشتر خواهد شد، تا جایی که دیگر علاقه­ای به ارتباط با خدای متعال نداشته و از انجام کارهایی که راه بندگی خدای تعالی است دوری می­گزیند. اگر کسی با خواندن نماز خود را در فشار روانی می­بیند؛ توجه داشته باشد که این ظلمت­های درونی­اش هستند که اجازه نمی­دهند از این نردبان نورانی بالا رفته و به کمال معنوی خود دست یابد.


برخی از گناه­کاران بدون توجه به این مسأله­ی مهم، به جای آنکه اشتباهات رفتاری خود را کنار گذاشته و خود را از ظلمت گناه و معصیت نجات دهند، نردبان نورانی نماز را کنار گذاشته و راضی می­شوند همچنان در ظلمت و تاریکی گناه باقی بمانند. غافل از اینکه این فشار روانی، جلوه­ی کوچکی از حقیقت برزخی آنهاست که بعد از مرگ با آن محشور شده و مجبورند تا ابد با آن همراه باشند. برخی دیگر وقتی با چنین تعارضی مواجه می­شوند عاقلانه رفتار کرده و همچنان که به نماز خود ادامه می­دهند، سعی در کنار گذاردن اشتباهات رفتاری خود داشته و با صبر و تحمل نیز با استعانت از نورانیت نماز، خود را از ظلمت گناه رهایی می­دهند. بنابراین در این لحظات هم به هر ترتیبی که شده نماز را بخوانید و اجازه ندهید حتی دو رکعت از نمازتان هم قضا شود.    


  

بسم الله الرحمن الرحیم


با ستون دین، بازی نکنید! 


هر ساختمانی برای آن که قابل استفاده باشد، باید از ویژگی­های خاصی برخوردار باشد. ویژگی­هایی چون: درب، پنجره، آب، برق، گاز، سرویس بهداشتی، و ... اگر یکی از این امکانات در ساختمانی نباشد، آن ساختمان، ناقص به شمار آمده و بسته به نوع اهمیتش، زندگی در آن ساختمان هم با مشکل برخورد خواهد کرد. هر کدام از امکانات ساختمان را در نظر بگیریم، هیچ یک نقش ستون و اهمیت آن را نخواهد داشت. اگر خانه­ای آب، برق، گاز و حتی درب نداشته باشد، هر چند با زحمت اما بالآخره قابل استفاده است؛ اما اگر ساختمانی ستون نداشته باشد و یا اینکه ستون­هایش متزلزل شود، تمام بنیان ساختمان از هم پاشیده شده و تبدیل به خرابه­ای بی­استفاده خواهد شد. دین ما هم دارای ساختمانی است و ستون ساختمان دین ما، نماز است.


امیرالمؤمنین (علیه­السلام) در وصیت خود فرمودند: شما را به خدا، شما را به خدا، در مورد نماز! چرا که نماز بهترین عمل و ستون دین شماست.[1]


کسی که نماز را کنار گذاشته و یا اینکه نسبت به آن سهل انگار باشد، در واقع ستون دین خود را متزلزل کرده و خانه­ای دینش را تبدیل به خرابه­ای بی­استفاده کرده است. پر واضح است که خداوند متعال تنها اعمال انسان دین­دار را مورد قبول خود قرار می­دهد. حال اگر کسی با کنار گذاردن ستون دین خود، خانه­ی دینش را از بین ببرد در واقع از جرگه­ی دین­داران خارج شده و اعمالش ثواب و ارزشی نخواهند داشت.


لقمان حکیم (رحمه­الله­علیه) در مقام موعظه به فرزندش فرمود: ای فرزندم! نماز را بر پا دار. چرا که مَثَل نماز در دین خدا، همانند ستون برای خیمه است. اگر ستون بر پا باشد، طنابها، میخ­ها و پرده­ی خیمه کار آمد هستند. اما اگر ستون بر پا نباشد، میخ و طناب و پرده­ی خیمه هم فایده­ای نخواهند داشت.[2]


در روایات آمده است که در روز قیامت و در ایستگاه رسیدگی به اعمال، ابتدا از نماز سؤال می­کنند. اگر کسی نماز نداشت و یا اینکه نمازش مورد قبول خدای تعالی قرار نگرفت، دیگر نگاهی به پرونده­ی سایر اعمال صالحش نمی­اندازند و ثوابی هم برای آن کارها در نظر نمی­گیرند؛ چرا که با مخروبه شدن ساختمان دین، هر چیزی هم درون آن ساختمان باشد، ارزش خود را از دست خواهد داد.


امام صادق (علیه­السلام) می­فرمایند: اوّلین چیزی که از بنده سؤال می­شود، اگر مورد قبول قرار گرفت سایر اعمالش هم مورد قبول قرار خواهد گرفت و اگر نمازش مورد قبول قرار نگرفت، سایر اعمالش خوبش هم مورد قبول قرار نخواهد گرفت.[3]


اگر کسی برای یک نیم روز هم ستون ساختمان را کنار بگذارد، تمام ساختمان تبدیل به تلی از خاک و ویرانه خواهد شد.در مورد نماز هم موضوع از همین قرار است. اگر کسی حتی یکی از نمازهای خود را عمدا به جا نیاورد، روی اعمال خوبش پوشیده شده و اثری از آن­ها نخواهد دید. بنابراین دقت داشته باشیم که به هیچ عذر و بهانه­ای نماز را ترک نکنیم و خانه­ی دین خود را ویران نساریم.


پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: میان مسلمان و کافر شدنش، فاصله­ای جز این نیست که نماز واجب را عمدا ترک کند یا از روی بی­اعتنایی به نماز آن را نخواند.[4]


همچنین می­فرماید: نماز ستون دین است. پس کسی که نماز خود را عمداً نخواند، دین خود را ویران کرده است.[5]


آن حضرت در جای دیگر هم می­فرماید: کسی که بدون جهت نمازش را ترک کند تا اینکه قضا شود، روی اعمال صالحش پوشیده می­شود.[6] 


تذکر: لازم به ذکر است که در قیامت ـ از یک جهت ـ دو ایستگاه وجود دارد. ایستگاه رسیدگی به «ایمان و اعتقادات» و ایستگاه رسیدگی به «اعمال». جایگاه اعتقادات انسان از جهت اهمیت مقدم بر جایگاه اعمال اوست. در روایات وقتی سخن از اعتقادات به میان می­آید از ولایت امیرالمؤمنین (علیه­السلام) به عنوان ستون دین یاد شده است. پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: عَلِیٌّ عَمُودُ الدِّینِ.[7] در زیارت آن حضرت هم آمده است: السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَمُودَ الدِّین‏.[8] لذا اگر کسی ولایت حضرت امیرالمؤمنین (علیه­السلام) را نداشته باشید، دینی ندارد که سایر اعمالش مورد قبول خداوند قرار گیرد. چنین شخصی هر چند هم نمازگزار باشد، اما به خاطر اینکه ایمانش ناقص است، و از ولایت بهره­ای ندارد، اعمال و نمازش هم مورد قبول درگاه الهی قرار نمی­گیرد. از امام زین العابدین (علیه­السلام) سؤال شد که سبب قبولی نماز چیست؟ آن حضرت فرمود: ولایت ما اهل بیت و بیزاری جستن از دشمنان ما.[9] بعد از عبور از ایستگاه اعتقادات، نوبت به ایستگاه اعمال انسان می­رسد. در ایستگاه رسیدگی به اعمال صالح، نماز در رأس آنها قرار دارد. روی همین اساس است که از آن به عنوان «خیر العمل» یاد شده و حضرت امیرالمؤمنین (علیه­السلام) هم در وصیت خود به آن تأکید فرموده است: «اللهَ اللهَ فِی الصَّلاةِ فَإِنَّهَا خَیْرُ الْعَمَل».[10]
پاورقی :  [1]   .الکافی، ج7، ص51  [2]   .بحارالأنوار، ج79، ص227 [3]   .من‏لایحضره‏الفقیه، ج1، ص208    [4]   .وسائل‏الشیعة ، ج4، ص42  [5]   .مستدرک‏الوسائل، ج3، ص98 [6]   .مستدرک‏الوسائل، ج3، ص45 [7]   . الکافی، ج1، ص293 [8]   . الکافی، ج4، ص570  [9] . مستدرک‏الوسائل، ج4، ص112  [10] . الکافی، ج7، ص51  


  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن