بسم الله الرحمن الرحیم
با خدای خود منصف باشیم!
وقتی با دید انصاف به زندگی خود مینگریم، خود را سرشار از نعمتهای خدای متعال میبینیم. نعمتهایی که حتی قدرت شکرگزاری یکی از آنها را هم نداریم. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللهِ لاتُحْصُوها»[1] اگر نعمتهای خداوند را بشمارید، قابل شمارش نمیباشد. در کنار میلیاردها میلیارد نعمتی که خداوند به ما عنایت فرموده مشکلات و سختیهایی هم در زندگی دنیایی وجود دارد. مشکلاتی که برخی از آنها صرفا به دلیل بیتوجهی وکم تدبیری ما در زندگی، برخی به جهت گناه و معصیت و برخی دیگر به جهت مصلحتهای مبارکی رخ میدهد که فواید آن در دراز مدت روشن خواهد شد.
به یاد داشته باشیم که به محض مواجهه با مشکلات زندگی، نعمتهای بیشمار الهی را به دست فراموشی نسپاریم. به جای شکرگزاری از نعمتهایش، متمرکز در کمبودهای خود نشده و رفتاری ناسپاسانه نداشته باشیم. منصف باشیم! آیا توانستهایم شکر نعمتهای خداوند را به جای آوریم؟! آیا جوانمردانه است که آن همه نعمت را نادیده گرفته و با چشم نارضایتی به خدای خود بنگریم؟! پس نماز را قربانی بیصبری خود نکنیم و با ترک نماز، دست خود را از رحمت بیمنتهای الهی کوتاه نگردانیم. رحمتی که راه جادههای اخروی را برای ما روشن کرده و از عذابهای آن در امان میدارد.
دانش آموزی که وارد کلاس اوّل ابتدایی میشود برای آن که بتواند به مراتب عالیهی تحصیلی دست یابد باید سختیها و امتحانهای مختلفی را پشت سر بگذارد. دنیا، کلاس درس بزرگی است که ما را به کمالات انسانی نزدیک کرده و پاداش آن هم بهشت برین الهی و قرار گرفتن در قرب خدای رئوف میباشد. سختیها ودشواریهای زندگی، امتحانهای مبارک و بینظیری میباشند که ثمرات بسیار مبارک و غیر قابل تصوری برای ما خواهد داشت. خدای متعال با سختیهای زندگی در صدد است تا تاریکیهای گناه و معصیت را از ما دور کرده و ما را از ظلمت مخوف آن نجات دهد. ظلمتی که انسان را از بهشت محرم میکند و در آتش جهنم ساکن میگرداند.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: کمترین کششهای مرگ ـ برای گنهکار ـ به منزلهی صد ضربهی شمشیر است.[2] امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هم میفرماید: برای مرگ کششهایی است که قابل توصیف نیستند و بزرگتر از آن است که به عقل اهل دنیا خطور نماید.[3]
حال وقتی توجه کنیم که خدای منان با سختیهای کوچک دنیا، گرفتاریهای غیر قابل تحمل برزخ و آخرت را از ما دور میکند، نه تنها چنین مشکلاتی را نشانهی روی گردانی خدا از خود نمیببینیم؛ بلکه آنها را شاهدی بر لطف و توجه خدا خواهیم دید و شاکرانه و با رویی خوش به استقبال این سختیها میرویم.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: بیماریها گناهان را محو میکنند. ساعتهایی که انسان در در بیماری به سر میبرد، ساعتهای گناه و معصیت را از بین میبرند. همچنین آن حضرت میفرماید: ساعتهایی که غم اندوه در دل مؤمن قرار میگیرد، ساعتهایی است که گناهان او در حال پاک شدن است.[4]
حکایتی زیبا: ابوبصیر ـ که مردی نبابینا بود ـ میگوید خدمت امام باقر (علیهالسلام) رسیدم. به حضرت عرض کردم: آیا شما ذریهی رسول خدا هستید؟ امام فرمودند: بله.
گفتم: رسول خدا وارث علم همهی انبیا بود؟ فرمودند: بله.
گفتم: آیا شما نیز تمام علوم رسول خدا را به ارث بردهاید؟ فرمودند: آری.
گفتم: شما میتوانید مرده را زنده کنید و کور مادر زاد را معالجه کنید؟ فرمودند: آری، به اذن خدا.
سپس امام با مهربانی فرمود: ابو بصیر! جلو بیا. نزدیکش رفتم. آن حضرت دست به چهره و دیدهی من کشید و بینا شدم. آنگاه دوباره دست بر صورتم کشید و به حالت اوّل بازگشتم. آنگاه فرمود: میخواهی بینا باشی و در روز قیامت همانند مردم حساب پس بدهی، یا آنکه دوست داری نابینا باشی و بیحساب به بهشت بروی؟
گفتم: میخواهم نابینا باشم؛ زیرا بهشت را بیشتر دوست دارم.[5]
یکی از درسهای این روایت توجه به ادب در دعا و توسل است. ابابصیر به شکلی بسیار زیبا درخواست خود از امام را مطرح کرد و امام هم با سوق دادن توجه او به سوی حکمت نابیناییش او را نسبت به وضعیت موجود راضی کردند. ما هم توجه داشته باشیم که در دعا و نیاش در محضر پروردگار و نیز در توسلهایی که از محضر معصومین (علیهمالسلام) داریم، ادب نیکویی را رعایت کنیم و توجه داشته باشیم که گاهی لطف و رحمت خداوند در اجابت نشدن خواستههای ما خواهد بود. البته به اقتضای وعدهای که خداوند متعال به دعا کنندگان داده، دستی را که به سوی او بلند شده ناامید بر نمیگرداند در پاداش دعا وتوسلهایش، برخی از تقدیرهای ناگواری که در فرار رویش قرار گرفته از مسیرش برمیدارد و یا اینکه آنها را ذخیره کرده و در روز واپشین به عنوان انبوهی از اعمال نیک به او هدیه خواهد کرد.
پی نوشتها: [1] . سورهی ابراهیم، آیهی 34. [2] . رسول الله (صلیاللهعلیهوآله): أدنَی جَذَباتِ الموت بِمَنزِلَ?ِ مِأئ?ِ ضَربَ?ٍ بَالسَّیف. (میزان الحکم?، حدیث 19228) [3] . الإمام علی (علیهالسلام): إنَّ لِلمَوتِ لَغَمَراتٌ هِیَ أفظَع مِن أن تُستَغرَق بِصِفَ?ٍ أو تَعدِلَ عَلی عُقُولِ أهل الدُّنیا / میزان الحکم?، حدیث19230 [4] . قَالَ رَسُولُ اللَّه (صلیاللهعلیهوآله): السُّقْمُ یَمْحُو الذُّنُوبَ وَ قَالَ (صلیاللهعلیهوآله) سَاعَاتُ الْوَجَعِ یُذْهِبْنَ سَاعَاتِ الْخَطَایَا وَ قَالَ (صلیاللهعلیهوآله) سَاعَاتُ الْهُمُومِ سَاعَاتُ الْکَفَّارَاتِ وَ لا یَزَالُ الْهَمُّ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى یَدَعَهُ وَ مَا لَهُ مِنْ ذَنْبٍ. (بحارالأنوار، ج64، ص245) [5] . الخرائجوالجرائح، ج 1، ص274.
بسم الله الرحمن الرحیم
راهکار عملی دیگری برای تقویت حضور قلب در نماز
تعقیبات نماز:
در روایات اهل بیت (علیهمالسلام) از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده. نمازگزار هنگام عبادت در هالهای از نور قرار میگیرد و بعد از نماز سفرهای از نعمت خداوند برای او گسترده میشود. شیطان در تلاش است تا مانع استفادهی شما از این سفره شود روی همین اساس است که میبینیم بعد از خواندن نماز سریع شما را از پای سجاده دور میکند تا از این فرصت ملکوتی بیبهره شوید. لذا نهایت تلاش خود را به خرج دهید تا بتوانید بعد از نماز لحظاتی را به خواندن تعقیبات مربوط به آن نماز و تفکّر اختصاص دهید. تداوم این کار موجب میشود تا بعد از مدتی انس خاصی به لحظات بعد از نماز پیدا کنید. همین انس موجب میشود تا به خود نماز هم محبت خاصی پیدا کرده و بتوانید حضور قلب بیشتری داشته باشید.
فایدهی دیگر این کار آن است که نشان دهندهی میزان توجّه شما به نماز و گفتو با خدای یکتا است. کسی که بعد از نماز واجب بلافاصله از جا بلند میشود و دنبال کار دنیوی خود میرود، همانند دانش آموزی است که به محض شنیدن صدای زنگ، جلوتر از معلّم از کلاس بیرون میپرد تا هر چه زودتر از مدرسه بیرون رود! نمازگزاری که بدون علّت و بلافاصله بعد از نماز از جا بلند میشود، رفتارش بیانگر این واقعیت است که نماز را نه با عشق و علاقه؛ بلکه از روی اجبار و ترس از جهنم به جای آورده است. اما نمازگزاری که بعد از اتمام نماز باز هم با طمأنینه و آرامش در جای خود قرار مینشیند و مشغول دعا و نیایش با خدای خود میگردد، رفتارش بیانگر ادب و احترامی است که در مقابل خدای خود داشته و پر واضح است که اجر فراوانی هم نزد خدای یکتا دارد.
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: کسی که نماز واجبی را اقامه کند و تعقیبات آن را به جای آورد، میهمان خداست و خداوند بر خود واجب کرده که میهمان خود را اکرام کند.[1]
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: کسی که نماز واجبی را به جا آورد، خداوند برایش دعای مستجابی کنار گذاشته که اگر صلاح باشد آن را در دنیا به او اعطا فرماید و اگر نه آن را در آخرت به او عنایت فرماید.[2]
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: کسی که بلافاصله بعد از نماز واجب، تسبیحات حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) را انجام دهد، خداوند متعال گناهان او را میآمرزد. [3] همچنین در جای دیگر میفرماید: ثواب این تسبیح از ثواب هزار رکعت نماز مستحبی بالاتر است.[4]
پی نوشتها: [1] . أبِی عَبْدِ اللهِ (علیهالسلام) قَالَ مَنْ صَلَّى صَلاةً فَرِیضَةً وَ عَقَّبَ إِلَى أخْرَى فَهُوَ ضَیْفُ اللهِ وَ حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ یُکْرِمَ ضَیْفَهُ. (الکافی، ج3، ص341) [2] . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآله) مَنْ أَدَّى فَرِیضَةً فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ فَإِنْ شَاءَ عَجَّلَهَا لَهُ فِی الدُّنْیَا وَ إِنْ شَاءَ أَخَّرَهَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ. (مستدرکالوسائل، ج5، ص28) [3] . قَالَ أبُو عَبْدِ اللهِ (علیهالسلام) مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (علیهاالسلام) قَبْلَ أنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلاةِ الْفَرِیضَةِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ لْیَبْدَأ بِالتَّکْبِیرِ. (الکافی، ج3، ص342) [4] . أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیهالسلام) یَقُولُ تَسْبِیحُ فَاطِمَةَ (علیهاالسلام) فِی کُلِّ یَوْمٍ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلاةٍ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ صَلاةِ أَلْفِ رَکْعَةٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ. (الکافی، ج3، ص343)
بسم الله الرحمن الرحیم
نماز اوّل وقت:
کسانی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا میآورند در مقایسه با کسانی که اینگونه نیستند، نگرش یکسانی در مورد نماز ندارند. گروه دوم هر وقت به یاد نماز خوانده نشدهی خود میافتند، دلهره و اضطرابی وجودشان را فرا میگیرد. این دلشوره ادامه دارد تا اینکه نماز خود را بخوانند و از دستش خلاص شوند. چنین نمازی، نه از روی عشق و محبّت به نماز؛ بلکه به انگیزهی رهایی از این تکلیف سخت بوده است. این افراد به نماز به عنوان تکلیفی سنگین و نگران کننده نگاه میکنند و ممکن است از اعماق وجود دوست داشته باشند که «ای کاش خداوند تکلیفی به عنوان نماز نداشت!». این نگرش موجب میشود تا به تدریج از نماز فاصله گیرد و ـ نعوذ بالله ـ برای مدتی اصل نماز را کنار بگذارد تا اینکه وقتی به یاد نماز افتاد با خود بگوید: «اصلا نماز نمیخوانم تا اینکه دلشورهی انجام ندادن این تکلیف در وجودش سایه نیندازد!».
در مقابل، کسی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا میآورد، هر وقت به یاد نماز میافتد نفس راحتی میکشد و از اینکه وظیفهی خود را به موقع انجام داده احساس «عزّت نفس» و «ارزشمندی» میکند. نماز این شخص، نه به نیّت ادای تکلیف و رهایی از آن؛ بلکه از روی محبّت و علاقه به خدای متعال و عشق به انجام تکلیف الهی است. نماز اوّل وقت نزد خدای سبحان ارزش بسیار زیادی دارد و تا وقتی که این نمازگزار مقید به نماز اوّل وقت است، شیطان نمیتواند به راحتی در او نفوذ کرده و توفیق نماز را از او سلب نماید.
بنابراین برای این که همیشه نماز بخوانید بهترین کار این است که مقید به نماز اوّل وقت شوید. توجه داشته باشید که شیطان برای این که نماز را از شما بگیرد، سعی دارد تا در اوّلین قدم شما را از نماز اوّل وقت دور سازد. اگر توانست کسی را از نماز اوّل وقت دور سازد، به تدریج فاصلهی او را با نماز اوّل وقت بیشتر و بیشتر میکند تا جایی که شخص را در لبهی پرتگاه ترک نماز قرار دهد و با اندک تلنگیری در تنهایی و تاریکی ترک نماز رهایش سازد. پس وقتی تصمیم گرفتید نماز را در اوّل وقت بخوانید، مقید باشید که حتی برای نیم ساعت هم که شده آن را به تأخیر نیندازید؛ چرا که پذیرش تأخیر نیم ساعتی، فتح بابی برای شیطان است تا امیدوارانه به وسوسهها و فشارهای خود ادامه دهد و شما را راضی به پذیرش تأخیرهای بیشتر نماید.
توجه: کسانی که به علت موقعیت کاری و درسی خود نمیتوانند نماز را هنگام اذان اقامه کنند، لااقل در اوّلین فرصت ممکن نماز خود را اقامه کنند، تا از فیض و برکات نماز اوّل وقت بیبهره نمانند.
فضیلت نماز اول وقت در روایات:
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: هیچ بندهای نیست که مراقت اوقات نماز باشد مگر اینکه سه چیز را برای او تضمین میکنم؛ «آسودگی در هنگام مردن»، «از بین رفتن غم و اندوهها»، و «نجات از آتش جهنم».[1]
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: در خواندن [به موقع] نمازهای پنجگانه مراقبت کنید؛ زیرا این نمازها در پیشگاه خداوند متعال منزلت خاصی دارند.[2]
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا نماز میخوانیم؟
طبق روایات اهل بیت (علیهمالسلام) علت اصلی هر چیزی که خدای متعال حرام یا واجب کرده، به نفع و ضرر دنیوی یا اخروی ما برمیگردد. یعنی خدای متعال که میداند انجام برخی از کارها موجب ضرر دنیوی یا اخروی قابل توجه است، انجام آن کار را از ابتدا حرام کرده تا بندگانش مبتلا به صدمات آن نشوند. همچنین خدای متعال میداند که انجام برخی از کارها سود بسیار زیادی برای انسان دارد تا جایی که از دست دادن آن سود صدمهای بزرگ برای او به جای خواهد گذاشت. لذا در قالب یک دستور آمرانه ما را تشویق به انجام آن کار میکند. با این مطلب روشن شد که هدف از امر و نهی الهی، کسب سود و دفع زیان برای خود ما میباشد و در این میان هم نفع و زیانی متوجه خدای سبحان نخواهد شد.
البته لازم به ذکر است که توقع نمیرود ما بتوانیم به سود و زیان همهی واجبها و حرامهای الهی پی ببریم. ما در محضر خدای حکیم همچون کودکی هستیم که قادر به درک بسیاری از سود و زیانهایش نمیباشیم. اما میدانیم که امر و نهی خدای متعال از روی حکمت است و خدای حکیم هم کار بیهوده انجام نمیدهد. روی همین اساس احکام او را به دیده مینهیم و با اطمینان خاطر به آنها عمل میکنیم.
برخی بدون توجه به این مطلب مهم، به اشتباه میگویند: خداوند چه نیازی به عبادت و نماز ما دارد؟ این افراد توجه ندارند که خدای متعال هیچ نیازی به ایمان ما ندارد. او بینیاز مطلق و عاری از هرگونه نقصی است. اگر تمام مردم روی زمین کافر شوند از خدایی خدا چیزی کم نمیشود و اگر هم همه مؤمن و متقی شوند چیزی به او افزوده نمیگردد. عبادت خدای متعال تنها راه برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی است و نماز هم نردبان عروج به کمالات انسانی است.
حال که بحث به اینجا کشید لازم میدانم نکتهی دیگری هم مطرح کنم. در کنار مطلبی که تا اینجا بیان شد، احکام الهی فایدهی خاص دیگری هم دارد و آن تقویت روحیهی عبودیت و بندگی است. مهمترین مقام برای هر انسانی این است که همواره این واقعیت بزرگ را آویزهی گوش خود کند که او بندهی خدای متعال است و هر چه دارد همه از اوست. مقام عبودیت خداوند چنان وسعتی دارد که حتی از مقام رسالت هم بالاتر است. روی همین اساس در تشهد نماز، ابتدا شهادت میدهیم که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) عبد خدا بود و بعد از آن شهادت به رسالت او میدهیم. پذیرفتن عبودیت خدای سبحان اقتضا دارد تا هر چه گفت بدون چون و چرا بپذیریم حال که به فسلفهی احکام او پی ببریم و چه به فلسفهی آن پی نبریم. اگر کسی صرفا به دلیل نفع و ضرر خود احکام الهی را اجرا کند، هر چند که به هدفش میرسد؛ اما چون در این میان فقط «خود» را میبیند، هنوز بویی از «عبودیت» خدای ربّ العالمین را استشمام نکرده است. اما کسی که هدفش از اطاعت دستورهای الهی را پذیرش بندگی او قرار داده، در جرگهی بندگی خدا راه پیدا کرده و بهرهی بسیار بالاتری از اعمال خود خواهد برد.
اینجاست که فاصلهای بزرگ میان مردم ایجاد میگردد. برخی از مردم که در عمل به دستورات الهی توجهی به جنبهی عبودیت آن ندارند، به محض مشاهدهی حکمی که سود و زیان آن برایشان نامعلوم است به سادگی از آن نافرمانی میکنند و میگویند: تا نفهمم که ترک این کار حرام چه زیانی برای «من» دارد، آن را ترک نمیکنم و تا نفهمم که انجام این کار واجب چه سودی برای «من» دارد، آن را انجام نخواهم داد. حتی برخی قدم را فراتر گذاشته و با پشت کردن به احکام الهی میگویند «من» دوست دارم به شیوهی دیگری با خدای خود صحبت کنم. کی گفته تنها راه تقرب به درگاه الهی نماز است؟! «من» به جای نماز مینشینم و در دلم با خدای یکتا مناجات میکنم! چنین شخصی از یاد برده است که خداوند نیازی به مناجات ما ندارد. او با این دستورها عبودیت و اطاعت پذیری ما را میخواهد. او میخواهد تا با تقویت روحیهی عبودیت، ما را از بندگان خوب و ممتاز خود گرداند و به کمالات عالی انسانی برساند. اما کسی که متکبرانه به خدا و دستورات او پشت کرده و راه خاص خود را طی میکند. نه به خدا میرسد و نه به کمال انسانی خود. چنین شخصی در دنیا سرگردان کبر و منیت خود است و در آخرت هم بینصیب از لطف خداوند.
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در مورد علت وجوب نماز میفرمایند: خداوند متعال نماز را واجب کرد تا انسانها از تکبر دوری کنند.[1]
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا نماز به زبان عربی است؟ آیا اگر نماز را به زبان خود میخواندیم حضور قلب بیشتری نداشتیم؟!
جواب:
1. اگر چنین باشد باید عرب زبانها حضور قلب خوبی نسبت به نماز داشته باشند. حال آنکه میبینیم آنها هم همانند دیگران با مشکل حضور قلب در نماز مواجه هستند.
2. همهی ما ـ ولو در حد اجمال ـ معنای عبارتهای نماز را میدانیم. میدانیم که «الله اکبر» یعنی چه. میدانیم که «مالک یوم الدین» یعنی چه و میدانیم که «اهدنا الصراط المستقیم» چه معنایی دارد. در صورتی هم که کسی ادعا کند معنای عبارتهای نماز را نمیداند جا دارد به او گفت مگر عبارتهای نماز با حذف مکرراتش چقدر است؟! آیا نماز در زندگی این افراد آنقدر اهمیت ندارد که وقت بگذارند و کلمات نماز را ـ که بیش از نیم صفحه نیست ـ یاد بگیرند؟! پس کسانی که در توجیه عدم حضور قلب خود در نماز، جهل به معنای آن را بهانه میکنند، عذر درست و قابل قبولی مطرح نکردهاند.
3. نماز، نماد و پرچم دین است. مردمی که در یک کشور زندگی میکنند، با وجود اختلاف زبانی و فرهنگی فراونی که دارند، همه در زیر یک پرچم هستند. همین پرچم واحد موجب اتحاد و یکدلی مردم آن کشور خواهد شد. شیعیان با اختلاف فرهنگی و زبانی که دارند و سرتاسر جهان پراکنده هستند؛ وقتی به نماز آنها نگاه میکنیم میبینیم که همه به یک شکل و با یک لفظ نماز میخوانند. همین نماز، نماد وحدت و یکدلی در میان مسلمانان خواهد بود که امری بسیار مهم است. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: برای هر چیزی نماد و چهرهای است، و نماد دین شما نماز است.[1]
4. خداوند متعال از قرآن کریم به عنوان تنزیل یاد کرده است. مفاهیم قرآنی آنقدر عمیق است که برای انسانهای عادی قابل فهم نیستند. روی همین اساس خداوند مفاهیم قرآنی را آنقدر تنزل داده تا معنای اولیهی آن برای همگان قابل فهم باشد. آنگاه این معارف را در قالب زبان عربی در اختیار ما قرار داد. طبیعی است که ترجمهی قرآن هرگز نمیتواند با خود قرآن برابری داشته باشد. چون مترجم نسبت به معارف عمیق قرآنی اطلاع ناقصی دارد طبیعی است که در ترجمهی خود هم آن معارف را جا انداخته و یادی از آنها نداشته باشد. حضرت آیت الله جوادی آملی در این رابطه میفرماید: ترجمهی قرآن همانند آن است که کسی بخواهد با یک آبکش از دریا آب بردارد.یعنی مقدار زیادی از مفاهیم عالی قرآن هنگام ترجمه جا مانده و فقط به اندازهی تری دریا آب برداشت میشود. حال وقتی در نماز عین عبارتهای عربی حمد را میخوانیم با خداوند با عین عبارتهایی که خود به ما آموخته سخن گفتهایم بدون آنکه در این میان چیزی کم یا زیاد شود اما در ترجمهی قرآن بسیاری از مفاهیم آن مورد غفلت قرار میگیرد.
5. الفاظ قرآن از نوارنیت ویژای برخوردار است که ترجمهی آن اینگونه نیست. در این رابطه نسبت ترجمهی قرآن با خود قرآن همانند نسبت عکس و نقاشی است در مقایسه با اصل خارجی آن. این الفاظ عربی قرآن عین همان الفاظی است که خداوند متعال به واسطهی حضرت جبرئیل برای پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرو فرستاد. پر واضح است که وقتی این الفاظ چنین مسیری را طی کردهاند برکت و نورانیت فوق العادهای پیدا میکنند که لفظ دیگری با آن برابری نمیکند. روی همین اساس است که دست زدن بدون وضو به آیات قرآنی حرام است؛ اما دست زدن به ترجمهی آن مانعی ندارد. البته لازم به ذکر است که این مطلب هرگز بدان معنا نیست که ما توجهی به معنای قرآن نداشته باشیم. خود قرآن کریم بارها ما را به تدبر در آیاتش فرا میخواند و تدبر در آیات قرآن هم مستلزم آن است که فهم درستی از معنای آن داشته باشیم. این کلام بدان معناست که در عین توجه به معنای قرآن کریم از عبارتهای خود قرآن کریم غافل نباشیم. یعنی سعی کنیم حین خواندن قرآن به معنای آن هم توجه داشته باشیم. نه اینکه به صرف خواندن معنای آن بسنده کنیم.
6. الفاظ این نماز، عین الفاظی است که همهی معصومین (علیهمالسلام) با آن با خدای خود مناجات میکردند. هم اکنون هم وجود مقدس امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه) با این الفاظ نماز میخواند. طبیعی است که چنین الفاظی از نورانیت خاصی برخوردار باشد. وقتی که ما خود را دوستدار آن اولیای الهی میدانیم مشتاقیم که همانند آنها خدای خود را عبادت کنیم.
پی نوشتها: [1] . رسول الله ( صلیاللهعلیهوآله ): لکلِّ شیءٍ وجهٌ و وجهُ دینکم الصلاه. (الکافی ج3 ص270)
بسم الله الرحمن الرحیم
جایگاه نماز در روایات:
هر چیزی نماد و علامتی دارد و علامت دینداری ما نماز است. نماز در واقع نماد و پرچم دین ماست و با نماز است که میتوان دینداری خود را به نمایش گذاشت.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: برای هر چیزی نمادی است و نماد دین شما نماز است.[1]
دغدغهی بسیاری از مردم این است که چگونه از شر شیطان در امان باشند. نماز به منزلهی قلعهی محکمی است که انسان را از یورشهای شیطان در امان میدارد. کسی که به نماز پناه ببرد و نماز را در زندگی خود اقامه کند، در دام شیطان گرفتار نشده و از صراط مستقیم خارج نمیگردد.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: نماز قلعهای است در برابر یورشهای شیطان.[2]
فقر ذاتی ما اقتضا دارد تا همواره محتاج رحمت الهی باشیم. رحمت الهی زندگی را به کام انسان شیرین کرده و موجب میشود تا از کنار مشکلات به راحتی عبور کند. کسی که غرق در رحمت الهی است هیچ گاه دچار سرگردانی و تحیّر نشده و همواره راه خروجی از سختیها و گرفتاریهای زندگی فرا روی خود خواهد دید.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: نماز، رحمت خداوند را به سوی انسان هدایت میکند.[3]
نماز ارتباط خاص با خدای متعال و راز و نیاز با درگاه اوست. روی همین اساس محبوبترین اعمال در نزد خدای متعال نماز است. اهمیت نماز هم اقتضا دارد تا آخرین وصیتی که بر زبان همهی انبیای الهی جاری میشود توصیهی به نماز باشد.
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: محبوبترین اعمال نزد خدای متعال نماز است. و نماز آخرین وصیت همهی انبیای الهی بوده است.[4]
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در وصیت خود میفرماید: شما را به خدا، شما را به خدا در مورد نماز؛ چرا که نماز ستون دین شماست.[5]
پی نوشتها: [1] . رسول الله ( صلیاللهعلیهوآله ) : لکلِّ شیءٍ وجهٌ و وجهُ دینکم الصلاه / الکافی، ج3، ص270. [2] . الإمام علی (علیه السلام): الصَّلاه حصنٌ من سطوات الشیطان / غررالحکم،ح3343. [3] . الإمام علی (علیه السلام): الصَّلاه تستنزل الرحمه. (غررالحکم، ح3341) [4] . الإمام الصادق (علیهالسلام ): أحبُّ الأعمال إلی الله عزوجل الصلاه، و هی آخر وصایا الأنبیاء. (من لایحضر، ج1، ص210) [5] . الإمام علی (علیه السلام): اللهَ اللهَ فی الصلاه؛ فإنَّها عمودُ دینکم. (من لایحضر، ج4، ص189)
بسم الله الرحمن الرحیم
راه کاری برای تقویت حضور قلب در نماز
توجه به فقر ذاتی خود و کبریایی خداوند: نعمتها و توانمندیهایی که داریم همه از سرچشمهی لطف و رحمت خداوند است. اگر سلامتی و امنیت داریم، اگر میتوانیم روی پای خود بایستیم، اگر میتوانیم ببینیم و بشنویم، اگر میتوانیم با او به گفتگو بنشینیم همه و همه از لطف بیکران او نشأت میگیرد. اگر لطف خدا نبود آیا به خودی خود توان داشتیم که قدم از قدم برداریم؟! اگر لطف او نبود آیا میتوانستیم آرامش داشته باشیم. اشتباه است اگر حتی یکی از نعمتهای درونی را از آن خود بدانیم. وقتی با دید واقع بین به خود و اطرافمان نگاه میکنیم جز فقر و اظهار نیاز به درگاه الهی چیز دیگری نخواهیم دید.
بیان دیگر: وقتی بطری پر از آب را برای چند دقیقه درون دریا بگذاریم، چیز خاصی از آب دریا را درون خود راه نمیدهد؛ اما اگر بطری خالی را درون دریا گذاشتیم بلافاصله پر از آب دریا خواهد شد. ما هم اگر خود بین شدیم وقتی درون دریای نماز میشویم چیز خاصی دریافت نمیکنیم؛ اما وقتی با توجه دقیق به خود، دیدیم روی هر خوبی که دست میگذاریم منشأش خدای متعال است و ما هیچ چیزی از خود نداریم؛ در این صورت خود را فقیر، تهی و نیازمند میبینیم. وقتی با چنین نگرشی وارد دریای نماز شدیم، خود را سرشار از عطر یاد خدا دیده و شیفتهی عظمت و کبریایی خدای تعالی میشویم. همین شیفتگی انسان را در جذبهای ملکوتی قرار میدهد و جز یاد خدا به چیز دیگری رضایت نمیدهد.
یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ.[1] اى مردم شما (همگى) نیازمند به خدائید تنها خداوند است که بىنیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!
چنین نگرشی به عالم هستی موجب میشود با تمام وجود از مرکب تکبر و خود بینی پیاده شده و خود را بندهی عاجزی در برابر خدای سبحان بینیم. وقتی خود را تهی از هر قدرتی دیدیم و در مقابل، خدای متعال را هم بینیاز مطلق و سرچشمهی همهی کمالات هستی؛ در این صورت در برابر ساحت کبریائیش از روی ادب «قیام» میکنیم، خاضعانه به «رکوع» میرویم، و ساجدانه سر به خاک بندگی و «سجود» میگذاریم. کسی میتواند وارد حریم معنوی نماز شود که خود را فراموش کرده و به جای خود بینی ، خدابینی را اختیار نماید. در زندگی جز او معشوق دیگری نداشته باشد و جز او به کسی دل نبندد. اما کسی که به جای «خدا بینی»، «خود بینی» را پیشهی خود کرده، و به جای تعریف از «او»، از «خود» میگوید، شایستگی ورود به حریم معنوی نماز و چشیدن طعم خوش بندگی را ندارد.
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: هر گاه رو به قبله ایستادی، دنیا و هر چه در آن است و نیز مردم و احوال و اوضاع آنها را یکسره فراموش کن. آنگاه دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز میدارد، فارغ گردان و با چشم دل عظمت خدای را ببین و آن روزی را به یاد آور که هر کسی کردهی خویش را مییابد و همگان به سوی خداوند که مولای حقیقی آنهاست برگردانده میشوند و در آن روز تو با پای ترس و امید در پیشگاه او میایستی.[2]
پاروقی: [1] . سورهی فاطر، آیهی 15. [2] . مستدرکالوسائل، ج4، ص95.
بسم الله الرحمن الرحیم
ارزش حضور قلب در نماز
سؤالی که ذهن بسیاری از نمازگزاران را مشغول کرده این است که چگونه میتوان نمازی با حضور قلب اقامه کرد؟! و چگونه میتوان با اقامهی نماز واقعی از بدیها دور شده و با خدای خود عاشقانه به گفتگو بنشینیم؟!
نماز، بهترین نوع رابطه با خدای متعال است. نماز، محلّی است برای نمایش عصارهی شخصیتی و وجودی انسان. هر اندازه که از تعلقات دنیا دل کنده و با عالم معنویت ارتباط داشته باشیم، به همان نسبت در نمازمان هم حضور قلب بیشتری خواهیم داشت. در واقع نماز، جلسهی امتحانی است که میزان بندگی انسان را به نمایش میگذارد. درست است که در جلسهی امتحان باید دقت لازم را به خرج داد، اما توجه به این نکته هم ضروری است که برای موفقیت در امتحان باید سرمایهی اصلی را از قبل آماده کرد. حقیقت نماز، برقراری ارتباط خاص با خدای رب العالمین است. آیا کسی که در رفتارهای روزمرهی خود ارتباطی با خدای یکتا احساس نمیکند؛ آیا کسی که تنها بر سر سجادهی نماز به یاد ارتباط با خدا میافتد؛ آیا کسی که بیشتر عمر خود را در غفلت از یاد خدا به سر میبرد؛ میتواند هنگام نماز ارتباطی ویژه با خدای خود برقرار ساخته و با تمام وجود، با او به راز و نیاز بپردازد؟! مسلماً چنین نیست.
اگر دوست داریم طعم شیرین نماز را در زندگی خود بچشیم و با آن انس بگیریم، باید در همهی شئون زندگی خود رضای خدای متعال را در نظر داشته باشیم، احکام الهی را بر دیدهی تسلیم نهاده و از صراط مستقیم الهی خارج نشویم. باید «خود» و «خواستههای نفسانی» خویشتن را کنار بگذاریم و نگاهمان را به راه بندگی او بدوزیم. اگر چنین باشیم، خدای متعال هم فرشی از نور، فراراهمان میگسترد تا راهنمای زندگی ما گشته و چراغی از معنویت در وجودمان روشن خواهد کرد. آنگاه در نماز و عبادت، جلوههایی زیبا از خود در وجودمان عیان خواهد کرد. تا جایی که نماز را «شیرینترین»، «لطیفترین» و «عاشقانهترین» عمل خواهیم دید. انشاء الله.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: وقتی بندهای با همهی وجود برای نماز قیام کند، و قبلش هم متوجه خدای تعالی باشد، بعد از نماز مانند روزی خواهد شد که از مادر زاده شده است.[1]
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: کسی که دو رکعت نماز بخواند و در آن نماز متوجه چیزی از امور دنیا نشود، خداوند گناهانش را میآمرزد.[2]
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: وقتی بندهای برای نماز قیام کند، خداوند سه بار به او روی میکند. اگر در هر سه بار از خداوند روی گرداند و به او توجه نکرد، خداوند از او روی گردان میشود.[3]
پی نوشت ها: [1] . وَ عَنِ النَّبِیِّ (صلیاللهعلیهوآله) إِذَا قَامَ الْعَبْدُ إِلَى الصَّلَاةِ فَکَانَ هَوَاهُ وَ قَلْبُهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى انْصَرَفَ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ. (مستدرکالوسائل، ج4، ص102) [2] . أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیهالسلام) یَقُولُ مَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ یَعْلَمُ مَا یَقُولُ فِیهِمَا انْصَرَفَ وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ ذَنْبٌ (الکافی، ج3، ص266) [3] . عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیهالسلام) قَالَ إِذَا قَامَ الْعَبْدُ إِلَى الصَّلاةِ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِوَجْهِهِ فَلَا یَزَالُ مُقْبِلا عَلَیْهِ حَتَّى یَلْتَفِتَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ فَإِذَا الْتَفَتَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ أَعْرَضَ عَنْهُ. (وسائلالشیعة، ج7، ص288)
بسم الله الرحمن الرحیم
به هر ترتیبی که شده نمازتان را بخوانید!
چون خدای متعال نور آسمان و زمین است، راه رسیدن به او هم عنوانی نورانی است. از طرفی گناه و معصیت که عصیان و سرپیچی از خداوند است، عنوانی ظلمانی و تاریک است. انسانی که خود را از گناه و معصیت دور نگاه داشته فطرتش دوستدار همهی عناوین نورانی بوده و از هر گناهی هم منزجر خواهد بود. اما کسی که خود را آلوده به گناه و عصیان کرده، گرد و غبار غفلت را بر فطرت خدا جوی خویش نشانده و در تاریکی و ظلمت به سر میبرد؛ چنین شخصی نه تنها طالب نور نیست؛ بلکه با عناوین نورانی سنخیت کمتری داشته و از آنها دوری میجوید. هر قدر تاریکی وجودی انسان بیشتر شود، انزجار از او نورانیت بیشتر خواهد شد، تا جایی که دیگر علاقهای به ارتباط با خدای متعال نداشته و از انجام کارهایی که راه بندگی خدای تعالی است دوری میگزیند. اگر کسی با خواندن نماز خود را در فشار روانی میبیند؛ توجه داشته باشد که این ظلمتهای درونیاش هستند که اجازه نمیدهند از این نردبان نورانی بالا رفته و به کمال معنوی خود دست یابد.
برخی از گناهکاران بدون توجه به این مسألهی مهم، به جای آنکه اشتباهات رفتاری خود را کنار گذاشته و خود را از ظلمت گناه و معصیت نجات دهند، نردبان نورانی نماز را کنار گذاشته و راضی میشوند همچنان در ظلمت و تاریکی گناه باقی بمانند. غافل از اینکه این فشار روانی، جلوهی کوچکی از حقیقت برزخی آنهاست که بعد از مرگ با آن محشور شده و مجبورند تا ابد با آن همراه باشند. برخی دیگر وقتی با چنین تعارضی مواجه میشوند عاقلانه رفتار کرده و همچنان که به نماز خود ادامه میدهند، سعی در کنار گذاردن اشتباهات رفتاری خود داشته و با صبر و تحمل نیز با استعانت از نورانیت نماز، خود را از ظلمت گناه رهایی میدهند. بنابراین در این لحظات هم به هر ترتیبی که شده نماز را بخوانید و اجازه ندهید حتی دو رکعت از نمازتان هم قضا شود.
بسم الله الرحمن الرحیم
با ستون دین، بازی نکنید!
هر ساختمانی برای آن که قابل استفاده باشد، باید از ویژگیهای خاصی برخوردار باشد. ویژگیهایی چون: درب، پنجره، آب، برق، گاز، سرویس بهداشتی، و ... اگر یکی از این امکانات در ساختمانی نباشد، آن ساختمان، ناقص به شمار آمده و بسته به نوع اهمیتش، زندگی در آن ساختمان هم با مشکل برخورد خواهد کرد. هر کدام از امکانات ساختمان را در نظر بگیریم، هیچ یک نقش ستون و اهمیت آن را نخواهد داشت. اگر خانهای آب، برق، گاز و حتی درب نداشته باشد، هر چند با زحمت اما بالآخره قابل استفاده است؛ اما اگر ساختمانی ستون نداشته باشد و یا اینکه ستونهایش متزلزل شود، تمام بنیان ساختمان از هم پاشیده شده و تبدیل به خرابهای بیاستفاده خواهد شد. دین ما هم دارای ساختمانی است و ستون ساختمان دین ما، نماز است.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در وصیت خود فرمودند: شما را به خدا، شما را به خدا، در مورد نماز! چرا که نماز بهترین عمل و ستون دین شماست.[1]
کسی که نماز را کنار گذاشته و یا اینکه نسبت به آن سهل انگار باشد، در واقع ستون دین خود را متزلزل کرده و خانهای دینش را تبدیل به خرابهای بیاستفاده کرده است. پر واضح است که خداوند متعال تنها اعمال انسان دیندار را مورد قبول خود قرار میدهد. حال اگر کسی با کنار گذاردن ستون دین خود، خانهی دینش را از بین ببرد در واقع از جرگهی دینداران خارج شده و اعمالش ثواب و ارزشی نخواهند داشت.
لقمان حکیم (رحمهاللهعلیه) در مقام موعظه به فرزندش فرمود: ای فرزندم! نماز را بر پا دار. چرا که مَثَل نماز در دین خدا، همانند ستون برای خیمه است. اگر ستون بر پا باشد، طنابها، میخها و پردهی خیمه کار آمد هستند. اما اگر ستون بر پا نباشد، میخ و طناب و پردهی خیمه هم فایدهای نخواهند داشت.[2]
در روایات آمده است که در روز قیامت و در ایستگاه رسیدگی به اعمال، ابتدا از نماز سؤال میکنند. اگر کسی نماز نداشت و یا اینکه نمازش مورد قبول خدای تعالی قرار نگرفت، دیگر نگاهی به پروندهی سایر اعمال صالحش نمیاندازند و ثوابی هم برای آن کارها در نظر نمیگیرند؛ چرا که با مخروبه شدن ساختمان دین، هر چیزی هم درون آن ساختمان باشد، ارزش خود را از دست خواهد داد.
امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: اوّلین چیزی که از بنده سؤال میشود، اگر مورد قبول قرار گرفت سایر اعمالش هم مورد قبول قرار خواهد گرفت و اگر نمازش مورد قبول قرار نگرفت، سایر اعمالش خوبش هم مورد قبول قرار نخواهد گرفت.[3]
اگر کسی برای یک نیم روز هم ستون ساختمان را کنار بگذارد، تمام ساختمان تبدیل به تلی از خاک و ویرانه خواهد شد.در مورد نماز هم موضوع از همین قرار است. اگر کسی حتی یکی از نمازهای خود را عمدا به جا نیاورد، روی اعمال خوبش پوشیده شده و اثری از آنها نخواهد دید. بنابراین دقت داشته باشیم که به هیچ عذر و بهانهای نماز را ترک نکنیم و خانهی دین خود را ویران نساریم.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: میان مسلمان و کافر شدنش، فاصلهای جز این نیست که نماز واجب را عمدا ترک کند یا از روی بیاعتنایی به نماز آن را نخواند.[4]
همچنین میفرماید: نماز ستون دین است. پس کسی که نماز خود را عمداً نخواند، دین خود را ویران کرده است.[5]
آن حضرت در جای دیگر هم میفرماید: کسی که بدون جهت نمازش را ترک کند تا اینکه قضا شود، روی اعمال صالحش پوشیده میشود.[6]
تذکر: لازم به ذکر است که در قیامت ـ از یک جهت ـ دو ایستگاه وجود دارد. ایستگاه رسیدگی به «ایمان و اعتقادات» و ایستگاه رسیدگی به «اعمال». جایگاه اعتقادات انسان از جهت اهمیت مقدم بر جایگاه اعمال اوست. در روایات وقتی سخن از اعتقادات به میان میآید از ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به عنوان ستون دین یاد شده است. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میفرماید: عَلِیٌّ عَمُودُ الدِّینِ.[7] در زیارت آن حضرت هم آمده است: السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَمُودَ الدِّین.[8] لذا اگر کسی ولایت حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را نداشته باشید، دینی ندارد که سایر اعمالش مورد قبول خداوند قرار گیرد. چنین شخصی هر چند هم نمازگزار باشد، اما به خاطر اینکه ایمانش ناقص است، و از ولایت بهرهای ندارد، اعمال و نمازش هم مورد قبول درگاه الهی قرار نمیگیرد. از امام زین العابدین (علیهالسلام) سؤال شد که سبب قبولی نماز چیست؟ آن حضرت فرمود: ولایت ما اهل بیت و بیزاری جستن از دشمنان ما.[9] بعد از عبور از ایستگاه اعتقادات، نوبت به ایستگاه اعمال انسان میرسد. در ایستگاه رسیدگی به اعمال صالح، نماز در رأس آنها قرار دارد. روی همین اساس است که از آن به عنوان «خیر العمل» یاد شده و حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هم در وصیت خود به آن تأکید فرموده است: «اللهَ اللهَ فِی الصَّلاةِ فَإِنَّهَا خَیْرُ الْعَمَل».[10]
پاورقی : [1] .الکافی، ج7، ص51 [2] .بحارالأنوار، ج79، ص227 [3] .منلایحضرهالفقیه، ج1، ص208 [4] .وسائلالشیعة ، ج4، ص42 [5] .مستدرکالوسائل، ج3، ص98 [6] .مستدرکالوسائل، ج3، ص45 [7] . الکافی، ج1، ص293 [8] . الکافی، ج4، ص570 [9] . مستدرکالوسائل، ج4، ص112 [10] . الکافی، ج7، ص51