بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال سؤالاتی که در خصوص سند زیارت شریف عاشورا مطرح میشد؛ حضرت آیت الله عندلیب همدانی (مد ظله العالی)، سی جلسه از درس خارج مکاسب محرمهی خود را، به بررسی سندی و محتوایی زیارت عاشورا اختصاص دادند. نوشتهی حاضر، خلاصه ی تقریرات درس ایشان است که در سال تحصیل 87-86 در مدرسهی آیت الله العظمی گلپایگانی (رحمه الله علیه) برگزار میشد.
چکیده ای از مقام اوّل بحت:
تذکر: در ترتیب این جمع بندی، از معتبرترین اسناد آن شروع میکنیم.
1ـ از میان اسناد زیارت عاشورا، معتبرترین سند، که قطعاً هم صحیح بود، این سند است که مرحوم شیخ طوسی، در مصباح المتهجد فرمود: «روی محمد بن خالد الطیالسی عن سیف بن عمیره، قال: خرجتُ مع صفوان بن مَهران الجمّال و جماعه من أصحابنا إلی الغریّ ...». این سند در میان همهی اسناد، بهترین سند است. در بررسیها مشاهده شد، که:
اوّلاً: سندی که جناب شیخ طوسی در فهرست، به کتاب «محمد بن خالد الطیالسی» دارد، قابل تصحیح است.
ثانیاً: مرحوم شیخ در فهرست [1] ، سه طریق را به جمیع کتب و روایات «محمد بن علی بن محبوب» ارائه میدهد. «محمد بن علی بن محبوب» هم، راوی از «محمد بن خالد الطیالسی» است. یکی از این سه سند همان است که اشاره شد. سند دوم از این سه سند ضعیف است و سند سوم که ارائه شده، جزو اسناد صحیحهی قطعیه است.
ثالثاً: تعبیر مرحوم شیخ طوسی، که فرمود: «رَوی محمد بن خالد...»، و نفرمود: «رُوی عن محمد بن خالد...»، نشان میدهد که سندهای جناب شیخ به کتاب، تمام بوده است.
اما در مورد خود «محمد بن خالد الطیالسی»، گفتیم هیچ جرحی در موردش وارد نشده است؛ مضافاً این که، دقت در روایاتی که از او نقل شده، حاکی از عمق تدین، ولایتمداری، و تشیع اوست. از همه مهمتر این که، عدّهی کثیری از اجلای روات، به او اعتماد کردهاند. رواتی مثل، «محمد بن علی بن محبوب»، «علی بن حسن بن فضال»، «علی بن سلیمان بن حسن بن جهم»، «معاویه بن حکیم»، «علی بن إبراهیم قمی»، «محمد بن حسن الصفار»، «محمد بن جعفر الزراری»، «عبدالله بن جعفر الحمیری»، «حُمید بن زیاد»، و فرزند او «عبدالله بن محمد بن خالد الطیالسی». لذا جای هیچ شبههای در وثاقت او نیست. علاوه بر این که، طبق مبنا در اسناد کتاب کامل الزیارات هم قرار گرفته است.
نفر بعد «سیف بن عمیره» است که، هم جناب شیخ طوسی او را توثیق کرده است، و هم جناب نجاشی.
نفر بعد «صفوان بن مَهران» است که، او هم صراحتاً مورد توثق نجاشی قرار گرفته است.
پس این سند، یقیناً صحیحه است و جای هیچ تأملی ندارد. چنانچه سیّدِ سند، فقیه معتمَد و رجالی دقیق، جناب آیت الله العظمی زنجانی، تصریح به صحت این سند دارند.
2 ـ در درجهی دوم، این سند از مصباح قرار دارد: «قال صالح بن عقبه و سیف بن عمیره قال: علقمه بن محمد الحضرمی، قلت لأبی جعفر علیه السلام...».
ذکر دو احتمال در سند:
احتمال اوّل: این است که، ادامهی سند قبلی باشد، که از «محمد بن اسماعیل بن بزیع» نقل شده است. اگر این باشد، ثابت کردیم که از شیخ تا «محمد بن اسماعیل بن بزیع»، پنج سند قطعی الصحه است. و خود «محمد بن اسماعیل» هم ثقه است.
احتمال دوم: این است که، جملهی «قال صالح بن عقبه»، خودش ابتدای سند است. یعنی جناب شیخ طوسی، مستقیم از «صالح بن عقبه» نقل روایت میکند.
اگر این احتمال صحیح باشد، باز هم اشکالی ندارد؛ چرا که جناب شیخ در کتاب فهرست، سند خود به صالح و سیف را ارائه داده است. که هر دو سند هم صحیحه است. حال اگر کسی راجع به صالح، شک داشته باشد، این شک اشکالی را در سند ایجاد نمیکند؛ چرا که گذشته از صالح، جناب سیف قطعاً موثق است.
امّا «علقمه بن محمد الحضرمی»؛ از روایات بدست آمد که او جزو شیعیان مخلص ائمه علیهم السلام و از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده است، و مشمول توثیق عام شیخ مفید است. مهمتر از همه این که در آن سند قبلی، سیف بن عمیره میگوید: من دیدم صفوان، همان زیارتی را خواند که علقمه از امام باقر علیه السلام نقل کرده بود. از این مطلب معلوم میشود که این سند هم، ناظر به همان است.
3 ـ جناب شیخ در مصباح میفرماید: «روی محمد بن إسماعیل بن بزیع عن صالح بن عقبه عن أبیه عن أبی جعفر علیه السلام».
در این سند، فقط آثار و برکات زیارت امام حسین علیه السلام ذکر میشود.
ما در اینجا دو احتمال دادیم؛ یکی این که این سند، فقط در همین حدّ است. دیگر این که هر دو با هم است و زیارت و ثواب را با هم نقل میکنند. همانگونه که در کامل الزیارات دیدید.
اگر سند، فقط در مورد ثواب باشد، مربوط به بحث ما نیست. امّا اگر علاوه بر بحث ثواب، مربوط به زیارت هم باشد؛ در اینجا، سند سومی برای زیارت درست میشود.
سند جناب شیخ، به «محمد بن اسماعیل بن بزیع» پنج طریق صحیح دارد. به علاوه، اینکه:
اولاً: جناب شیخ میفرماید: «رَوی...».
ثانیاً: خود «محمد بن إسماعیل» هم، ثقه است.
ثالثاً: اگر چه ابن غضائری و به تبع او علامه و ابن داود و دیگران، «صالح بن عقبه» را، غالی میدانند؛ امّا ملاحظه کردید که این اتهام ثابت نشد.
جناب شیخ و جناب نجاشی، هرگز او را تضعیف نکردهاند.
بزرگانی چون، «یونس بن عبد الرحمن» و «محمد بن إسماعیل بن بزیع»، از او روایت دارند.
او از «محمد بن احمد بن یحیی» نقل حدیث میکند، و قمیین ـ با آن همه دقتی که در نقل روایت داشتند ـ ، برخی از روایات او را تضعیف کردهاند؛ ولی در این تضعیف، هیچ گونه اشارهای به روایات او از «محمد بن احمد بن یحیی» نکردهاند.
مرحوم صدوق در من لایحضره الفقیه، میفرماید: کتاب صالح بن عقبه، جزو کتبی است که، «علیها المرجع و إلیها المعوَّل».
او مشمول توثیق عام اصحاب امام صادق (علیه السلام) است.
اما «عقبه بن قیس»: او هم مشمول توثیق عام مفید است. روایاتی را نقل کردیم که حاکی از تشیع او و اعتماد ائمه علیهم السلام به او بود.
نتیجه: در مصباح، سه سند ذکر شده است. سند اوّل قطعی الصحه است، سند دوم قابل تصحیح است، و سند سوم هم ـ اگر مربوط به زیارت باشد ـ قابل تصحیح است. حداقل این که این دو سند، مؤید خوبی برای سند اوّل میباشند.
4 ـ سند اوّل کامل الزیارات اینگونه است: «حکیم بن داود بن حکیم و غیره، عن محمد بن موسی الهمدانی عن محمد بن خالد الطیالسی عن سیف بن عمیره و صالح بن عقبه جمیعاً عن علقمه ...».
«حکیم بن داود»، وثاقت دارد. او از مشایخ بلاواسطهی مرحوم ابن قولویه است.
دربارهی «محمد بن موسی الهمدانی» هم گفتیم:
أولاً: اگر چه دلیل معتبری بر وثاقتش نداریم؛ اما اتهام غلو در مورد او ثابت نیست. او شخصی مجهول است.
ثانیاً: جناب ابن غضائری، ـ که نقادترین رجالی ماست ـ در مورد او گفته است: احادیث محمد بن موسی را میتوان به عنوان شاهد، مورد استفاده قرار داد.
ثالثاً: در این سند، محمد بن موسی الهمدانی از محمد بن خالد الطیالسی نقل کرده است. پس سند به کتاب طیالسی میرسد. و دیدید که جناب شیخ طوسی اسناد معتبری به محمد بن خالد داشت. خیلی بعید است که این سند، تنها سند ابن قولویه به کتاب محمد بن خالد باشد. ایشان فقط یک سند را ذکر کرده است، و گرنه اسناد دیگری هم در دستش بوده است؛ و ضعف «محمد بن موسی الهمدانی» هم ضرری به سند نمیزند؛ چون بالأخره منتهی میشود به «محمد بن خالد الطیالسی».
5 ـ سند دوم کامل الزیارات، بدین صورت است: «حدثنی حکیم بن حکیم و غیره، عن محمد بن موسی الهمدانی، عن محمد بن خالد الطیالسی، عن سیف بن عمیره و صالح بن عقبه جمیعاً، عن علقمه ... و محمد بن إسماعیل عن صالح بن عُقبه عن مالک الجُهَنی عن أبی جعفر علیه السلام ...»
اگر این سند عطف به حکیم باشد، ـ کما هو الأظهر ـ دیگر نامی از همدانی نیست؛ تا روایت مشکل پیدا کند! اما اگر کسی بگوید، عطف به طیالسی است؛ باز هم نام همدانی داخل سند می شود، و بحث قبل تکرار میشود.
هشت قرینه بر وثاقت «مالک الجهنی» آوردیم، و بزرگانی هم از او نقل روایت کردند.
خلاصهی مطلب: اگر دو سند کامل الزیارات را نپذیرید؛ به هر حال مؤید خوبی برای سند جناب شیخ طوسی خواهد بود.
اما عرض ما در اینجا: زیارت عاشورا، به یک حساب، چهار سند؛ و به حساب دیگر، پنچ سند دارد. یکی از آنها قطعی السند است، و سندهای دیگر هم قابل تصحیح هستند.
با توجه به اینکه اگر در فقه، یک روایت با چهار سند، بدین گونه باشد؛ فقها بر طبق آن فتوا میدادند؛ در ما نحن فیه هم انضمام این چهار سند با یکدیگر، ما را مطمئن میکند که زیارت عاشورا از امام معصوم علیه السلام صادر شده است.
مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم تهرانی در کتاب شفاء الصدور [2] ، میفرماید: «احدی از علما و اعاظم در سند زیارت عاشورا تشکیک نکرده است».
دانلود فایل متنی : http://andiseh1357.ParsiBlog.com/Files/2.docx 87 KB http://andiseh1357.ParsiBlog.com/Files/1.docx 247 KB
[1] . فهرست شیخ طوسی، رقم 624 [2] . شفاء الصدور صفحهی24
بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی سند زیارت عاشورا (1)
به دنبال سؤالاتی که در خصوص سند زیارت شریف عاشورا مطرح میشد؛ حضرت آیت الله عندلیب همدانی (مدظلهالعالی)، سی جلسه از درس خارج مکاسب محرمهی خود را، به بررسی سندی و محتوایی زیارت عاشورا اختصاص دادند. نوشتهی حاضر، تقریرات درس ایشان است که در سال تحصیل 87-86 در مدرسهی آیت الله العظمی گلپایگانی (رحمهاللهعلیه) برگزار میشد.
این تقریرات در سه مقام تنظیم شده است:
مقام اوّل: بررسی پنج سند از زیارت عاشورا.
مقام دوم: بررسی اجمالی متن زیارت عاشورا با قرآن و روایات.
مقام سوم: نگاهی به اختلاف نسخهها، در نقل زیارت عاشورا.
چکیده ی بحث:
زیارت شریف عاشورا، از ناحیهی دو امام بزرگوار، امام باقر (علیهالسلام) و امام صادق (علیهالسلام) به دست ما رسیده است. این زیارت، در دو کتاب «مصباح المتهجد» جناب شیخ طوسی و «کامل الزیارات» جناب ابن قولویه نقل شده، و همواره مورد عنایت علمای بزرگی چون مرحوم شیخ انصاری و مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانی و غیره بوده است.
حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دامتبرکاته) با آن همه دقت و وسواسی که در تأیید سند روایات دارند؛ پس از تأیید سند این روایت، میفرمایند: برکات و تأییدات غیبیهای که به طرق معتبره، در مورد زیارت عاشورا وارد شده است، به تنهایی دالّ بر اعتبار این زیارت شریف است.
عمده اشکالاتی که بر این زیارت وارد شده، بدین قرار است:
1 ـ الفاظی در فضیلت این زیارت دیده میشود؛ که جز غلو، تعبیر دیگری نمیتوان از آن داشت.
2 ـ سند این زیارت ضعیف است؛ لذا نمیتوان به آن اعتماد کرد.
3 ـ متن زیارت عاشورا ـ که مشتمل بر لعنهای زیادی است ـ با آنچه که در قرآن کریم و برخی از روایات، در مورد اجتناب از دشنام دادن به کفار، و لزوم تقیه وارد شده است، منافات دارد.
4 ـ در نسخههای مختلف زیارت عاشورا، اختلاف است.
روش بحث:
گام اوّل ـ ابتدا سندهای زیارت عاشورا، در دو کتاب «مصباح المتهجد»، و «کامل الزیارات»، ذکر میشود.
گام دوم ـ با بررسی سند شرح الزیاره، به این نتیجه میرسیم که، اولاً: سند جناب شیخ طوسی به کتاب «محمد بن اسماعیل بن بزیع» صحیح است، و ثانیاً: جناب «صالح بن عُقبَه»، نه تنها غالی نیست؛ بلکه فردی موثق و مورد اطمینان است. و سخنی که ابن غضائری و به تبع او برخی دیگر از علما، در مورد غُلوّ او، و روایاتش گفتهاند؛ مبنایی است.
گام سوم ـ پنج سند از زیارت عاشورا مورد برسی دقیق قرار میگیرد. سه سند در مصباح و دو سند در کامل الزیارات. سند اوّل مصباح، قطعاً صحیحه است، سند دوم قابل تصحیح است، و سند سوم هم ـ البته اگر شامل خود زیارت هم باشد ـ قابل تصحیح است. اما آن دو سندی هم که در کامل الزیارات ذکر شد، به نحوی قابل تصحیح است. به هر حال اگر کسی آنها را نپذیرفت؛ لااقل به عنوان شاهد و مؤید خوبی میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. کما این که فقها، در فتاوای فقهی خود چنین کاری را انجام میدهند.
در این گام، بهرهی زیادی از شیوهی تجمیع بین قرائن ـ که شیوهای علمی و عقلایی است ـ برده میشود.
گام چهارم ـ عمده مناقشهای که در متن زیارت عاشورا شده، در مورد لعنهای آن است. با بررسی متن زیارت عاشورا با قرآن کریم و روایات، به این نتیجه میرسیم که، کسانی که در این زیارت، مورد لعن قرار گرفتهاند؛ به طور قطع دارای صفاتی هستند که دارندگان این صفات در قرآن کریم، مورد لعن خداوند قرار گرفتهاند؛ و نیز در روایات صحیحه هم، چنین افرادی مورد لعن قرار گرفتهاند.
گام پنجم ـ نگاهی به اختلاف نسخهها در متن زیارت عاشورا است. در این مرحله پس از بررسی انواع اختلاف در نسخهها، و مرجحات آنها؛ به دو فقرهی «صد لعن و صد سلام» و «اللّهمَّ خُصَّ انت...» پرداخته میشود.
دانلود فایل متنی : http://andiseh1357.ParsiBlog.com/Files/2.docx 87 KB http://andiseh1357.ParsiBlog.com/Files/1.docx 247 KB
و الحمد لله رب العالمین