سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
هــم انــدیشـی دینــی
عمل ظرف فهم است . [امام زین العابدین علیه السلام]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :26
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48294
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:27 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

بسم الله الرحمن الرحیم


چرا مجازات دشمنان خدا آرزوی هر مؤمنی است؟


یکی از ویژگیهایی که در هر انسانی می­توان آن را یافت، مسأله­ی حب و بغض است. یعنی ما وقتی به درون خود مراجعه می­کنیم می­بینیم که برخی از انسانها را دوست داریم و نسبت به برخی دیگر دشمنی و نفرت داریم.


پس همه­ی ما انسانها در اصل حب و بغض با یکدیگر اشتراک داریم. هر چند که در انتخاب مصداق آن دچار اختلاف شده­ایم. با واکاوی روحیات انسانها درمی­یابیم که ملاک انسانها در حب و بغض افراد با یکدیگر یکسان نیست و سرّ اختلاف در حب و بغض افراد هم، همین مطلب اساسی است. ملاک عده­ای در حب و بغض، نفع و ضرر شخصی است و ملاک عده­ای نفع و ضرر تیمی و گروهی است. این دو گروه در حب و بغض افراد کاری با اخلاق و مسائل پیرامون آن ندارند، بلکه تنها معیارشان در حب و بغض، هوای نفس و خواسته­های دنیوی آنهاست. ممکن است گاهی خواسته­های آنها با اخلاق و دین مطابقت داشته باشد به همین دلیل تا وقتی که دین در مسیر خواسته­های آنها باشد اهل دین و تقوی را دوست دارند و ممکن است گاهی خواسته­های آنها با دین و اخلاق در تعارض باشد به همین دلیل نسبت به دین متنفر شده و روندگان راه منکر را دوست دارند. این افراد همان کسانی هستند که در اصطلاح به آنها دم دمی مزاج و تابع حزب باد گویند. اما برخی برای حب و بغض خود ملاک ثابت و اصیلی دارند. ملاک این افراد خدای متعال است. آنها حق را کعبه­ی خود قرار داده و هر جا حق در آن باشد، خیمه­ی حب خود را در آنجا می­گسترانند و هر جا که بویی از حق نداشته و لباس باطل بر تن پوشیده باشد، مبغوض و منفور آنها خواهد بود. مؤمن همواره دوستدار خوبی­ها و دشمن بدی­هاست و به همین دلیل روندگان طریق حق را دوست دارد و با همه­ی وجود اهل باطل را دشمن می­داند و با آنها دشمنی می­ورزد. مؤمن، هیچگاه دشمنی شخصی با کسی ندارد و اگر کسی با شخص او دشمنی کرد با بزرگواری او را مورد عفو و بخشش قرار می­دهد اما اگر کسی با دین و آیینش به ستیزه برخواست با همه­ی توان در برابرش می­ایستد و غیرت دینی خود را فدای تسامل و تساهل نخواهد کرد. آرزوی هر مؤمنی بر این امر مستقر است که در برابر دشمنان دین خدا بایستد و خواری و ذلت آنها را به چشم خود ببیند. حتی اگر دشمنی از دشمنان دین خدا با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد، باز هم مؤمنین واقعی آرزو دارند تا عذاب دنیوی آنها را به چشم ببینند. روی همین اساس است که خداوند چنین ظالمان و مکارانی را به دنیا باز خواهد گرداند تا آنها را به کیفر دنیایی­شان برساند تا هم مرهمی بر دردها و کینه­های مقدس مؤمنین گذاشته باشد، و هم به ظالمان عالم نشان دهد که عقوبت فساد و تبه­کاری خود را قبل از عالم آخرت، در همین دنیا خواهند دید. در روایات از افراد خاصی یاد شده که معدن بدی­ها و مظهر همه­ی فسادهای عالم هستند. این افراد چنان آثار بدی از خود به جای گذاشتند که کینه­ی آنها در دل هر مؤمنی جای دارد و اگر کسی قلب خود را از کینه­ی آنها تهی بیند، در واقع باید در ایمان و در صداقت خود در دوستی با خداوند شک داشته باشد. همچنین در باب کیفر این گونه افراد آمده است که حضرت بقیه الله اینها را مجازات خواهند کرد و بعد از این مجازات دوباره زنده خواهند شد تا یک یک ائمه­ی معصومین از آنها انتقام بگیرند تا نوبت به مؤمنین برسد. بعد از این انتقام گیری آنها باز هم زنده می­شوند و هر مؤمنی یک بار از آنها انتقام می­گیرد و آنها را به قتل می­رساند و همین طور آنها زنده می­شوند و کشته می­شوند تا همه­ی مؤمنین بتوانند از آنها انتقام بگیرند. 


  
  

پایان مهلت شیطان و کشته شدن او


قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنی‏ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ * إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ.[1]


شیطان از خدا درخواست کرد که پروردگارا، پس مرا تا روز قیامت که خلق مبعوث مى‏شوند مهلت و طول عمر عطا فرما. * خدا فرمود: آرى تو را مهلت خواهد بود. * تا به وقت معین و روز معلوم.


از دقّت در تعبیر قرآن استفاده می­شود که منظور از روز معیّن، در «فأنذرنی إلی یوم الوقت المعلوم» روز قیامت نیست، زیرا اگر منظور روز قیامت باشد دیگر لازم نیست که تعبیر «یوم الوقت المعلوم» بدان افزوده شود؛ بلکه کافی بود که به درخواست او پاسخ مثبت داده شود. این مطلب با توجه به اسلوب خاص قرآن است که هرگز قید توضیحی در آن آورده نمی­شود، بلکه هر قیدی که در آن به کار گرفته شود از روی عنایتی خاص است.


امام صادق (علیه­السلام) فرمود: خداوند درخواست ابلیس را رد کرد و فرمود تا روز وقت معلوم تو از مهلت داده شدگانی. ابلیس در آن روز با تمام پیروانش که از زمان خلقت آدم تا آنروز از او پیروی کرده­اند ظاهر می­­شود و آن در آخرین رجعت حضرت امیرالمؤمنین (علیه­السلام) خواهد بود.


ابلیس در سرزمین «روحا» در نزدیکی کوفه با سپاهش اجتماع می­کند و اصحاب امیرالمؤمنین (علیه­السلام) برای نبرد با آنها آماده می­شوند و مهمترین جنگ تاریخ بشری در آن روز اتفاق می­افتد. سرانجام سپاهیان ابلیس شکست می­خورند و خود ابلیس پا به فرار می­گذارد و رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) او را دنبال کرده و از میان شانه­هایش ضربت کاردی وارد می­کند و او را به هلاکت می­رساند. پس از هلاکت شیطان و پیروانش مردم غیر خدا را نمی­پرستند و هرگز کسی به خدا شرک نمی­ورزد.[2]


در حدیثی از امام صادق (علیه­السلام) است که فرمود: آری! «یوم الوقت المعلوم» روزی است که رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) او را بر روی سنگی در بیت المقدس سر می­برد.[3]


توجه: این روایت از روایات متشابه است که ممکن است فهم دقیقی از آن نداشته باشیم.




[1]   . حجر 36 تا 38.


در تفسیر المیزان چنین آمده است: این جمله جواب خداى تعالى به ابلیس است و در آن اجابت قسمتى از خواسته او و هم رد قسمتى دیگر آنست. اجابت است نسبت به اصل عمر دادن و رد است نسبت به قیدى که او به کلام خود زد، و آن اینکه این مهلت تا قیامت باشد، و لذا فرمود مهلت مى‏دهم اما تا روزى معلوم، نه تا قیامت. و با در نظر گرفتن سیاق دو آیه مورد بحث بسیار روشن به نظر مى‏رسد که «یوم وقت معلوم» غیر از «یوم یبعثون» است و معلوم مى‏شود خداى تعالى دریغ ورزیده از اینکه او را تا قیامت مهلت دهد، و تا روز دیگرى مهلت داده که قبل از روز قیامت است.


 [2]   . بحارالأنوار، ج53، ص43 و 44، ح12.




[3]   . بحارالأنوار، ج11، ص154         




  
  

بازگشت بنی امیّه و پیروان آنها به دنیا


«فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِینَ».[1]


(بدانند که) چون عذاب قهر الهى پیرامون دیارشان فرود آید (بر آن کافران شبى بگذرد که) صبح بسیار بدى خواهند داشت.


در تفسیر قمی آمده است که منظور از این آیه عذابی است که در آخرالزمان بر بنی امیه و پیروان آنها وارد می­شود.[2]



 

 [1]   . صافات 177    [2]  . بحار، ج53، ص56، ح35




  
  

بازگشت «حمیراء» به دنیا و مجازات او


امام باقر علیه­السلام می­فرماید: وقتی که قائم ما قیام کند، حمیراء را نزد او می­برند تا او را تازیانه بزند و از او در مورد فاطمه­ی زهرا (سلام­الله­علیها) انتقام گرفته شود.[1]  




[1]  . بحارالأنوار، ج22، ص242




  
  

بازگشت ابوبکر و عمر به دنیا و مجازات آن دو


هنگامی که حضرت بقیه الله ظهور می­کند در اولین انتقام گیری خود وارد مدینه­ی جد خود رسول الله می­شود. حضرت بقیه الله ، ابوبکر و عمر را که در کنار جد بزرگوارش دفن کرده­اند از قبر خارج می­کنند و به اذن الهی آنها را زنده می­کنند. بعد از زنده شدنشان در حضور مردم آنها را محاکمه کرده تمام جرمها و خیانتهای آنها را بر می­شمارند و بعد آتشی آنها را در کام خود فرو می­برد و تند بادی خاکستر آنها را به باد می­دهد. [1]   




[1] . بحار الانوار، ج53، ص12 و 13  




  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


رجعت بدکاران و کافران در قرآن و روایات


1. کلا سوف تعلمون * ثم کلا سوف تعلمون .[1]


این چنین نیست [که شما مى‏پندارید]، به زودى [به آثار شوم این اوضاع و احوالى که دارید] آگاه خواهید شد. * باز هم این چنین نیست، به زودى آگاه خواهید شد.


آیاتی که در قرآن کریم تکرار شده دلیل خاصی دارد. امام صادق «علیه­السلام» در بیان سبب تکرار این آیه می­فرماید: یکبار در رجعت و باز دیگر در قیامت خواهند فهمید.[2]


2. و إن للذین ظلموا عذابا دون ذلک و لکنّ أکثرهم لا یعلمون .[3] 


و براى ستمکاران عالم (در دنیا) عذابى پیش از آن (جهنم قیامت) خواهد بود و لیکن اکثرشان نمى‏دانند.


از امام باقر «علیه­السلام» روایت شده که فرمود: منظور از ستمکاران در این آیه کسانی هستند که به اهل بیت عصمت و طهارت «علیهم­السلام» ستم کرده­اند. در تفسیر علی بن ابراهیم هم آمده است که منظور از عذاب، لبه­ی تیز شمشیر انتقام در عالم رجعت است.[4]


3. و لَنُذیقنّهُم مِن العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر لَعلّهم یرجعون .[5]


و بى‏تردید آنان را غیر از عذاب بزرگ‏تر [در قیامت‏] از عذاب نزدیک‏تر [در دنیا] مى‏چشانیم، باشد که برگردند.  


امام صادق «علیه­السلام» می­فرماید: منظور از عذاب ادنی برای کافران عذاب رجعت است و منظور از عذاب بزرگتر عذاب روز قیامت است.[6]


در روایت دیگری از امام صادق آمده است که منظور از عذاب نزدیکتر که بر سر کافران فرود می­آید وجود مقدس امیرالمؤمنین «علیه­السلام» است.[7]


در تفسیر قمی آمده: منظور از «لعلهم یرجعون» این است که شاید در رجعت بازگردند تا عذاب شوند.[8] 


چون رجعت برای عذاب آنهاست، دیگر باب توبه برایشان گشوده نمی­شود. آنها در زندگی قبلی خود فرصت توبه داشته­اند ولی در این زندگی دیگر نگاه رحمانی خداوند را متوجه خویشتن نمی­بینند.


4. قل یوم الفتح لا ینفع الذین کفروا إیمانهم و لا هم یُنظرون .[9]


بگو: روز فتح و پیروزى [حتمى مؤمنان‏] کسانى که کفر ورزیده‏اند، نه ایمان آوردنشان سودشان دهد و نه به آنان مهلت داده مى‏شود.   


علی بن ابراهیم قمی می­گوید: این آیه در مورد رجعت است.[10]








[1]   . تکاثر 3و 4.  [2]   . بحارالأنوار ج : 53 ص : 120  [3]   . طور 47.  [4]   . بحارالأنوار ج : 24 ص : 229  / بحارالأنوار، ج53، ص103  [5]   . سجده 21.  [6]  بحارالأنوار، ج53، ص24 [7]   . أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «علیه­السلام» قَالَ: «الْعَذَابُ الْأَدْنَى»، دَابَّةُ الْأَرْضِ. [8]   . بحارالأنوار، ج53، ص56 [9]   . سجده 29.




در تفسیر المیزان چنین آمده است: بعضى از مفسرین آیه را به فتح در جنگ بدر تفسیر کرده‏اند، چون در آن روز مشرکین که کشته شدند، از ایمان، بعد از کشته شدن خود بهره‏مند نگشتند. و بعضى از مفسرین آیه را به فتح مکه تفسیر کرده‏اند، ولى جوابى که در آیه آمده با آن نمى‏سازد، چون در جواب فرمود: بگو روز فتح، دیگر ایمان آوردن کفار سودى به حالشان ندارد، و دیگر مهلت داده نمى‏شوند، و حال آنکه اگر کافرى در روز فتح مکه ایمان مى‏آورد، ایمانش سود داشت. . . . ممکن هم هست که مراد از فتح، قضاى ما بین رسول خدا «صلی­الله­علیه­واله» و امت باشد، که در آخر الزمان … عملى مى‏شود.




[10]  . تفسیر قمی، ج2، ص171. الإیقاظ، ص167.




  
  

بسم الله الرحمن الرحیم


رجعت برخی از مؤمنین به دنیا



رجعت مؤمن آل فرعون به دنیا


در جلسه­ی مشورتی فرعون هنگامی که به کشتن حضرت موسی «علیه­السلام» و همه­ی مردانیکه به او ایمان آوردند رأی داده شد، یکی از خویشان فرعون به نام حزقیل (که بعدها به عنوان مؤمن آل فرعون معروف گردید) که ایمان محکم و پابرجایی به حضرت موسی داشت و ایمان خود را مکتوم نگه داشته بود مطالب حکیمانه­ای گفت که به کلی رأی حاظرین در مجلس را دگرگون ساخت. مطالب حکیمانه­ی او را خداوند متعال در سوره­ی غافر آیه­های 28 تا 44 آورده است.


رجعت پانزده نفر از قوم موسی «علیه­السلام » به دنیا   


«وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ».[1]


و جماعتى از قوم موسى هستند که به دین حق هدایت کنند و به آن دین حکم و دادگرى نمایند.     


امام صادق «علیه­السلام» می­فرماید: پانزده نفر از امّت موسی که قرآن از آنها خبر داده است به دنیا برمی­گردند.[2]


رجعت اصحاب کهف به دنیا


این هفت نفر در روز اوّل ظهور رجعت خواهند کرد و در کنار حضرت بقیت الله خواهند بود.[3]


رجعت «سلمان فارسی»، «ابو دجاجه­ی انصاری»، «مقداد» و «مالک اشتر».


این مؤمنین در دوران ظهور حضرت رجعت کرده و از یاوران حضرت می­باشند و بر مردم حکومت خواهند کرد. [4]  


رجعت مفضل بن عمر


امام صادق «علیه­السلام» به مفضل که شاگردی وارسته و فقهیی شایسته بود فرمودند: ای مفضل تو و 44 مرد با قائم ما محشور می­شوید. تو در جانب راست قائم هستی و مردم را امر و نهی خواهی کرد.[5]


رجعت حمران بن أعیُن


او برادر زاده­ی «زرار? بن أعین می­باشد و از شخصیتهای کم نظیر در میان یاران امام باقر «علیه­السلام» بود که جزو یاران حضرت ولی عصر است.



 

 [1]   . اعراف 159.   [2]   . بحار الأنوار، ج53 ص90   [3]   . بحارالأنوار، ج52، ص346  [4]   . بحارالأنوار، ج52، ص346 / بحارالأنوار، ج53، ص90 و91   [5]   . دلائل‏الإمامة، ص248. 




  
  

بسم الله الرحمن الرحیم


رجعت یوشع بن نون «علیه­السلام» به دنیا


یوشع بن نون ، وصی حضرت موسی «علیه­السلام» بود.


از امام صادق «علیه­السلام» روایت شده که جناب یوشع بن نون بعد از حضرت موسی «علیه­السلام» مصیبتهای بسیار دید. به خصوص از سه نفر از طواغیت بنی اسرائیل، چون آن سه تن به هلاکت رسیدند کار او قوّت گرفت آنگاه دو تن از منافقان زوجه­ی حضرت موسی «علیه­السلام» را با خود هم فکر کردند و با صد هزار نفر به جنگ با یوشع بن نون پرداختند. جنگ سختی در گرفت و سرانجام سپاه صد هزار نفری شکست خورد و بقیه­ی سپاه پا به فرار گذاشتند ویوشع بن نون بر آنها پیروز شد. دختر شعیب پیامبر که همسر موسی بود اسیر شد. او را به خدمت جناب یوشع بردند. حضرت یوشع به او فرمود من تو را در دنیا عفو کردم تا در آخرت حضرت موسی را ملاقات نمایم و از تو به او شکایت کنم و به او بگویم که تو و قوم تو با من چه کردید. [1]


رحلت یوشع «علیه­السلام» نیز در شب 21 از ماه مبارک رمضان انفاق افتاد چنانکه امام حسن مجتبی «علیه­السلام» در روز شهادت پدر خود در خطبه­ای بیان فرمود.[2]



 

 [1]   . بحارالأنوار ج : 13 ص : 365 و366.    [2]   . بحار الأنوار ج13 ص276.




  
  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن