بسم الله الرحمن الرحیم
گذشتههای بد را فراموش کنیم
زندگی خانوادگی سرشار از اتفاقات تلخ و شیرین زیادی است. مخصوصا در اوایل زندگی که دختر و پسر تاکنون مجرد و تنها بودند، و به یکباره خود را در کنار همسر خود یافتند، مشکلات و ناهماهنگیهای فراوانی در مسیر زندگی خود خواهند دید. آنها تا بخواهند جایگاه خود را در خانواده بیابند، و بیاموزند که چگونه باید رفتار کنند، ماهها و بلکه سالها وقت لازم است.
همچنین ممکن است در اوایل زندگی مشکلات خاصی فیمابین شما و خانوادهی همسرتان رخ داده باشد، ممکن است رفتارها و برخوردهایی از آنها دیده باشید که هر وقت به آن میاندیشید، آتشی در وجود شما شعله ور شده و شما را به شدت آزار میدهد.
به راستی در مواجهه با این خاطرات تلخ چه باید کرد؟ آیا باید هر از چندی پنجرهی خاطرات گذشته را گشود و نیم نگاهی به این خاطرات انداخت؟ آیا باید در هر وقت و بیدقت، در تنهاییها، در هنگام خفتن و در اوقات فراغت به این خاطرات تلخ اندیشید؟ یا اینکه با بزرگواری از کنار این خاطرات تلخ بگذریم و آنها را به باد فراموشی بسپاریم؟
حقیقت مطلب این است که اندیشیدن به خاطرات تلخ نه تنها هیچ سودی برای ما نخواهد داشت، بلکه موجب میشود تا آرامش خود را فدای این افکار کنیم و به راحتی چوب حراج به آرامش خود بزنیم.
پس سعی کنیم خاطرات گذشته را در ذهن تداعی نکنیم و به جای این که ظرف افکار خود را در اختیار شیطان قرار دهیم تا هر چه خواست در آن بریزد، به نعمتهای خدا در حقمان فکر کنیم و ظرف افکارمان را آکنده از خاطرات شیرینی که با دیگران داشتهایم کنیم. سعی کنیم به جای بازگو کردن خاطرات تلخ، خاطرات شیرین و لطفهای دیگران را در ذهن خود زنده نگاه داریم و هر از چند گاهی از آن خاطرات یاد کنید. به عنوان مثال اگر خانوادهی همسرتان لطف خاصی در حق شما داشتهاند هر از چندی نزد همسر و نیز نزد خانوادهی همسر از آن خاطره به خوبی یاد کنید. که این خود نوعی شکر گذاری و قدردانی از آنهاست.
یادش به خیر! سال گذشته که با مادرت پارک رفتیم چه غذای خوشمزهای گذاشته بودند! طعم آن غذای شما هنوز هم در کامم است.
راستی یادته اوایل زندگی که با خانوادهات رفتیم مسافرت چقدر خوش گذشت!
دفعهی قبل که مادرتون از سفر زیارتی برگشت چه لباس قشنگی برام آورده بود. واقعا که مادرت خوش سلیقه است!
وقتی بیمار بودم و توان حرکت نداشتم واقعا خانوادهات در حقم زحمت زیادی کشیدند. هنوز هم مدیون لطف آنها هستم!
این صحبتها نمونههایی از ذکر خاطرات شیرین زندگی و لطفهای دیگران در حق ماست که ذکر آن نه تنها موجب خشنودی ماست، بلکه موجب میشود تا دیگران هم ما را شخص قدرشناسی ببینند و از لطفی که در حق ما کردهاند اظهار خرسندی نمایند. به یقین رضای خدای متعال در این است که نعمتها و لطفهای دیگران را هرگز به فراموشی نسپاریم و همواره از آنها یاد کنیم.
پس سعی کنیم خاطرات بد را به راحتی فراموش کنیم و ظرف نورانی ذهن خود را با تداعی آنها آلوده نکنیم، اما در عین حال خاطرات خوب و لطفهای ـ هر چند اندک ـ دیگران را هرگز به فراموشی نسپاریم و به مناسبتهای مختلف از آنها یاد کنیم.
انشاء الله.
بسم الله الرحمن الرحیم
عیوب همسر خود را فاش نکنیم.
فراموش نکنید که همسر شما آبرو و افتخار شماست. هر قدر که شخصیت او نزد دیگران محترم باشد در حقیقت خود شما محترم خواهید بود و هر اندازه که شخصیت او نزد دیگران خرد شود به همان نسبت شما از احترام میافتید. وقتی دیگران از عیوب همسرتان و نیز از مشکلات خانوادگی شما مطّلع شوند، به شما به دید ترحم مینگرند که خود در آینده برای شما زجر اور خواهد بود.
به همین دلیل سعی کنید تا جایی که شده مشکلات خانوادگی و عیوب همسرتان را نزد دیگران و حتی والدین خود بازگو نکرده و با سعهی صد و نیز مشورت با مشاوری امین و با تجربه، مشکلات زندگی خود را پشت سر بگذارید.
یکی از عرصههایی که میتواند موجب بازگو کردن مشکلات زندگی باشد، درد دلهای دیگران است. ممکن است در جمع دوستان یا اقوامی که نشستهاید هر یک زبان به گلایه باز کرده و مشکلات خانوادگی و عیوب همسرشان را بازگو کنند. در این صورت شما مراقب باشید که درگیر غیبت نشده و مشکلات خود را کتمان کنید. هر چند که چنین مجالسی به فی نفسه مجلس غیبت و اگر حاضرین در مجلس همسر آن شخص را میشناسند اجازه ندارند بدون جهت عیوب همسر او را بشنوند.
ممکن است در برههی خاصی از زندگی، با همسرتان اختلاف نظر پیدا کرده و برای مدّت کوتاهی از یکدیگر جدا شدهاید. در این صورت که فشار روانی شدیدی بر دوش شماست ممکن است برای تخلیهی این فشار به افشاگری روی آورده و عیوب همسرتان را با خانواده و هر کس دیگری که در جریان اصل مشکل شماست بازگو نمایید. در این صورت برخی از نزدیکان که قصد خدمت به شما را دارند در اطراف شما جمع شده و به خود جرأت میدهند در زندگی شما دخالت کرده و در مورد شما تصمیم گیری نمایند. آنها به راحتی مشکلات زندگی شما را چندین برابر سنگینتر از آنچه هست جلوه میدهند و سعی در مبرّی کردن شما از هر گونه عیب و سرتاپا مقصر نشان دادن همسرتان هستند. چنین افرادی به جای آنکه واقع نگر باشند و سعی کنند شما را به زندگی خود علاقمند تر کنند و در عین حال با دقت در مسائل زندگی شما راهکارهای مناسبی برای تعامل بهتر با همسر و حل مشکلات زندگی به شما توصیه کنند، در تنور مشکلات شما میدمند و آتش زندگی شما را شعلهورتر میکنند. لذا بهترین کار در برابر این امور کتمان مشکلات زندگی از دید دین افراد و مشورت با یکی از نزدیکان امین و در عین حال با تجربه است.
یکی دیگر از ضررهای افشای عیب همسر، این است که اگر او با خبر شود که نزد بستگان شما آبرویش ریخته شده، دیگر حاضر نیست که به راحتی با بستگان شما رفت و امد داشته باشد. او سعی دارد به بهانههای مختلف از رفت و آمد با آنها سرباز زند و با آنها قطع رابطه کند. اگر میبیند که مثلا همسرتان میگوید: «از مادر شما متنفرم و او را دوست ندارم!»، «این چه خانوادهای است که توداری!»، چه بسا علت این حرف خود شما هستید که به راحتی آبروی او را نزد آنها ریختهاید. و او با این الفاظ در صدد بیان این مطلب است که خانوادهی شما هم شخصیت چندان نرمالی ندارند.
ذکر چند نکته:
1. با توجه به این که کشاندن قهر و آشتیهای میان زن و شوهر، تبعات سنگینی میتواند داشته باشد و موجب میشود تا دیگران در زندگی شما وارد شده و آبروی خانوادهی شما ریخته شود سعی کنید به هیچ وجه برای حل مشکلات زندگی، از چنین کاری استفاده نکنید. هر چند که رها کردن مشکل به حال خود هم کار صحیحی نیست. باید با مرور خاطرات گذشته و نیز مشورت با کارشناس متخصص، بهترین راهکار برای ادامهی زندگی را بدست آورید و سعی کنید با استفاده از تجربیات تلخ گذشته مشکلات زندگی خود را کشف و از بین ببرید.
2. امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: کسی که عیبی از عیوب مؤمنی را بپوشاند آن هم عیبی که از افشای آن در هراس است، خداوند متعال هفتاد عیب از عیوب دنیا و آخرت را خواهد پوشاند
3. وقتی همسرتان میبیند که میتوانستید آبروی او را ببرید اما چنین نکردید، به صداقت شما اطمینان پیدا کرده و محبتش در حق شما فزایش پیدا میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سؤال: مردی متأهل هستم. در ایام تابستان قصد داریم به اتفاق خانوادهی دوستم به مسافرت برویم به نظر شما چنین کاری صحیح است؟
جواب: حتی المقدور سعی کنید در مسافرتها با نامحرم همراه نباشید. چرا که این کار ممکن است موجب بروز مشکلاتی برای شما و همسرتان شود.
روزی خانمی تماس گرفت و از دو چیز شکایت داشت. اوّل این که از شوهرش ناراضی بود و دوم این که شیفتهی رفیق شوهرش شوده بود و نمیتواننست فکر او را از ذهن خارج کند.
حقیقت مسأله این بود که این خانم و شوهرش همراه با خانوادهی دوست شوهرش به مسافرت میروند. در راه، خانم تحت تأثیر اخلاق خوب رفیق شوهرش قرار گرفته و به تدریج شیفتهی او میشود. همین شیفتهگی موجب میشود تا در مقام مقایسهی او با شوهرش برآید و به خاطر اینکه شوهرش همانند او نیست، احساس حقارت نماید. این خانم به تدریج عاشق و شیفتهی دوست همسرش شد و به همان نسبت هم محبت خود نسبت به همسرش از دست داد!
مشابه این داستان در مورد خود آقا هم میتواند اتفاق بیفتد. وقتی مردی در مسافرت، با همسر دوستش برخورد دارد، خواه ناخواه در دام جذبهی زنانگی او افتاده و ممکن است تعادل رفتاری خود را از دست بدهد.
روی همین اساس است که به شما عرض میکنم تا جایی که ممکن است چنین کاری نکنید تا این که به سلامت معنوی و روانی شما و همسرتان لطمهی وارد نشود. مسافرت باید به گونهای باشد که فشارهای روانی از انسان تخلیه شود، نه این که با ارتباط با نامحرم، فشارهای روانی خود را بیشتر کرده و حین مراجعه به خانه، خود را سنگینتر از گذشته بینیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
مشکل باخانواده ی شوهر در دوران عقد
سؤال: دختر جوانی هستم که به تازگی عقده کردهام. متاسفانه چند وقتی است که میبینم مادر شوهر و خواهر شوهر رفتار مناسبی با من ندارند. به نظر شما چه کار کنم؟ آیا من هم میتوانم متقابلا با آنها همین رفتار را داشته باشم؟
سلام بر شما / به نظر بنده ابتدا در نوع رفتار خود و شوهرتان دقت کنید. شاید رفتار شما به گونهای است که موجب شده حساسیت آنها را نسبت به خود برانگیزید.
دقت داشته باشید که قبل از آن که این آقا با شما آشنا شود، فرزندی برای مادر و برادری با خواهر خود بوده است. با ورود شما به عرصهی خانوادهی آنها ممکن است حس حسادت آنها برانگیخته شود و گمان کنند که شما فرزند و یا برادرشان را از آنها گرفتهاید.
برخورد نامناسب شما و شوهرتان میتواند این حس را تقویت کند و موجب شود تا آنها با دید دیگری به شما بنگرند. روی همین حساب شوهر شما باید مراقب باشد که مخصوصا جلو خواهر از شما تعریف و تمجید نکند. نیز وقتی در خانه آنها هستید سعی کنید وقت خاصی را هم برای نشستن در کنار مادر شوهر و خواهر شوهر اختصاص دهید و همراه با شوهرتان با آنها گفتگو کنید. شوهرتان باید مراقب باشد که همهنگونه که به شما توجه دارد به خواهر و مادر خود هم توجه کند و نوع نشستنش هم به گونهای باشد که حق همه را به جای آورد.
البته اگر دوست داشتید مدتی در خلوت با یکدیگر به گفتگو بنشینید بگذارید شوهرتان این مطلب را بگوید و شما وقتی در نزد مادر شوهر و خواهر شوهر هستید برای رفتن به اتاق خلوت عجله نداشته باشید. قاعدتا در چنین مواقعی خود مادر شوهر و خواهر شوهر هم به شما خواهند گفت که همراه با همسرتان به اتاق دیگری بروید. بعد با کسب اجازه و عذر خواهی از آنها، همراه با شوهرتان به اتاق دیگر بروید.
مطلب دیگر این که شما هم باید مراقب حق مادر و خواهر ایشان باشید. ازدواج شما با ایشان بدین معنا نیست که او از مادر و خواهرش طلاق عاطفی بگیرد و در بست در اختیار شما باشد. حق عاطفی آنها را به رسمیت بشناسید و اجازه بدهید با یکدیگر محبت کنند. مطمئن باشید که با این کار هیچ ضرری به شما نخواهد رسید چرا که نع محبتی که یک مرد به مادر یا خواهرش دارد با نوع محبتی که به همسرش دارد کاملا متفاوت است. لذا محبت ایشان به مادر و خواهرش موجب کاسته شدن محبت او به شما نخواهد شد.