بسم الله الرحمن الرحیم
معنای «انا قتیل العَبَرَه» چیست؟
اضافه شدن «قتیل (کشته)» به العبره (اشک)» ، اضافهی سبب به مسبب است. بنابراین، جملهی «من کشتهی اشکم» بدین معناست که کشته شدن من، سبب جاری شدن اشک است. این جمله در احادیث نیز چین تفسیر شده است:
الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیهالسلام) : أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ.[1]
من کشتهی اشکم. مؤمنی از من یاد نمیکند، جز اینکه میگرید.
در واقع «أنا قتیل العبره» به یک پدیدهی مهم و تنبّه آفرین اجتماعی و تاریخی اشاره دارد که کشته شدن هیچ کس در طول تاریخ، به اندازهی کشته شدن سید الشهدا، غم انگیز و گریه آور نبوده و نیست. … دربارهی هیچ کس جز امام حسین (علیهالسلام) گزارش نشده است که همهی پیامبران از آدم ابوالبشر تا خاتم الأنبیاء (صلیاللهعلیهوآله) و خاندان پیامبر و جمعی از اصحاب پیامبر خدا قبل از تولدش، بر او گریسته باشند و نیز فرشتگان، پریان، حیوانات و زمین و آسمان بر او گریه کرده باشند و حتّی دشمن هم بر او گریسته باشد. در طول تاریخ کسی را سراغ نداریم که مردمی بیش از یکهزار و سیصد سال، بر او بگریند.
آری! سید الشهدا «کشتهی اشک» است؛ اشکی که تا وقتی انتقام خون همهی مظلومان تاریخ را از ستمگران باز نستاند و آرمانهای حسینی را به رهبری فرزند بزرگوارش مهدی آل محمد، در جهان تحقق نبخشد، همچنان بر گونههای مؤمنان راستین و علاقمندان به خاندان رسالت، جاری خواهد بود.
برگرفته از کتاب «گزیدهی دانشنامهی امام حسین (علیهالسلام)». صفحات 803 و 804
روز عاشورا، علامهی بحرالعلوم به همراه گروهی از طلاب با استقبال عزاداران حسینی حرکت کردند. به محله طُوَیرَج که رسیدند، ناگهان علامه با آن کهولت سن و موقعیت اجتماعی داخل جمعیت شد و با شوری وصف ناپذیر به سینه زدن پرداخت. علما و طلاب هر چه تلاش کردند تا مانع کار او شوند تا مبادا صدمهای به ایشان وارد شود موفق نشدند. پس از عزاداری یکی از خواص پرسید چه رویدادی پیش آمد که اینگونه سر از پا نشناختید؟!
علامه فرمود: با رسیدن دستهی عزاداری ناگهان چشمم به محبوب دلها امام عصر (عجلاللهتعالیفرجه) افتاد. دیدم آن گرامی با سر و پای برهنه، با چشمی اشکبار به سر و سینه میزنند. به همین جهت آن منظره مرا به این حال انداخت که قرار از کف دادم. (میر مهر ص111)
....................................
اشعار مرحوم حلّی گمشدهی من بود تا اینکه آن اشعار را پیدا کردم و رفتم در حرم امام حسین (علیهالسلام) و مشغول خواندن آن اشعار شدم. ناگهان سیّدی را دیدم که در برابرم ایستاده و به اشعارم گوش میدهد و گریه میکند چون به این بیت رسیدم:
أیَقتُلُ ظَمآناً حُسَینُ بِکَربَلا وَ فی کُلِّ عُضوٍ مِن أنامِلِهِ بَحرٌ
آیا حسین را در کربلا تشنه به شهادت رساندند در حالی که در هر گوشه از کربلا دریایی از آب بود
گریهی آن بزرگوار شدید شد و رو به سوی ضریح امام حسین (علیهالسلام) کرد و این بیت را تکرار نمود و همچون زن جوان مرده میگریست. همین که اشعار را به پایان بردم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم! به هر کجا رو نمودم اثری نیافتم ... (میر مهر ص111)
امام ، انسان کامل و گل سر سبد عالم هستی است. آرزوی هر انسانی این است که به نوعی به خوبیها نزدیک شود و از بدیها دور گرد. پس محبت اجمالی به امام معصوم که پاسخگوی تمامی نیازهای فطری بشر است در عمق فطرت همهی انسانها نهفته است. کسی که امام خود را بشناسد در واقع به سرچشمهی تمام پاکیها دست یافته. سرچشمهای که امید و آرزوی هر انسانی است.
وقتی امام را اینگونه دیدیم، طبعا ارتباطی روحی با او برقرار خواهیم کرد. با خوشیهایش خوشحال میشویم و با حزن و اندوهش اندوهگین میگردیم. این نوع ارتباط، هم نشانهی عمق ارتباط فکری با انسان کامل است و هم راهنمای انسان به سوی ارتباط قلبی بیشتر با این دریای از خوبیهاست که نتیجهاش بهرهمند شدن بیش از پیش از برکات آن امام است.
پس عزاداری سید و سالار شهیدان نشانهی عمق دلدادگی به آن امام معصوم و بستری برای پیشرفت خود انسان است. روح عزاداری، غم و اندوهی است که در درون انسان ایجاد میگردد. نحوهی ابراز این اندوه درونی بسته به فرهنگ و آداب و رسوم مردم دارد. یعنی هر ملتی با توجه به عرف و فرهنگ خود عزاداری کرده و خود را در غم آنها شریک میداند.
حال سؤال اساسی این است که آیا از هر ابزاری برای ابراز این غم میتوان استفاده کرد یا خیر؟ و اصولا آیا در کنار عرفی بودن ابزار عزاداری، معیار و چارچوبهی هم برای این ابزار وجود دارد یا خیر؟
در پاسخ به این سؤال میتوان گفت که قطعا استفاده از هر نوع ابزاری در این مسیر صحیح نمیباشد. این عزاداری چون در مسیر دین و معنویات است باید به گونهای باشد که در چارچوبهی دین بوده و موجب ضعف و سستی پایههای دین نشود. برخی از شیوههای عزاداری (علی حسن فعلی عزادار) در واقع ترویج خرافات میباشد. و برخی دیگر از این شیوهها موجب سست کردن پایههای دین و زشت کردن چهرهی زیبای اسلام برای کسانی باشد که قصد آشنایی با این دین مقدس را دارند. پر واضع است که ما باید چهرهی زیبایی از دین خود به دنیا ارائه دهیم تا تشنگاه حقیقت و معنویت را به سوی این دین متین راهنما شویم و نیز بدیهی است که این شیوههای عزاداری نباید به گونهای باشد که چهرهی زیبای دین، زشت جلوه کند و تصویری زشت، خرافی و غیر معقول از دین ارائه شود.
قمه زنی یکی از کارهایی است که قطعا در شرایط کنونی موجب سست شدن پایههای دین و مذهب میگردد. ممکن است که انجام این کار در صد سال پیش را بتوان به گونهای توجیه کرد (البته طبق برخی از مبانی فقهی) اما در شرایط کنونی دنیا که تصاویر آن در کوتاهترین زمان در همه جا پخش شده و موجب فراری شدن بسیاری از قلوب از اسلام میگردد قطعا جایز نمیباشد. به نظر بنده کسانی که برای توجیه این کار به فتوای فقهای هفتاد سال گذشته همچون میرزای نائینی و بزرگان دیگر استناد میکنند، توجه به این مطلب مهم ندارند که اگر این فقهای بزرگوار در این زمان هم حضور داشتند و مفاسد جانبی آن را ملاحظه می فرمودند ، آیا باز هم فتوا به جواز این کار میدادند یا اینکه آن را تحریم می کردند؟!
پس شایسته است که به دور از هرگونه تعصب و کم خردی، به دنبال شیوههای عزاداری معقول باشیم تا هم خود بهترین بهره را از این عرض ارادت ببریم و هم قلب مطهر امام زمان (ارواحنا له الفداه) را شاد کرده باشیم.
http://www.yazdfarda.com/news/28268.html