هفته ی پیش مشهدی سید حسینی که پیر مردی خیاط و متدین بود در اصفهان از دنیا رفت.
پیر مرد خیاط دو سال قبل نزد آیت الله مظاهری رفت و از بد حسابی عده ی خاصی شکایت کرد. آن مرد گفت: آقا ! برای عده ای لباس درست می کنم ولی پول نمی دهند. آیت الله فرمودند: چند ساله که خیاطی ؟ گفت: حدود 47 سال. آیت الله فرمودند: عیبی نداره ، دو سه سال دیگه هم صبر کن!
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِکَ فِیهِ الصِّیَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ وَ اغْفِرْ لِی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا یَغْفِرُهَا غَیْرُکَ یَا رَحْمَانُ فَإِنَّهُ مَنْ قَالَ ذَلِکَ غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُ أَرْبَعِینَ سَنَةً
حلول ماه مبارک رمضان را خدمت همه ی بزرگوران خصوصا عزیزان پیام رسان تبریک عرض می کنم.
امید که در حین ورود به میهمانی بزرگ خدای متعال به سان بهترین بندگانش پذیرایی شویم و در حین خروج از این ضیافت بزرگ الهی ، کوله باری از معنویت، همچون کوله خوبان درگاهش به همراه داشته باشیم. ( رب أدخلنی مُدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق )
باشد تا با قدر شناسی از این ایام و استفاده ی نیکو از روزها و ساعت این مهمانی بزرگ و نیز با حسن ظن و خوش گمانی به رحمت وسیع خداوند بتوانیم آداب این مهمانی بزرگ را به جای آوریم.
بنده ماه مبارک رمضان را در خدمتتان نیستم . به همین دلیل نمی تونم در پیام رسان پاسخگوی سؤالات شرعی و مشاوره ای بزرگواران باشم. کسانی که سؤال شرعی دارند می تونند با این شماره تماس بگیرند: 09371045299
بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره ای از یک ازدواج آنچنانی
برخلاف حجب و حیایی که خودش داشت همسرش آنقدر بییا بود که کلانتری محله و کلانتریهای اطراف به خوبی او را میشناختند و حناش هم دیگه پیش اونا رنگی نداشت. اخه هر از گاهی شبانه از خانه بیرون میزد و مأمور میآورد خانه تا شوهرش را دستگیر کنند. بعد معلول میشد که مرد بیچاره تقصیری نداشته و خانم بی حیا تشریف دارن.
اما حکایت خواستگاری!
جوان مشرف میشه حرم امام رضا (علیهالسلام) . خودمونیم هر جوان مجردی که حرم حضرت مشرف میشه حتما یکی از خواستههاش یک ازدواج خوب و موفقه.
خلاصه بعد از عرض حاجت در حال بیرون رفتن از حرم میره. اما غافل از این که مادر و دختری در کمین سادگی او تشستند. همین که جوان خارج شد، مادر و دختر سراغ دختر رفتند و مادر شروع به صحبت کرد
امام رضا دیشب به خواب ما آمد و به من گفت جوانی در فلان موقع از فلان در خارج میشود. این جوان، تقاضای ازدواج دارد. حاجتش را اجابت کن و دخترش را به او بده...
جوان به محض شنیدن این مطلب ، عقل از سرش پرید و غافل از حیلهگری خانم همان موقع و بدون مشورت با والدین رفتند محضر و با دختر عقد دائم خواندند. . .
بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره ای جالب از یک دوست
امروز یکی از دوستان نقل میکرد:
جوانی بود که به صورت افراطی و غیر معقول مقید به استخاره بود. حتی برای آب خوردن هم استخاره میکرد. عقل و منطق و مشاوره را هم قبول نداشت.
حالا داستان ازدواج این جوان را هم بشنویم: جوان 26 ساله تصمیم گرفت دختر خانمی را به همسری انتخاب کند. استخاره خوب آمده بود و خانوادهی دختر هم کاملا راضی بودند.
هر چه اطرافیان گفتند این دختر به دردت نمیخورد، اهمیتی نمیداد و حتی حاظر نبود به حرفهای آنها گوش بدهد.
جوان 26 ساله با دختر خانم 15 ساله زندگی را شروع کردند. جوان، همسر میخواست و دختر، همبازی! هر وقت وارد خانه میشد همسرش را یا در حال تماشای برنامه کودک میدید و یا مشغول عروسک بازی. بعد از تمام شدن این دو کار هم میرفت حیاط مشغول لی لی بازی میشد.
جوان ساده لوح وقتی فهمید چه اشتباه بزرگی کرده سراغ دوستان رفت تا با آنها مشورت کند. دوستانش هم تنها راه نجاتش را در طلاق میدیدند. خلاصه با توافق خانوادهی دختر طلاق گرفتند و حتی مادر خانم از جوان معذرت خواهی کرد و برای جبران این شکست، دختر خوبی را در فامیل معرفی کرد.
جوان که سرش به سنگ خورده بود، استخاره را کنار گذاشت و با تحقیق و مشورت پذیرفت که با دختر خانم ازدواج کند.
روز عروسی که روی عروس و دامام نقل میریختند. عروس خانم دستم را گرفت و یواشکی گفت: فلانی ببین کی داره نقلها رو جمع میکنه؟! نگاه کردم دیدم همسر سابقم قاطی بچهها داره نقل جمع میکنه!!!
نکته
استخاره به معنای بسته شدن راه عقل و مشورت نیست. استخاره برای رفع تحیر است. یعنی در تصمیم گیری های زندگی وقتی با فکر و مشورت به جایی نمی رسید می توانید به عنون اخرین راه متوسل به استخاره شوید.
به نام او که دل دیوانه ی اوست قلوب عاشقان پروانه ی اوست
السلام علیکِ یا مولاتی یا فاطمه الزهـــــــراء
و علی الإمام الرئوف ، علی بن موسی الرضا
دست من و عنایت و لطف و عَطای فاطمه قلب من و محبت و مِهر و ولای فاطمه
طبع من و قصیدهی مدح و ثنای فاطمه جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه
گر به زمین زند مرا ، گر به سَما برد مرا درد اگر عطا کند تا به بلا کشد مرا
پای برون نمی نهم از سر کوی فاطمه وا نشود لبم مگر به گفتگوی فاطمه

به یاد دختر دو ساله ام زینب!
درتاریخ 8/8/88 شب میلاد امام رضا (علیهالسلام) پر کشید و رفت، اما بعد از شش ماه
دربامداد 8/2/89مصادف با شام شهادت صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا(سلاماللهعلیها)
« پیکر بی جانش به دستمان رسید »
در شب تولد امام رضا (علیهالسلام) از خانه خارج شد تا در مجلس جشن آن امام رئوف شرکت کند. تقدیر الهی بر این بود که در آن شب بارانی در رودخانه غرق شود. هر چه گشتیم خبری از جسدش پیدا نکردیم تا اینکه شش ماه بعد، به لطف حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)پیکرش به دستمان رسید.