سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
هــم انــدیشـی دینــی
هر دوستی ای که طمعْ پدیدش آرد، نومیدی ازمیانش می بَرَد . [امام علی علیه السلام]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :16
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48284
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:18 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

            «إنما ولیکُم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یُقیمونَ الصلاه و یؤتون الزکاه و هُم راکعون».[1]


همانا ولی شما خدا و رسول او و کسانی هستند که ایمان آورده، نماز بر پا می­دارند و در حال رکوع زکات می­دهند. 


در بسیاری از کتب اسلامی و منابع اهل سنت، روایات متعددی ناظر بر این که آیه­ی فوق در شأن علی (علیه­السلام) نازل شده، نقل گردیده که در برخی از آنها به مسأله­ی بخشیدن انگشتر، در حال رکوع اشاره شده و در برخی دیگر، تنها به نزول آیه­ی شریفه در حق علی (علیه­السلام) بسنده شده است.


در میان کتب معروف اهل سنت، بیش از سی کتاب یافت می­شود که در میان آنها این حدیث نقل شده که از جمله­ی آنها می­توان این کتب را نام برد:


محبّ الدین طَبَری در ذخار العُقبی صفحه­ی 88     سیوطی در لباب النقول صفحه­ی 90    طبری در تفسیر طبری صفحه­ی 165   رازی    فخر رازی در تفسیر کبیر ذیل آیه­ی مذکور


نکته­ی قابل توجه در آیه این است که شروع آن با لفظ «إنَّما» است. این لفظ مفید حصر است، یعنی: «ولی و سرپرست شما فقط این افراد هستند».


* شاید رکوع به معنی خضوع باشد!


شکّی نیست که رکوع در این آیه­ی شریفه، به معنای رکوع نماز است نه به معنای خضوع و خشوع. چرا که در عرف شرع و اصطلاح قرآن، هنگامی که لفظ «رکوع» به کار گرفته می­شود به همان معنای عرفی و اصطلاحی خود (یعنی رکوع در نماز) حمل می­شود، و علاوه در شأن نزول آیه روایات متعدّدی از طریق شیعه و سنی نقل شده که همگی بر این دلالت می­کنند که آیه­ی شریفه در شأن علی (علیه­السلام) وارد شده که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل بخشید. همچنین ذکر «یُقیمونَ الصَّلاه» نیز خود شاهد بر این موضوع است؛ چرا که در هیچ موردی در قرآن کریم نداریم که تعبیر شده باشد، زکات را با خضوع بدهید، بلکه زکات را باید با اخلاص و عدم منّت داد.


* شاید «ولیّ» به معنی دوست باشد!


همچنین شکی نیست که کلمه­ی ولیّ در این آیه­ی شریفه به معنای دوست و یا ناصر نیست؛ چرا که دوستی و یاری کردن مخصوص کسانی نیست که نماز می­خوانند و در حال رکوع زکات می­دهند بلکه دوستی و نصرت، یک حکم عمومی است که همه­ی مسلمانان را در بر می­گیرد. همه­ی مسلمین باید یکدیگر را دوست بدارند و یاری کنند؛ حتی کسانی که زکات بر آنها واجب نیست.


* شاید منظور آیه شخص علی (علیه­السلام) نباشد!


عبد الحمید آلوسی عالم اهل سنت، در کتاب «نثر اللآلی علی نظم الأمالی»[2] هنگامی که به این آیه می­رسد می­گوید: اگر منظور از آیه خصوص علی است چرا با لفظ «الَّذین» که برای جمع است، آمده است؟ در حالی که لفظ جمع، قابل تطبیق بر یک نفر نیست. اما جواب بر اشکال:


1. اگر حکمی به صورت عمومی صادر شود ـ برای تشویق دیگران ـ و سپس موضوع آن به حسب انطباق خارجی مقید به فردی خاص شود، این گونه سخن گفتن بسیار بلیغ­تر می­باشد.  به عبارت دیگر این تعبیر یا به خاطر آن است که اهمّیَّت موقعیّت و نقش مؤثّری که آن فرد در این کار داشته روشن شود و یا به خاطر آن است که حکم در شکل کلّی عرضه شود اگر چه مصداق آن منحصر در یک نفر باشد؛ برای آن نظایر زیادی در قرآن کریم وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می­شود:


 * «و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون و اذن…»[3] 


همه مفسران اتّفاق نظر دارند که این آیه در مورد تنها یک نفر از منافقین نازل شده است. با وجود این که آیه با لفظ «الّذین» که لفظ جمع است، موضوع توهین به ساحت مقدّس پیامبر اکرم  (صلی­الله­علیه­وآله) را بیان می­کند.[4]


* «و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا و آخر سیئا…».[5]


در این آیه­ی شریفه خداوند متعال با لفظ جمع از برخی منافقین یاد می­کند که به گناه خود اعتراف کردند، در حالی که این آیه در مورد یک نفر نازل شده است و او «ابو لبابه­ی انصاری» است.[6]


توجّه: زَمَخشری مفسّر اهل سنت در کتاب کشّاف می­گوید: این آیه در شأن علی (علیه­السلام) نازل شده. و علّت جمع آمدن ضمیر آن را این می­داند که دیگران هم به انجام چنین کاری بپردازند تا از پاداش آن بهره­مند گردند.[7]


2. در ادبیات عرب مکرّر دیده می­شود که از لفظ مفرد به لفظ جمع تعبیر می­شود، مثلاً در آیه­ی مباهله[8] می­بینیم که کلمه­ی «نسائنا» به صورت جمع آمده در صورتی که با توجه به شأن نزول­ها منظور از آن خصوص فاطمه­ی زهرا (سلام الله علیها) است. همچنین «أنفسنا» جمع آمده است در صورتی که از مردان غیر از وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله)  و علی (علیه­السلام) کسی در آن جریان نبود.






[1]   . سوره­ی مائده، آیه­ی 55      [2]   . نثر اللآلی، ص169    [3]   . سوره­ی توبه، آیه­ی 61  [4]   . به عنوان مثال رجوع کنید به تفسیر جامع الأحکام قُرطُبی، ج8، ص122   [5]   . سوره­ی توبه، آیه­ی 102  [6]   . تفسیر القرطبی، ج8، ص242    [7]   . تفسیر کشّاف، ذیل آیه­ی (إنَّما ولیکم الله)   [8] . سوره­ی آل عمران، آیه­ی 61




  
  

«یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ مَا اُنزِلَ إلَیکَ مِن ربِّک وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِن النَّاسِ»[1]


ای رسول! آنچه را که از ناحیه­ی پروردگارت به تو نازل شده ابلاغ کن و اگر چنین نکردی بدان که رسالتت را انجام نداده­ای و خداوند تو را ـ در راه تبلیغ دین ـ از شرّ مردم حفظ می­کند.


با وجود تمام شواهد و قراین موجود بر ولایت و امامت علی بن ابی­طالب (علیه­السلام) که در روز غدیرخُم به چشم می­خورد، باز هم معاندان و کسانی که هوای نفس خود را بر گفتار حق، ترجیح می­دهند به افسانه سرایی و فرار از واقعیت روی آورده­اند، تا شاید بتوانند جوابی بر وجدان خفته­ی خود بیابند و با خاموش کردن چراغ عقل بتوانند در گمراهی دیگران هم سهیم باشند.


به راستی می­توان باور کرد، که واقعه­ی «غدیرخُم» مربوط به جریان تقسیم غنایم جنگی باشد؟! که در جریان تقسیم غنایم جنگی، سربازان از علی ناراحت شدند و پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) برای دفاع از عملکرد علی، مردم را در غدیر خم جمع کرد و منظورش از این همه سخن، تنها این بود که بگوید: «ای مردم! از دست علی ناراحت نباشید، چرا که کار او در تقسیم غنایم هیچ اشکالی نداشت»!


به راستی می­توان باور کرد، که منظور پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) از واقعه­ی غدیر صرفاً تشویق مردم به محبّت علی (علیه­السلام) بوده باشد و این جریان هیچ ربطی به مسأله­ی ولایت و سرپرستی امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) نداشته باشد!


آیا گویندگان این سخن، از یاد برده­اند که اعراب، در هیچ زمانی برای مسأله­ی محبّت با کسی بیعت نکرده­اند، و بیعت همواره بر امر حکومت و سرپرستی اطلاق می­شده است؟


آیا سخن عمر در تبریک، به علی (علیه­السلام) را از یاد برده­اند؟


آیا از یاد برده­اند که پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) فرمود: به علی به عنوان امیر المؤمنین سلام دهید؟ آیا امیر به معنای فرمانده نیست؟ و آیا با «محبت» ارتباطی دارد؟


آیا از یاد برده­اند که پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) چگونه­ی با گذاردن عمامه­ی خود بر سر علی (علیه­السلام) از او به عنوان تاج خلافت تعبیر کرد. تا ناشنوایان هم تردیدی در خلافت علی نکنند؟








[1] . سوره­ی مائده، آیه­ی 67.




  
  

یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ مَا اُنزِلَ إلَیکَ مِن ربِّک وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِن النَّاسِ»[1]


ای رسول! آنچه را که از ناحیه­ی پروردگارت به تو نازل شده ابلاغ کن و اگر چنین نکردی بدان که رسالتت را انجام نداده­ای و خداوند تو را ـ در راه تبلیغ دین ـ از شرّ مردم حفظ می­کند.


محمد بن جریر طبری در کتاب الولایه[2] می­گوید پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) در غدیر خم فرمود: … ای مردم! آنچه را که به شما گفتم تکرار کنید و به آن قائل شوید، و بر علی به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهید و بگویید حمد مخصوص خدایی است که ما را به واسطه­ی ولایت علی هدایت کرد و اگر خداوند ما را به این امر هدایت نمی­کرد ما خود هرگز نمی­توانستیم به این امر هدایت شویم[3]… (و بعد می­گوید:) اوّلین کسانی که با علی (علیه­السلام) بیعت کردند ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر بودند.


طبری در تفسیر طبری[4] و احمد حنبل در مسند احمد[5] می­گویند: عمر به ملاقات علی (علیه­السلام) رفت و به او گفت: «گوارا باد بر تو ای پسر ابی طالب! امروز مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی شدی!».


این بیعت و توقّف پیامبر در غدیر خُم، سه روز به طول انجامید و مردم جریان این واقعه را که در آخرین سال عمر شریف پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) و در حجَّه الوداع، صورت گرفت به گوش دوستان و آشنایان خود رساندند تا جایی که حدیث غدیر راویان بسیاری پیدا کرد و در نقل روایت از حدّ تواتر هم گذشت.


در گروه راویان خطبه­ی غدیر، می­توان از این افراد نام برد:


1. طلحه بن عبید الله تمیمی[6]


2. زبیر بن عوام قرشی[7]


3. عمر بن خطاب[8]


4. ابوبکر بن ابی قُحافه[9]،








[1] . سوره­ی مائده، آیه­ی 67.




[2] . کتاب الولایه، ص 214 تا 216.




[3] . « قولوا ما قُلتُ لکم و سَلِّمُوا علی علیٍّ بإمرَه المؤمنین و قولوا: «الحمدُ لِله الَّذی هدانا لِهذا و ما کُنّا لِنَهتَدِی لَو لا أن هَدانا اللهُ».




 [4] . تفسیر طبری، ج3، ص428.




 [5]. مسند احمد حنبل، ج5، ص355، ح 18011.




[6] . مسعودی در مروج الذهب، ج2، ص11 و حاکم در مستدرک، ج3، ص371 و خوارزمی در مناقب، ص112 و سیوطی در جمع الجوامع و ابن حجر در تهذیب التهذیب، ج1، ص391.




[7] . حافظ ابن مغازلی در مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام، ص27، ح39 و أسنی المطالب، ص48.




[8] . مودَّه القربی (المودَّه الخامسه) و ینابیع المودَّه، ج2، ص73، باب56 


[9] . شمس الدین جزری شافعی در اسنی المطالب، ص48.




  
  

 سیوطی در جامع الصغیر[2] و ابن اثیر در النهای?[3] چنین نقل می­کنند که پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) فرمود: «العَمائمُ تیجانُ العرب» عمّامه­ها به منزله­ی تاج برای عربها به شمار می­روند.


پادشاهان فارس وقتی که به قدرت می­رسیدند تاج گذاری می­کردند و عربها برای تاج بدلی جز عمّامه نداشتند، از این روی در میان عرب رسم بود که عمامه را فقط بزرگان بر سر می­گذاشتند.[4]


شَبلنجی در کتاب نور الابصار[5] یکی از القاب رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) را «صاحبُ التّاج» شمرده است و می­گوید: علت این نامگذاری آن است که عمّامه­ها برای عرب به منزله­ی تاج هستند.


با توجّه به این مطلب، وجود مقدّس رسول اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) در روز غدیر خم عمّامه­ای را با شکلی خاص، که نشان از عظمت و جلالت داشت بر سر علی (علیه­السلام) گذاشت.[6]


حافظ عبد الله بن ابی شیبه، و ابو داود طیالسی[7]، و ابن منیع بغوی، و ابوبکر بیهقی[8]، از امیر المؤمنین علی (علیه­السلام) این­گونه روایت می­کنند که حضرت فرمود: «رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) در روز غدیر خُم عمّامه­ای بر سرم گذاشت و ادامه­ی آن­را به پشتم انداخت» و در جای دیگر آمده که: «یک طرف آنرا به روی شانه­هایم انداخت» و بعد حضرت رسول (صلی­الله­علیه­وآله) فرمود: «خداوند در روز بدر و حُنین مرا با ملائکه­ای که چنین عمّامه­ای بر سر داشتند، یاری کرد» و فرمود: «عمّامه، سپر و مانعی بین کفر و ایمان است


حافظ دیلمی[10] از ابن عباس نقل می­کند، هنگامی که رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) عمّامه­ی خود[11] را بر سر علی (علیه­السلام) گذاشت، به او گفت: «ای علی! عمّامه­ تاج عرب است».


تذکر: منبع همه ی مطالب کتب اهل سنت است.








[1] . سوره­ی مائده، آیه­ی 67.




[2] . الجامع الصغیر، ج2، ص193، ح5723.




[3] . النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج1، ص199.




[4] . تاج العروس، ج2، ص12 و ج8، ص410.




[5] . نور الإبصار، ص58. 




[6] . السمط المجید، ص99 و کنز العمال، ج15، ص483 


[7] . مسند ابی داود الطیالسی، ص23، ح154.




[8] . کنز العمال، ج15، ص482، ح41911.




[10] . الفردوس بمأثور الخطاب، ج3، ص87، ح4246.




[11] . عمّامه­ی حضرت «سحاب» نام داشت.




  
  

           «یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ مَا اُنزِلَ إلَیکَ مِن ربِّک وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِن النَّاسِ»[1]


ای رسول! آنچه را که از ناحیه­ی پروردگارت به تو نازل شده ابلاغ کن و اگر چنین نکردی بدان که رسالتت را انجام نداده­ای و خداوند تو را ـ در راه تبلیغ دین ـ از شرّ مردم حفظ می­کند.


از سوره­ی مائده آیه­ی 67 مشخص می­شود که وجود مقدّس پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) از ابلاغ این امر هراس داشت. خود آن حضرت درخطبه­ی غدیر فرمودند: از جبرئیل خواستم که مرا از تبلیغ این امر معاف کند، چرا که می­دانم متّقین کم هستند و منافقین و حیله­­گران زیاد شده­اند.


آری پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) از این خوف داشت کسانی که به طمع رسیدن به مقام و منصب به اسلام گرویده بودند و امید آن­ را داشتند که بعد از او به پست و سمتی برسند به یکباره شورش کنند و همه­ی زحمات بیست و سه ساله­ی او را از بین ببرند و نهال نو پای اسلام را از ریشه برکنند. از این روی خداوند متعال بعد از این که به پیامبر خود فرمان داد که امر ولایت علی  (علیه­السلام) را به مردم ابلاغ کند فرمود: « واللهُ یَعصِمُکَ مِن النّاس»[2] خداوند تو را از شر مردم حفظ خواهد کرد.


توجه: در واقعه­ی غدیر منافقین زیادی در کمین نشسته بودند تا در فرصت مناسب به مطامع دنیایی و امیال نفسانی خود برسند. عدّه­ای از آنها با محافظه کاری خود نمی­خواستند نقاب از چهره­ی خود کنار زنند. به همین جهت سکوت کرده و لب به اعتراض نگشادند. نُعمان بن یزید فهری ـ که در مطلب دوم بحث، از او یاد شد ـ از آن دسته منافقینی بود که دیگر نتوانست طاقت بیاورد و نفاق و کینه­ی خود نسبت به خاندان پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) را در دل کتمان کند. به همین جهت صریحا نسبت به این تصمیم پیامبر (صلی­الله­علیه­وآله) موضع گیری کرد. رفتار نُعمان می­توانست جرقه­ای برای روشن کردن آتش فتنه در میان مسلمانان، و جسور شدن دیگر منافقین و سست ایمانها باشد، اما خدای سبحان به مقتضای وعده­ی «و الله یَعصِمُکَ مِن النّاس» که به پیامبر خود داده بود با عذاب خود فتنه­ی او را (با فرستادن سنگی بر سرش) در جا خاموش کرد تا دیگر منافقین حساب کار خود را بکنند و دست به شورش و فتنه نزنند.








[1] . سوره­ی مائده، آیه­ی 67.




[2] . سوره­ی مائده، آیه­ی 67.




  

 در کتاب مودَّه القُربی ـ که از کتب اهل سنت است ـ از شهاب الدّین هَمِدانی چنین آمده است:


عمر بن خطاب در مورد روز غدیر خُم چنین گفت: «نَصَب رسولُ الله علیَّاً عَلَماً، فقال: «مَن کُنتُ مولاهُ فَعلیٌّ مولاه، اللهمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ، واخذُل مَن خَذَلَهُ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ، اللهمَّ أنتَ شهیدی علیهم». رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله)، علی (علیه­السلام) را به عنوان عَلَم منصوب کرد و فرمود: هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست. خدایا هر کسی را که علی را همراهی کند یاری کن، و هر که را با علی دشمنی کند دشمن بدار. خوار گردان هر کسی که او را خوار کند و یاور باش هر که را یاورش باشد. خدایا تو خود شاهد من هستی بر این جمع.


عمر بن خطاب گفت: «به رسول خدا عرض کردم یا رسول الله! در کنارم جوانی را دیدم بسیار زیبا روی و خوش بوی که به من گفت: «ای عمر تحقیقاً رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) عقد و پیمانی را بسته که کسی جز منافق نمی­تواند آن را زیر پا گذارد». پس پیامبر دست مرا گرفته و فرمود: «ای عمر او از فرزندان آدم نبود بلکه جبرئیل بود که می­خواست مطلبی را که درباره­ی علی گفتم به شما تأکید کند».[2]


تذکر:


1. دیدن ملائکه و امور غیبی، لزوما امتیازی برای کسی محسوب نمی شود. همانگونه که سامری ـ یعنی همان شخصی که در غیاب حضرت موسی (علیه السلام) مردم را به گوساله پرستی سوق داد ـ خاکی را که جای پای جبرئیل بود برداشت و با آن توانست مردم را گمراه کند. 


2. جبرئیل (علیه السلام) خود را برای عمر ظاهر کرد تا حجت بر او و رفقایش تمام شود و برای آنها جای هیچ گونه عذری باقی نماند که اطاعت از علی (علیه السلام) بر همه واجب است تا به خاطر حب ریاست و مطامع دنیوی، نقض عهد نکنند.  








[1] . سوره­ی مائده، آیه­ی 67.




[2] ـ قال عمر بن خطال: (قلتُ) یا رسول الله، و کان فی جنبی شابٌّ حسن الوجه طیِّب الریح، قال: «یا عمر لَقَد عَقَد رسول الله عقداً لا یَحِلُّه إلاّ منافق». فأخَذَ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بیدی فقال: «یا عمر إنَّهُ لیس مِن وُلد آدم، لکنَّه جبرئیل أرادَ أن یؤکِّدَ عَلَیکُم ما قُلتُه فی علیٍّ». این مطلب را شیخ قندوزی حنفی نیز در کتاب ینابیع المودَّه صفحه­ی 249 ذکر کرده است.




  
  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن