سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
هــم انــدیشـی دینــی
سنگ را بدانجا که از آن آمده باز باید گرداند ، که شر را جز با شر نتوان راند . [نهج البلاغه]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :15
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48283
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:18 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

بسم الله الرحمن الرحیم 


ما را یاد کردی ما هم تو  را یاد می کنیم




حضرت آیت الله شیخ عبد القائم شوشتری که خود از اولیای الهی و دلسوخته گان حضرت است ، می فرمودند: در یک روز جمعه ، بنده به مسجد مقدّس جمکران مشرّف شده بودم ، نماز امام زمان «عَجَّل اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریف»  را در داخل مسجد خواندم سپس در صحن ، در نقطه ای خلوت دو رکعت نماز استغاثه به حضرت را با دعای «سَلامُ الله ِ الکامِل التَّام . . . » زیر آسمان خواندم . ( این دعا در مفاتیح  الجنان و قبل از مناجات خَمسَ عَشَرَه است ) به خانه برگشتم و بعد از نماز خوابیدم ، در خواب حضرت مهدی «عَجَّل اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریف»  را دیدم که در کنا ر حرم حضرت معصومه «سلام الله علیها» به همراه چند نفر عبور می کنند . . .  من هم پشت سر  آنها حرکت کردم ، حضرت برگشتند و به سمت من آمدند و با نوک انگشتان مبارک روی قلبم زدند و فرمودند ، « ما را یاد کرد ی ، ما هم تو را یاد می کنیم ؛ اُذْکُرُونِی اَذْکُرْکُم » .


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم


آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند . . .


مرحوم میرزای قمی از هم­درسی­های سیّد بحرالعلوم بود. آنها در درس آقا باقر بهبهانی شرکت می­کردند. در آن زمان میرزا در درسش از سید بهتر بود. حتی گاهی اوقات میرزا درس­ها را برای سیّد توضیح می­داد.


میرزای قمی به ایران می­آید و بعد از مدتی که آوازه­ی شهرت علمی سید را می­شنود، از این امر متعجب می­گردد.


وقتی به نجف می­رود نزد سید رفته و علت را جویا می­شود.


سید می­گوید: شبی به مسجد کوفه رفته بودم که دیدم آقایم حضرت ولی عصر (عجل­الله­تعالی­فرجه) مشغول عبادت است. ایستادم تا نمازش تمام شود. بعد از نماز سلام کردم. آقا جواب مرحمت فرمودند و دستور دادند پیش بروم. مقداری جلو رفتم و از روی ادب ایستادم. آقا فرمودند جلوتر بیا! تا چند قدمی ایشان رفتم تا اینکه به آقا نزدیک شدم.


ایشان مرا در آغوش گرفت و به سینه­ی مبارک چسباند. دراین هنگام بود که آنچه خدا خواست به این قلب و سینه سرازیر شد.


خسروا گوشـه ­ی چشمـی بـه من بی­سر و پـــا کــن


ســــوی دل ســــوختـگـان یـک نـظر از بهر خـدا کـــن


نفس نگــذاردم ای شـــه کــه بـــه اخـــلاص بکوشـم


منتــــی جـــــان مــــــرا از ستــم نفس رهـــــا کــــن


حـــــل نشــــــــد دل بـــــــر اثــــــر نـفس پـــرستـی


حــــل آن را تـــو حـوالــت به کف و عقـده گشــا کـــن


آخـــــر ای ابـــر سخــا آب زن ایـــن نــــــار هــــوایــم


تـــــن خــــاکــــی مــــرا خــاک در اهـــل وفـــا کـــن


کــرده­ام گـــم ره وصــل تـو مــن ای کعبــه­ی مقصود


رحـمـــــی دردمــــن از داروی تــــوفیــــــق دوا کـــن


خـون شـد آخر دل «حیران» و خـود از دیـده بـرون شد


از ره لـطــــف شــــها یــــک نـظــــری سـوی گـدا کن


  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


از شک مقدّس تا شیرینی یقین



حجت الإسلام اعتمادیان نقل کردند:  در ایامی که جهت تبلیغ در انگلستان بودم، خانمی را دیدم که حادثه­ی عجیبی برایش اتفاق افتاده بود.


آن خانم می­گفت: من مسیحی بودم تا روزی که یکی از دانشجوهای ایرانی به خواستگاریم آمد. او گفت من شیعه هستم و شرط ازدواجم با شما این است که شما هم شیعه شوید.


فرصتی خواستم تا پیرامون اسلام و تشیع تحقیق کنم. بعد از تمام تحقیقاتم همسرم هم پزشک شده بود. خیلی کمکم کرد و همه­ی مسائل برایم حل شد جز یک مسأله و آن موضوع طول عمر امام زمان (علیه­السلام) بود.


ما با هم ازدواج کردیم و بعد از چند سال به حج مشرف شدیم. در منی که برای رمی جمرات می­رفتیم، همسرم را گم کردم. از هر کس با زبان انگلیسی نشانی می­پرسیدم، نمی­دانست.


خسته شدم و گوشه­ای با حال غربت نشستم. ناگهان آقـایی مقابلم آمد که با زبان فصیح انگلیسی صحبت می­کرد. به من گفت: بلند شو برویم رمی جمرات را انجام بده. الآن وقت می­گذرد. بی­اختیار دنبالش راه افتادم و رمی جمرات را انجام دادم.


بعد از رمی جمرات، آن آقا مرا به خیمه رساند. خیلی از لطفش تشکر کردم. او به هنگان خداحافظی فرمود: «وظیفه­ی ماست که به محبان خود رسیدگی کنیم». «در طول عمر ما شک نکن». «سلام مرا هم به دکتر برسان». (نقل از کتاب میر مهر ص355)


دیـدار یـار غــایـب دانـی چـــه ذوق دارد * ابری که در بیـابـان بـر تشنـــه‌ای ببــارد


ای بـوی آشنـایـی دانستـــم از کجایــی * پیغــام وصــل جــانـان پیـــونــد روح دارد


سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسنـدد * فرمـان عقـل بـردن عشقـم نمی‌گـذارد


باشـد که خود به رحمت یاد آورنـد مـا را * ور نــه کــدام قــاصـد پیغــــام مـا گذارد


  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


معصومین (علیهم السلام) برای ظهور امام زمان دعا کرده و به سجده می افتند.


امام صادق (علیه­السلام) می­فرماید: وقتی شب جمعه شود، خداوند متعال فرشته­ای را به آسمان دنیا می­فرستد. هنگام طلوع فجر آن فرشته بر عرش و بالای بیت المعمور می­نشیند و منبرهایی از نور را برای پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین، حسن و حسین (علیهماالسلام) نصب می­کند. آن بزرگواران بالای آن منبرها رفته و ملائکه و انبیای الهی و مؤمنین دور آن­ها جمع می­شوند و درهای آسمان هم باز می­شود.


هنگام ظهر رسول اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) می­فرماید: خدایا! [کجاست] وعده­ی تو که در قرآن به آن اشاره فرموده­ای؟ وعده­ای که فرموده­ای: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً».


بعد از حضرت رسول، ملائکه و انبیای الهی هم این دعا را تکرار می­کنند. بعد از این پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین، حسن و حسین (علیهماالسلام) به سجده افتاده و می­فرمایند: خدایا ! غضب کن. چرا که حریمت شکسته شد، بندگان برگزیده­ات کشته شدند و بندگان صالحت به ذلت و خواری افتادند. پس خداوند خواسته­ی آنها را اجابت کرده و آن، همان زور معلوم است.           


عن أبی عبد الله (علیه­السلام) قال إذا کان لیلة الجمعة أهبط الرب تعالى ملکا إلى السماء الدنیا فإذا طلع الفجر جلس ذلک الملک على العرش فوق البیت المعمور و نصب لمحمد و علی و الحسن و الحسین (علیهما­السلام) منابر من نور فیصعدون علیها و تجمع لهم الملائکة و النبیون و المؤمنون و تفتح أبواب السماء فإذا زالت الشمس قال رسول الله یا رب! میعادک الذی وعدت به فی کتابک و هو هذه الآیة « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً » ثم یقول الملائکة و النبیون مثل ذلک ثم یخر محمد و علی و الحسن و الحسین سجدا ثم یقولون یا رب اغضب فإنه قد هتک حریمک و قتل أصفیاؤک و أذل عبادک الصالحون فیفعل الله ما یشاء و ذلک یوم معلوم.[1]



            [1]   . الغیبةللنعمانی، ص276





  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


دنیای بعد از ظهور (2) روایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)


[الأمالی للصدوق‏] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْأَسَدِیِّ عَنِ النَّخَعِیِّ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ سَعْدٍ الْخَفَّافِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): ابن عباس از پیامبر اکرم نقل می­کند که حضرت فرمودند:


«لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ» ـ زمانی که مرا به آسمان هفتم بردند.


«...نَادَانِی رَبِّی جَلَّ جَلالُهُ یَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِی‏ وَ أَنَا رَبُّکَ» ـ خدای جل جلاله به من ندا داد: ای محمد! تو عبد من هستی و من پروردگار تو هستم


«فَلِی فَاخْضَعْ وَ إِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ وَ بِی فَثِقْ» ـ پس فقط برای من خضوع کن و فقط مرا عبادت کن و فقط بر من توکل کن و فقط بر من اعتماد کن. 


«فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِکَ عَبْداً وَ حَبِیباً وَ رَسُولًا وَ نَبِیّاً» ـ پس من رضایت دادم که تو عبد، حبیب، رسول و نبی من باشی.


«وَ بِأَخِیکَ عَلِیٍّ خَلِیفَةً وَ بَاباً فَهُوَ حُجَّتِی عَلَى عِبَادِی وَ إِمَامٌ لِخَلْقِی» ـ و رضایت دادم به برادرت علی که خلیفه­ی تو و باب تو باشد و حجت من بر بندگانم باشد و امام و پیشوا بر خلقم باشد.


«بِهِ یُعْرَفُ أَوْلِیَائِی مِنْ أَعْدَائِی وَ بِهِ یُمَیَّزُ حِزْبُ الشَّیْطَانِ مِنْ حِزْبِی» ـ به وسیله­ی او اولیای من از دشمنانم شناخته می­شوند، و به وسیله­ی او حزب شیطان از حزب من تشخیص داده می­شوند.  


«وَ بِهِ یُقَامُ دِینِی وَ تُحْفَظُ حُدُودِی وَ تُنْفَذُ أَحْکَامِی» ـ به وسیله­ی او دین من پا بر جا می­ماند و حدود و احکام من محفوظ می­ماند.  


«وَ بِکَ وَ بِهِ وَ بِالأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ أَرْحَمُ عِبَادِی وَ إِمَائِی» ـ به وسیله­ی تو و او و ائمه از فرزندانش به بندگان خود رحم می­کنم.


«وَ بِالْقَائِمِ مِنْکُمْ أَعْمُرُ أَرْضِی بِتَسْبِیحِی وَ تَقْدِیسِی وَ تحلیلی [تَهْلِیلِی‏] وَ تَکْبِیرِی وَ تَمْجِیدِی» ـ به وسیله­ی قائم از آنها زمین را با تسبیح و تقدیس و تحلیل و تکبیر و تمجید خود آباد می­کنم.


«وَ بِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِی» ـ و به وسیله­ی او زمین را از وجود دشمنانم پاک می­کنم.


«وَ أُورِثُهَا أَوْلِیَائِی» ـ و آن را به میراث اولیایم در می­آورم.


«وَ بِهِ أَجْعَلُ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِیَ السُّفْلَى وَ کَلِمَتِیَ الْعُلْیَا» ـ و به واسطه­ی او کلمه­ی کافران را پست و کلمه­ی خود را در بالای کلمات قرار می­دهم.


«وَ بِهِ أُحْیِی عِبَادِی وَ بِلادِی بِعِلْمِی» ـ و به وسلیه­ی او بندگان و سرزمینهای خود را با علم خود زنده می­کنم.  


«وَ لَهُ أُظْهِرُ الْکُنُوزَ وَ الذَّخَائِرَ بِمَشِیَّتِی» ـ و برای او و با مشیت خود گنجها و ذخایر زمین را ظاهر می­کنم.  


«وَ إِیَّاهُ أُظْهِرُ عَلَى الأَسْرَارِ وَ الضَّمَائِرِ بِإِرَادَتِی» ـ اسرار و نهانهای مردم را با اراده­ی خود برای او ظاهر می­کنم.  


«وَ أَمُدُّهُ بِمَلَائِکَتِی لِتُؤَیِّدَهُ عَلَى إِنْفَاذِ أَمْرِی وَ إِعْلَانِ دِینِی» ـ و با ملائکه­ی خود او را یاری خواهم کرد تا تو را بر جاری کردن احکام و آشکار کردن دینم یاری کنم.


«ذَلِکَ وَلِیِّی حَقّاً» ـ او به حق ولی من است.


«وَ مَهْدِیُّ عِبَادِی صِدْقاً[1]» ـ و به صداقت هدایت کننده­ی بندگان من است.  


[1]   . بحارالأنوار ج : 18 ص : 342و 344/ الأمالی‏للصدوق ص : 632 و 633


  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


دنیای بعد از ظهور (1) روایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)  


امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن خطبه­ای طولانی می­فرمایند:


«... و لو قد قام قائمنا» وقتی که قائم ما قیام کند.  


«لأنزلت السَّماءُ قطرها» آسمان بارانهای رحمت خود را بر زمین فرو می­ریزد.


«و لأخرجت الأرضُ نباتها» زمین همه­ی گیاهان خود را خارج می­کند. در آن زمان سرتاسر کره­ی زمین سرسبز می­شود و مردم از نعمت آب و هوای وطلوب بهره­مند می­شوند.


«و لَذهبت الشهناء من قلوب العباد» کینه­ها از قلوب بندگاه خداوند پاک می­شود. با از بین رفتن کینه صلح و آرامش در میان مردم حکم فرما می­شود و مردم دنیا با آرامش در کنار یکدیگر زندگی می­کنند.


«و اصطلحت السباع و البهائم حتی تمشی المرأه بین العراق إلی الشام لاتضع قدمیها إلاّ علی النبات و علی رأسها زبّیلها لایهیجها سبع و لاتخافه».[1] حیوانات وحشی و چهار پایان رام می­شوند تا جایی که خانمی فاصله­ی بین عراق تا سوریه را پیاده طی می­کند و در این فاصله قدمهای خود را جز بر روی گیاه بر چیزدیگری نمی­نهد و این خانم در حالی که زنبیلش را بر سر دارد (کنایه از آرامش در راه رفتن) حیوانی او را به هیجان در نمی­آورد و او را نمی­ترساند.


­نکته­ی قابل توجه در این فقره از روایت، وسعت و شدت عدالت گستری آن حضرت است. امام زمان (عجل­الله­تعالی­فرجه)  آنچنان عدالتی را در جهان حاکم می­کنند که در محدوده­ی حکومت ایشان حتی حیوانات وحشی هم نباید به حیوانان دیگر ظلم کنند لذا این حیوانات علف خوار می­شوند. حضرت چنان عدالتی را در دنیا برقرار می­کنند که یک خانم یا خیال راحت تک و تنها به مسافرت می­رود و حتی حیوانات هم او را به هراس نمی­اندازند. 


   [1]   ـ بحار الأنوار 52/316/11


  
  

 بسم الله الرحمن الرحیم


علائم ظهور (1)


 مردم یکدیگر را دروغگو می­خوانند


امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: قبل از ظهور حضرت، سالهایی بر مردم می­گذرد که در این سالها خدعه و نیرنگ در جامعه گسترش پیدا کرده تا جایی که انسانهای راستگو و درستکار را تکذیب می­کنند و سخن آنها را نمی­پذیرند و در مقابل انسانهای دروغگو و حیله­گر مورد تصدیق مردم قرار می­گیرند. این اختلاف در میان مردم و حتی شیعیان آنقدر بالا می­گیرد که مسلمانان از یکدیگر برائت جسته، یکدیگر را لعن می­کنند و به روی یکدیگر آب دهان می­اندازند. (بحارالأنوار ج : 52 ص : 245 و246)



قبل از ظهور، اسلام غریب می­شود



قبل از ظهور حضرت، اسلام و دین خدا در غیبت قرار می­گیرد. معنای غربت دین خدا عمل نکردن مردم به احکام دینی و یا کم اطلاعی و یا حتی بی اطلاعی از احکام دین خداست. به عنوان نمونه الآن شاهد هستیم که برخی از به اصطلاح روشن فکران، دین خدا و وحی را تا حدّ تعالیمی بشری و قابل تغییر تنزّل می­دهند، تا جایی که افکار خود را فرا دینی و به اصطلاح آزاد اندیشانه می­پندارند و به دانشجویان خود اینگونه تلقین می­کنند که حتی اگر تعصّب دینی داشته باشید و بخواهید در چارچوب دین حرکت کنید، افکار خود را اسیر کرده و نمی­توانید درست فکر کنید. برخی از آنها حتی دین را افیون و مایه­ی عقب ماندگی جوامع دانسته، یکدیگر را به خروج از ملایت الهی ترغیب می­کنند (بحارالأنوار ج : 52 ص : 191)


  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن