سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
هــم انــدیشـی دینــی
به حقّ برایتان می گویم : حکیم از نادان عبرت می گیرد و نادان از هوای خود . [عیسی علیه السلام]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :20
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48288
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:22 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

بسم الله الرحمن الرحیم


مقام ملکوتی حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)  


برگرفته از کتاب گرانسنگ «سقای معرفت»


امام صادق «علیه­السلام» می­فرمایند:


کان عمُّنا العبّاس نافِذَ البَصیرَه ، صَلبَ الإیمان ، جاهَدَ مَعَ أبی عبد الله و اَبلی بلاءً حسنا و مضی شهیدا.[1]


«عموی ما عباس نور قلبی او نافذ بود، ایمانش قوی بود و در رکاب امام حسین (علیه­السلام) جهاد کرد، و نعمتی نیک به او داده شده و به مقام شهادت نائل آمد».


«نافذ البصیره»


عرب به نوری که چشم به وسیله­ی آن دیدنی­ها را می­بیند «بصر» می­گویند.


اگر این روشنی و نور قلب انسان پیدا شد که به وسیله­ی آن انسان عاقل حقایق و ملکوت عالم را بفهمد و ببیند، عرب به این روشنایی دل، «بصیرت» می­گوید. پس «بصر» نو و روشنایی برای چشم سر است و «بصیره» روشنایی چشم دل.


نکته­ی دیگر این است که عالم هستی بر دو قسم تقسیم می­شود.


1.  عالَم شهادت و دنیوی است که با چشم سر «بصر» دیده می­شود.   


2.  عالَم غیب و عالَم مجردات است که دیدن آن با چشم سر ممکن نیست بلکه با چشم بصیرت باید آن را دید.


این که امام صادق (علیه­السلام) می­فرمایند: عموی ما عباس «نافذ البصیره» بود، یعنی آن حضرت دارای نور معنوی بود که عالم ملکوت را مشاهده می­کرد و حقیقت افراد و کارها را می­دید. آن حضرت نور چشم دلش نافذ در هر چیزی بود. یعنی روشنایی دل او در همه­ی عالم ملکوت نفوذ ذاشت و همه­ی حقایق عالم ملکوت را مشاهده می­کرد.


حضرت با نفوذ چشم بصیرتخود حقیقت هر چیز هر کس را می­دید، بدیهی است که یکی از آن افراد شخص امام حسین «علیه­السلام» است. یعنی آن حضرت با بینایی قلبی خود عظمت و جلالت و شأنیت ملکوتی امام حسین را بیشتر از دیگران در می­یابد لذا بیشترین معرفق را به امام حسین «علیه­السلام» داشت و درمقابل آن حضرت همیشه مثل عبد ذلیل بود و در مقابل آن حضرت می­ایستاد و هرگز نمی­نشست.


«صلب الإیمان؛ دارای صلابت در ایمان»


برای این فقره دو معنا محتمل است:


احتمال اوّل: یعنی حضرت اباالفضل صاحب قوت در دین است، زیرا دارای مقام بصیرت در دین است. یعنی ایمانش آنقدر قوی است که در لحظات سخت روز عاشورا دست از امام نکشید. خود آن حضرت فرمود: «فأنا ابن علی لاأعجز من مبارزه الأقران، و ما اشرکت بالله لمحه بصر»[2]. من فرزند علی هستم که در مبارزه با شجاعات عاجز نیستم و من یک چشم به هم زدن شرک به خدا نیاوردم.


هر گاه نور بصیرت در قلب انسانی تابیده شد دیگر این انسان نه دنیا را می­بیند و نه آخرت را بلکه تمام توجه او به پروردگار عالم است. چنین انسانی که از دنیا و آخرت گذشت و به خدا پیوست، علاوه بر روحش، جسمش هم منور به نور قدسی می­گردد و در این هنگام حیات جسمش به حیات معنوی است نه حیات مادّی. به تعبیر حکما «کسی که بصیرت دارد دارای قوه­ی قدسیه است»[3]. بدیهی است که این قوه­ی قدسیه تأثیرقدسی در جسم دارد و جسم هم قوتش از قوه­ی قدسیه است. بنابراین قوت جسمی حضرت عباس از قوت قدسی آن حضرت نشأت می­گرفت.


کسانی به این مرتبه می­رسند که روح آنها از اضافه­ی طینت جسمانی چهارده معصوم خلق شده باشد، همانگونه که روح معصومین از نور عظمت الهی آفریده شده است. به همین دلیل است که هر روحی قابلیت قبول ولایت را ندارد، بلکه فقط روحی پذیرای ولایت است که از سنخ جسم معصوم باشد[4].


ائمه­ی معصومین چون «روحانیّه الجسم» هستند، شجاعتشان هم با شجاعت هیچ شجاعی قابل مقایسه نخواهد بود. وقتی هم که امام صادق در توصیف حضرت عباس می­فرماید: «عمنا، عموی ما» یعنی آن حضرت عموی معصوم است و عموی معصوم، اگر چه در اصل خلقت در مرتبه­ی معصوم نیست، اما از خلقت معصوم بهره­ی خاصی برده است.


بنابراین وقتی دو دست آن حضرت قطع شد باز هم می­بینیم علم را در سینه می­گیرد و در حالی که مشک بر دوش گرفته و شمشیر را به دهن گرفته با دشمن می­جنگد. حتی دشمن در چنین لحظه­ای هم جرأت نزدیک شدن به آن حضرت را نداشت. 


صاحب معالم السبطین می­فرماید: به جانم سوگند اگر در لوح و قضای الهی نرفته بود که حضرت اباالفضل به شهادت برسد و کمر امام حسین از شهادت او بشکند و اگر قضای الهی نبود بر شهادت امام حسین همانا حضرت عباس همه­ی اهل کوفه را فقط با دست چپ به هلاکت می­رساند.[5]  به عبارت دیگر می­توان گفت: آن حضرت چون دارای جسمی قدسی بودند، این جراحتها اثری در آن حضرت نداشت و او را خسته نمی­کرد و اگر قضا و قدر خداوند نبود و اگر دستور سید الشهدا دست اباالفضل را نبسته بود، احدی را در کربلا زنده نمی­گذاشت.


احتمال دوم: مرا از «صُلب الإیمان» این است که آن حضرت صلابت دین بود. هیمنه­ی دین اسلام در روز عاشورا بعد از امام معصوم، آن حضرت بود.


به بیان دیگر مراد از ایمان امام حسین «علیه­السلام» است و صلابت و آن حضرت، قمر بنی هاشم است. به همین دلیل است که بعد از شهادت حضرت عباس، امام حسین فرمود: «الآن انکسر ظهری؛ الآن کمرم شکست» !


امام صادق (علیه­السلام) در اذن زیارت حضرت عباس می­فرماید: خداوند لعنت کند کسی را که حق تو نشناخت و مقام تو را سبک شمرد. «لَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّکَ وَ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِک».[6]


بنابر این روایت معرفت حضرت اباالفضل واجب می­باشد. همچنین در زیارت ان حضرت امده است: خدا لعنت کند مردمی را که حلامهای الهی را در حق تو حلال شمردند و با کشتن تو، حرمت و هیبت دین را پایمال کردند. «لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْکَ الْمَحَارِمَ وَ انْتَهَکَتْ حُرْمَةَ الْإِسْلَام».[7]


مرحوم مقرم در ذیل این فقره از زیارت می­نویسد:


این کلام شریف ما را به منزلتی عظیم و بزرگ از حضرت عباس که فوق درجه­ی عصمت می­باشد آگاه می­سازد. سرش ان است که این کلام درباره­ی هیچ یک از شهدای کربلا بیان نشده است… از اینجا معلوم می­شود که حضرت عباس مقامی دارد قریب به مقامات ائمه­ی اطهار (علیهم­السلام).


 


سؤال: آن نعمتی که خداوند بعد از «بلاء حسنا» به آن حضرت داده چیست؟


 


شاید بتوان گفت آن نعمت نیکو همان مقامی است که امام سجاد (علیه­السلام) فرمود: خداوند رحمت کند عباس را! برادرش را بر خود ترجیح داد و خود را فدای او کرد تا این که دو دستانش قطع شد. خداوند هم در مقابل این دو دست دو بال به او اعطا کرد تا در بهشت با ملائکه ی خدا به پرواز در آید... و در نزد خداوند آن حضرت مقامی دارد که جمیع شهداء، غبطه­ی آن مقام را می­خورند. «رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ یَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِمَا جَنَاحَیْنِ یَطِیرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِکَةِ فِی الْجَنَّةِ ... و إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ». 8


نکته­ی بعد این است که بالاترین نعمت برای حضرت اباالفضل (علیه­السلام) جهاد در رکاب اباعبد الله (علیه­السلام) است.


 


تا زمانی که اصحاب و بنی هاشم زنده بودند در هیچ کجا امام اجازه­ی جهاد به حضرت ندادند. فقط در بعضی موارد که اصحاب یا بنی هاشم در معرکه­ی جنگ گرفتار می­شدند به حضرت اباالفضل دستور می­دادند که برای نجات اصحاب به میان لشکر بروند. وقتی همه­ی اصحاب و همه­ی بنی هاشم شهید شدند و بجز امام حسین و او کسی باقی نمانده بود همه جا همراه امام بود. و این معیت و همراهی با امام در جهاد از فضائل بلکه شریفترین و بالاترین فضیلت است و بر همین اساس امام صادق (علیه­السلام) فرمودند: «جاهد مع ابی عبد الله …».   





[1]   . سرّ سلسله العلویه، ص89.  [2]   . اسرار الشهاده، ج2، ص399.  [3]   . دستور العلماء، ج1، ص251.  [4]   . اصول کافی، ج1، ص320.  [5]   . معالم السبطین، ج1، ص440.  [6]   . تهذیب‏الأحکام، ج6، ص65.   [7]   . بحارالأنوار، ج98، ص218.  8. سرّ سلسله العلویه، ص89.    9 . الأمالی‏للصدوق، ص462.





  
  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن