سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
هــم انــدیشـی دینــی
پسر آدم ؟ چون دیدى پروردگارت پى در پى نعمت‏هاى خود به تو مى‏رساند و تو او را نافرمانى مى‏کنى از او بترس . [نهج البلاغه]
خدا کند که بیایی ...
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
تربیت کودک ، حضور قلب در نماز ، تربیت کودک / تربیت بر اساس مبانی توحیدی ، تربیت کودک / آشنا کردن کودک با خمس ، بازی با ستون دین! ، نماز را قربانی گناه نکنید ، راه حضور قلب در نماز ، با خدای خود منصف باشیم ، توصیه های اخلاقی پیرامون عید نوروز ، دانلود کتاب آیین شکوفایی و کتاب شیعه در روایات اهل سنت ، دانلود کتاب بررسی سند زیارت عاشورا ، چرا نماز به زبان عربی است؟ ، نماز اول وقت و فواید آن ، علائم ظهور (1) ، معنای لا اکراه فی الدین ، دروغ ، تربیت کودک / فرزندانمان را مطابق با جنسیتی که دارند تربیت کنیم ، فتنه فردی و اجتماعی ، آیا خانمهای شاغل راحت ترند؟ ، شرح خطبه 222 نهج البلاغه ، راهکارهای عملی برای تشویق کودکانمان به نماز ، کار کردن خانمها در بیرون از منزل ، ضرورت محبت به کودک ، منافقین واقعی چه کسانی هستند؟ ، بازی های رایانه ای ، راه کاری عملی برای تقویت حضور قلب در نماز ، قمه زنی ، ارزش خانه داری برای خانمها. ، چشم و هم چشمی در رفتن به دانشگاه ، فتنه دولت خاتمی ، ویژگیهای فتنه بنی امیه ، چگونه مقید به نماز شویم ، چرا خداوند گناه کاران را به جهنم می برد؟ ، سیره نبوی ، برخورد صحیح با لجاجتهای کودکان ، اثبات یگانگی خداوند ، چرا عدل از اصول دین است؟. ، علم ائمه معصومین و مراحل وجودی آنها ، بازتاب اعمال والدین در زندگی فرزندان ، عوامل فتنه اجتماعی ، عوامل ایجاد فتنه فردی ، راه نجات از عشق به جنس مخالف ، معنای صفت حی در خداوند ، سبز پوشان اموی در غدیر ، تنبیه کودک ، کرامت نفس ، اسباب بازی ، تشویق کودک به اقامه ی نماز ، خادمان حقیقی انقلاب ، خداوند چه کسانی را دوست دارد؟ ، جایگاه زن در تمدن اسلامی و تمدن غربی ، زندگی با یاد خدا ، سرچشمه ی حضور قلب در نماز ، به یاد دخترم زینب ، علت خلق جهنم ، فلسفه ی قیام مردم مصر ، انتخابات از زیان یک کودک نه ساله ، معنای انا قتیل العبره ، چرا حضرت علی (علیه السلام) مردم شهر انبار را از استقبال نهی کردن ،

آمار واطلاعات وبلاگ هم اندیشی دینی

بازدید امروز :59
بازدید دیروز :163
کل بازدید :48327
تعداد کل یاداشته ها : 251
30/2/91
2:56 ص
بر محمد و آل محمد صلوات
مدیر وبلاگ هم اندیشی دینی
 
احــمد نبـــاتی[1153]
فرق است میان پشتیبان ولی فقیه بودن با پشت ولی فقیه سنگر گرفتن. ای برادر! پشتیبان ولی فقیه باش اما پیشاپیش ولی فقیه بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را ـ که به سوی او پرتاب می شوند ـ به جان خریدار شو.

خبر مایه.مطالعه ی راحت تر یادداشت
دانلود کتابهای مدیر وبلاگ
 

پیوندهای بزرگواران پیام رسان
 
بوی سیب مهدیـــه // غم از دل برود چون تـــو بیایی ابـــــــرار 313 // منتظرمهدی یک طلبه ی بسیجی سنجـش من و گذشته ی من آوای نمــــاز ** روان شناسی ** محمد شیردل// نگهداری اتومبیل ساقی رضوان حمیده بالایی // دل نوشته ها احمد ناظمی // یک نکته از هزاران علوی // یا امیر المومنین عشــق ناکام دات کام سیر بی سلوک صوفی منتظر المهدی // خورشید آل یاسین روشنی منظر // منتظر روشنی ***رزگل*** مرصاد سیستانی خادم // عاشق آسمونی العبد // طریق بندگی با بصیرت خدا جونم دوستت دارم زمزمه های تنهایی حسین م // من الغریب الی الحبیب سید اسماعیل // خاکم سواد کوه محمد // سیب خیال خط مقدم مریم // مثلث یک ضلعی حسان // نسل کوثر محمذ باقر نباتی 9 ساله مـهــــدی یــاران حاج آقا مسئلةٌ چشم انتظار صبح دیگری در راه است بچه مرشد! پلاک 40 (سرداران بی پلاک) حفاظ از فرش تا عرش کانون فرهنگی شهدا مطالب جالب مدرسه علمیه نجمه خاتون(سلام الله علیها) اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا منتظران مهدی دکتر علی حاجی ستوده عطر ریحان ولایی عاشقان علی سید علی خامنه ای صلّی الله علی الباکین علی الحسین حسن آباد جرقویه علیا سیب گلاب ای غایب از نظر به خدا می سپارمت حقوقدان منتظر حقوق خانواده آرمان *غدیر چشمه همیشه جاری* یادداشتهای فانوس پایگاه شهید کریم مینا سرشت شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد خزانه اسرار // قرآن و حدیث و شعر

بسم الله الرحمن الرحیم


به همه ی خواسته های فرزندانمان پاسخ مثبت ندهیم


توجه دقیق به خواسته­های فرزندانمان، نشانه­ی عمق محبت ما به آنهاست. وقتی فرزندان ما به چیزی نیاز دارند و ما با طیب نفس آن را در اختیارشان قرار می­دهیم، در واقع به آنها شخصیت داده و تکریمشان کرده­ ایم . به همین جهت است که آنها از این رفتار ما به خود می­بالند و احساس غرور می­کنند.


 باید دقت داشته باشیم که وقتی فرزندانمان خواسته­هایی دارند، با بی اعتنایی از کنار خواسته­های آنها نگذریم. بلکه اگر خواسته­ی آنها را منطقی دیدیم در اسرع وقت خواسته­هایشان را اجابت کنیم و بدون دلیل آن را به تأخیر نیندازیم. اما اگر خواسته­های آنها غیر منطقی یا زیاده خواخانه بود، به هیچ وجه آن را نپذیریم و تسلیم فشارهای آنها نشویم. والدینی که به راحتی تسلیم فشارهای کودکان خود شده و به این خواسته­ها جواب مثبت می­دهند، صدماتی به فرزندانشان وارد می­سازند که ذیلا به برخی از آنها اشاره می­شود:


1) موجب می­شود تا به تدریج کودکانمان از تعادل رفتاری خارج شده و گمان کنند که ما باید گوش به فرمانشان باشیم و هر دستوری که دادند بدون چون و چرا اجرا کنیم! چنین فرزندانی در واقع احترامی به خواسته­های دیگران قائل نیستند و با افتادن در دام خودخواهی و تکبّر، حاضرند به هر قیمتی که شده به خواسته­های خود برسند. هر چند که به قیمت آزار و اذیت دیگران تمام شود.


2) اگر هر چه فرزندانمان خواستند بدون توجه به معقول بودن یا نبودن آن برایشان تهیه کردیم در واقع نیروی «نه» گفتن به خواسته­های نفسانی را از او گرفته­ایم. فرزندان ما همواره در دوراهی عقل و هوای نفس خود قرار خواهند گرفت. این کار موجب می­شود تا همواره در ستیز بین عقل و نفس، خواسته­ها­ی نفسانی خود را برگزینند و خود را در معرض انحراف و تباهی قرار دهند. افتادن در دام اعتیاد و تن دادن به دوستی­های خیابانی از جمله انحرافهایی است که ممکن است دچار آن شوند.   


3) اگر از هم اکنون در مقابل این گونه خواسته­های فرزندانمان نایستیم و بخواهیم توقعات آنها را برآورده کنیم؛ وقتی وارد جامعه شده و با مشکلات و ناکامیهای آن مواجه شدند دیگر توانی برای تحمل ناکامیهای آن ندارند و خیلی زود تسلیم مشکلات خواهند شد. به همین دلیل از مواجهه با مشکلات زندگی شانه خالی می­کنند و انتظار دارند اینجا هم والدین جاده سافکن زندگی آنها باشند.


 4) چنین فرزندی در تصمیم بسیار مهم زندگی از جمله ازدواج هم دچار مشکل خواهند شد. اگر چشمشان به کسی بیفتد و به او علاقمند شوند، پاهای خود را داخل یک کفش می­کنند که الا و لا بد باید به او ازدواج کنند و حتی حاضر نیستند به حرف کسی گوش بدهند. وقتی هم احساس کردند با همسرشان مشکل دارند، اولین گزینه­ای که به نظر مبارکشان می­رسد طلاق و جدایی است! او گمان می­کند که انتخاب همسر، همانند خرید عروسک و ماشین است که وقتی خواست بلافاصله برایش فراهم شود و وقتی با مشکل مواجه شد آن را دور بیندازد و یکی دیگر انتخاب نماید!     


لینک یادداشت در خبرگزاری یزد فردا http://www.yazdfarda.com/news/30299.html


  

بسم الله الرحمن الرحیم


مسئولیت پذیری کودک


سرتاسر زندگی ما آمیخته با مسئولیتهایی است که در قبال پروردگار عالم و دیگران داریم. فرزندان ما باید بیاموزند در زندگی خود مسئولیت پذیر باشند تا از عهده­ی این مسئولیتها به در آیند. اگر ما در تربیت فرزندانمان کوتاهی کنیم و آنها را مسئولیت پذیر بار نیاوریم، کودکانمان در آینده نه می­توانند وظیفه­ی بندگی خود را انجام دهند و نه می­توانند به دیگر وظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی خود عمل کنند. 


ذکر چند نکته:


1) اگر در محبت به فرزندانمان زیاده روی کرده و اجازه ندهیم روی پای خود بایستند، به حس مسئولیت پذیری در آنها لطمه­ی شدیدی وارد کرده­ایم. پرنده­ای که به صورت غریزی مسئولیت پرورش جوجه­ی خود را به عهده می­گیرد، تمام توان خود را به کار می­گیرد تا از آنها مراقبت کامل داشته باشد. این پدر و مادر مهربان که تمام وقت خود را صرف غذا دادن به جوجه­های خود می­نمایند، وقتی احساس می­کنند وقت آن رسیده که آنها مستقل باشند و روی پای خود بایستند، آنها را از آشیانه به بیرون انداخته تا پرواز کنند و خود در جستجوی غذا برآیند. برخی از والدین تا این حد هم بینش صحیحی در مورد فرزندانشان ندارند و بر این گمانند که کودکانشان تا آخر عمر باید وابسته بمانند.


2) ما باید به تدریج و با در نظر گرفتن توانمندی فرزندانمان، کارهایشان را به خودشان واگذار کنیم. پوشیدن لباس و جوراب، مرتب کردن کمد، جمع آوری وسایل شخصی و اسباب بازیها از کارهایی هستند که باید به فرزندانمان بیاموزیم و به تدریج به آنها واگزار نماییم.    


3) مسئولیتهایی که انجام آن دقت خاصی می­طلبد، به یکباره به فرزندانمان نسپاریم. ممکن است کودکان ما گمان کنند آنها را دوست نداریم و این کار ما به خاطر بی­توجهی ماست.   


4) وقتی کاری را به فرزندانمان سپردیم، بر حسن انجام آن نظارت داشته باشیم تا آن را به بهترین وجه ممکن انجام دهد. اگر کودکانمان، ما را ناظر بر انجام وظایف خود نبینند، ممکن است در انجام آنها کوتاهی کرده و عادت کنند مسئولیتهای خود را به صورت ناقص انجام دهند.


5) اگر فرزندانمان در انجام وظایفشان کوتاهی کردند، به آنها تذکر دهیم و اجازه ندهیم دوباره چنین کاری انجام دهند. 


6) دقت داشته باشیم که برای انجام مسئولیتهای فرزندانمان به آنها پاداش ندهیم. اگر چنین کاری انجام دهیم کودکان ما به جای عادت به مسئولیت پذیری، مشتاق گرفتن پاداش می­شوند.   


7) وقتی فرزندانمان مسئولیت خود را به صورت کامل انجام ندادند، از خودشمان بخواهیم کارشان را تکمیل کنند و هرگز به جای آنها کارشان را به اتمام نرسانیم. 


8) برخی از والدین با اذعان به واگذاری مسئولیت به فرزندانشان، خیلی دیر اقدام به این کار می­کنند. آنها با این توجیه که فرزندانشان هنوز آمادگی انجام مسئولیتهای خود را ندارند، همچنان کارهایش را انجام می­دهند. توجه داشته باشیم که اگر طریقه­ی پوشیدن لباس را در شش سالگی به فرزندانمان نیاموزیم، آموختن این کار در نه سالگی هیچ فایده­ای نخواهد داشت و نمی­تواند او را به سوی مسئولیت پذیری سوق دهد. اگر مرتب کردن وسایل شخصی را از همان زمان طفولیت که گوش به فرمان ماست به او نیاموزیم، دیگر نمی­توانیم به راحتی او را قانع به انجام مسئولیتهایش نماییم.  


9) هر یک از زن و شوهر در قبال خانه و خانواده­ی خود مسئولیت دارند و باید مسئولیت خود را به بهترین وجه ممکن ایفا کنند. وقتی حضرت علی (علیه­السلام) با حضرت زهرا (سلام­الله­علیها) ازدواج کرد، پیامبر اکرم (صلی­الله­علیه­وآله) این مسئولیتها را بین آنها تقسیم کردند. در این تقسیم بندی کارهای بیرون از منزل را به دامادشان و کارهای داخل خانه را به دخترشان سپردند. ما هم باید فرزندانمان را به گونه­ای تربیت کنیم که با مسئولیتهای اصلی خود آشنا باشند و بتوانند به نحو شایسته آن را انجام دهند. به همین دلیل فرزندان خود را متوجه وظیفه­ی اصلی خود کرده و آنها را طوری تربیت کنیم که آمادگی لازم برای انجام این وظایف را داشته باشند. به تدریج کودکانمان را با مسئولیتهایی که در آینده با آن مواجه می­شوند آشنا کنیم تا هنگام برخورد با این مسئولیتها با آن بیگانه نباشند. به گونه­ای با فرزندانمان رفتار کنیم که دخترهای ما قبل از ازدواج کدبانویی با تجربه برای خانه باشند و پسرهای ما هم بتوانند از عهده­ی کارهای بیرون از خانه برآیند.


 10) فرزندان ما در مسئولیتهایی که در زندگی آینده­ی خود به عهده می­گیرند تا حد زیادی والدین را الگوی رفتاری خود قرار می­دهند. از طرفی در برخی از خانواده­ها بنا بر دلیل خاصی جای مسئولیتهای زن و مرد عوض شده یا اینکه زن و مرد در حوزه­ی مسئولیتهای یکدیگر ورود پیدا کرده­اند. به عنوان مثال در خانه­ای که مادر در کنار پدر کار می­کند، طبیعی است که پدر هم متقابلا نیمی از کارهای خانه را انجام دهد. یا در خانه­ای که پدر فوت کرده یا قدرت کار کردن ندارد، ممکن است مادر مجبور باشد علاوه بر انجام وظیفه­ی مادری، کارهای بیرون از خانه را هم به عهده گیرد. وقتی فرزندان ما در چنین خانه­ای رشد کنند، ممکن است تصور کنند این وظیفه­ی همسرشان است که همه­ی این کارها را انجام دهد. چنین تصوری می­تواند زمینه­ی اختلافات خانوادگی و ظلم به همسر را فراهم آورد. روی همین اساس ضرورت دارد چنین والدینی فرزندانشان را کاملا توجیه کرده و وظایف عرفی و طبیعی را به آنها یاد آور شوند و حتی به مرور از آنها بخواند تا برخی از آن وظایف را انجام دهند. (تذکر: درست است که هر یک از زن و مرد وظایفی دارند؛ اما این مطلب بدان معنا نیست که اعتنایی به وظیفه­ی طرف مقابل نداشته باشه و با او همکاری نداشته باشند. لذا وقتی مرد وارد خانه می­شود، پسندیده است که تا حد امکان کمک کار همسر خود بوده و در انجام وظایف منزل او را یاری رساند)    


  

بسم الله الرحمن الرحیم


واکسیناسیون عقیدتی کودک  


فرزندان ما در آینده با سؤالات و چالشهایی مواجه می­شوند که بی­توجهی به این مسأله موجب بروز صدماتی جدی در عقاید آنها خواهد شد. فرزندان ما از یک سو با شبهات برنامه­ریزی شده­ی دشمنان اسلام و انقلاب مواجهند و از سوی دیگر با عدّه­ای ضعیف الإیمان و خود رأی که نماز، روزه، حجاب و سایر نمادهای اسلامی آنها را به تمسخر می­گیرند. 


پر واضح است که والدین دلسوز قبل از آن که فرزندشان مبتلا به بیماری شود به دنبال واکسینه کردن او هستند. متأسفانه بیشتر والدین از روی غفلت و ناآگاهی در واکسینه کردن عقیدتی کودک خود کوتاهی می­کنند و زمانی چشم باز می­کنند که کودکان خود را در دام عقاید و رفتاهای انحرافی و بعضا جبران ناپذیر می­بینند. فرزندان ما نور چشمی­های ما و میوه­ی زندگی ما هستند. روا نیست آنها را به حال خود واگذاریم تا طعمه­ی شیرینی برای منحرفان و از خدا بی­خبران باشند. امیرالمؤمنین (علیه­السلام) در نامه­ی 31 نهج البلاغه که نامه­ای نمادین برای تربیت فرزند است، به ما می­آموزند تا قبل از آن که این شیادان و دغلبازان، عقاید فرزندان ما را متزلزل کنند وارد عمل شده و بنای عقاید آنها را محکم کنیم.


برای این که بتوانیم نقش خود را در این میان به خوبی ادا کنیم باید با چالشهایی که فرا روی فرزندانمان خواهد بود آشنا شویم و با توجه به آن کودکانمان را راهنمایی کنیم. اینجاست که یکی از مصادیق کلام نورانی حضرت امیرالمؤمنین (علیه­السلام) روشن می­شود که می­فرمایند: «در تربیت فرزندانتان بر تعلیم آداب و رسوم خود اکتفا نکنید؛ چرا آنها در زمانی غیر از زمان شما زندگی خواند کرد».[1]     


فرزندان ما ممکن است به خاطر، نماز، حجاب و در یک کلام به خاطر اعتقادات و تدین خود مورد تمسخر دیگران قرار گیرند. اگر از قبل آنها را آماده نکرده باشیم امکان دارد به تدریج تحت تأثیر قرار گرفته و منفعلانه از عقاید پاک خود دست بردارند. قبل از بیان راه­کار عملی برای واکسینه کردن فرزندانمان، خوب است به چند نمونه­ی عینی از این مشکلات توجه کنیم. مشکلاتی که ریشه­ی بسیاری از آنها را در بی توجهی والدین در واکسینه کردن فرزندان خود می­توان جستجو کرد.   


1)  دختری محجبه و متدین دارم. متأسفانه مدتی است که گریه می­کند و می­گوید دیگر چادر نمی­پوشم. وقتی علت آن را جویا شدم، دیدم چند نفر از همکلاسی­هایش او را دوره کرده و حجابش را به تمسخر گرفته­اند.


2)  پسری بیست ساله دارم که به تازگی وارد دانشگاه شده است. متأسفانه هم اطاقیهای او اهل نماز نیستند و با فلسفه­بافی نماز را برای او به عنوان نماد عقب ماندگی و تحجّر معرفی کرده­اند! وقتی فرزندم از تحقیر آنها سخن گفت، به او گفتم دور از چشم آنها نمازش را بخواند! پسرم به تدریج منفعل شد و در خوابگاه نمازش را ترک کرد. حالا هم کار به جایی رسیده که وقتی به خانه می­آید می­بیند می­بینم اهمیت چندانی برای نماز قائل نیست و در جواب ما که او را تشویق به نماز می­کنیم می­گوید: شما کاری به کار من نداشته باشید. خودم می­دانم چه کار کنم!


3)  فرزندم از وقتی وارد دانشگاه شده، به کلی عوض شده. او نه تنها نماز نمی­خواند، بلکه اعتقادات ما را هم به تمسخر می­گیرد و می­گوید: شما که این همه نماز خواندید کجا را گرفتید که من بخواهم با نماز خواندن به آنجا برسم. هر چه از فلسفه و اهمیت نماز می­گوییم در جواب می­گوید اینها همه دروغ است و من هیچ اعتقادی به این حرفها ندارم. بدون نماز و روزه هم می­شود با خدا ارتباط داشت! 


4)  مدتی است که دخترم در اینترنت با سایتهایی آشنا شده و با خواندن مطالب آن عقایدش از این رو به آن رو شده است. او می­گوید: مگر شما بهشت و جهنم را دیده­اید؟! چه کسی گفته بهشت و جهنم وجود دارد. بهشت و جهنم ما همین زندگی دنیایی است. اگر از زندگی لذت ببریم در واقع زندگی بهشت است و اگر در زندگی سختی بکشیم در واقع توی جهنم هستیم!


5)  پسرم اهل نماز بود اما به خاطر مشکل بی­کاری همه­ی اعتقادات خود را از دست داده و اعتنایی هم به نصیحتهای ما ندارد. می­گوید اگر خدایی وجود داشت من این همه مشکل نداشتم!


6)  دخترم می­گوید اگر نماز و حجاب من نزد خداوند ارزش داشت، وضع مالیم از بی نمازها و بدحجابها بهتر بود. دخترهایی را می­شناسم که هر گناهی را انجام می­دهند، اما مشکل مالی ندارند. پس همان بهتر که من هم مثل آنها زندگی کنم. چون کسی که توی این دنیا خوش باشد معلوم است خدا دوستش دارد و در آخرت هم یقینا از اهل بهشت است. 


تذکر: مشکلاتی که ذکر شد می­تواند علل مختلفی داشته باشد. در این قسمت فقط به مهمترین علت آن که جهل علمی است رسیدگی می­شود و مابقی علتها در نوشته­های دیگر بررسی می­شوند. 


 بیان راه­کارهایی عملی برای واکسینه کردن فرزندانمان:


کودکان ما علاقه­ی زیادی به شنیدن داستان­های زیبا و جذّاب دارند. داستان­های قرآنی و داستان زندگی پیامبران خدا و ائمه­ی معصومین (علیهم­السلام) برای تربیت دینی فرزندانمان بسیار مفید و راه­گشاست. اگر بتوانیم به زوایای مختلف زندگی این بزرگواران نظاره کنیم و آن را با لحنی کودکانه به فرزندانمان انتقال دهیم، تا حد بسیار مطلوبی در حل این مشکل چاره اندیشی کرده­ایم.   


هدف قرآن کریم از نقل داستان، سرگرم کردن مردم نیست بلکه هدف قرآن کریم توجه دادن مردم به معارفی عمیق و پر محتواست. همه­ی ما با داستان اصحاب کهف آشنایی داریم، اما به ظرافتها و لطافتهای آن کمتر توجه کرده­ایم. در این قسمت به عنوان نمونه به چند مورد از پیامهای این داستان که می­توانیم با بیانی ساده به فرزندانمان انتقال دهیم اشاره می­شود:    


1)  فرزندم! اصحاب کهف گروه اندکی بودند که به خداوند ایمان آوردند و به دلیل ایمانشان در میان مردم تنها ماندند و از میان آنها رانده شدند. پس تو هم وقتی راه حق را پیدا کردی از تنهایی روندگان این راه نترس و با اطمینان به راه خود ادامه بده. اگر در مجلسی رفتی که هیچ کس اهل نماز نبود، با شجاعت نمازت را بخوان. حتی اگر کسی هم اهل حجاب نبود حجاب خود را حفظ کن.


2)  فرزندم! اصحاب کهف به دلیل ایمانشان مورد تحقیر و تمسخر مردم قرار گرفتند. پس تو هم ممکن است روزی مورد تمسخر نادانها قرار گیری. اگر چنین شد با اقتدار راه خودت را برو و ارزشی برای سخن آنها قائل نشو.


3)  فرزندم! اصحاب کهف وقتی کسی را نداشتند به خدای متعال پناه بردند و از او کمک گرفتند. پس تو هم همیشه به خدا پناه ببر و مخصوصا در مشکلات و سختی­ها او را فراموش نکن.


4)  فرزندم! اصحاب کهف در آن زمان به ظاهر تحقیر شدند، اما در واقع عزت داشتند چرا که خداوند به بندگان خوب خود عزت می­دهد و دشمنانش را ذلیل می­کند. پس تو هم وقتی خدا را داشتی بدان که عزیز هستی و بدان که دشمنان حق همیشه در ذلت و خواری هستند


5)  کسی که روی عقاید توحیدی خود بایستد و به خداوند امید ببند، لطفالهی شامل حالش خواهد شد. اصحاب کهف که پناهی جز خدا نداشتند در برابر عقاید خود ایستادگی کردند و خداند برکات معنای بیشتری شامل حالشان کرد.


6)  فرزندم! اصحاب کهف در میان مردم مال و ثروت و مقام داشتند اما وقتی رانده شدند چیزی از دنیا همراهشان نبود ودست خالی بودند؛ اما در عین حال به بزرگی و عزت رسیدند. پس تو هم مراقب باش که معیار خوشبختی و سعادت را مال دنیا ندانی. ممکن است برخی با پول و ثروت و موقعیت اجتماعی خود بخواهند تو و اعتقاداتت را تحقیر کنند، اما بدان که عزت مؤمن نزد خداوند خیلی بیشتر از این حرفهاست که در مقابل این امور از دست برود.  


بیان چند نکته:


1)  برای حل این مشکل علاوه بر ذکر مطالب حکمت آمیز، امور دیگری هم لازم است. اموری چون تقویت عزت نفس در کودک، تقویت اراده و اعتماد به نفس، محبت در حق کودک و برخی مطالب دیگری که در کتاب ذکر شد.   


2)  با توجه به این که آموختن معارف دینی از طریق داستان ماندگارتر است، می­توانیم هر از چند گاهی با یاد آوری این داستانها، معارف آن را به فرزندانمان یاد آور شویم.  


3)  قبل از آن که کودکانمان در برابر سؤالهای مغرضانه­ی دیگران قرار گیرند، آن سؤالها را از کودکمان بپرسیم و او را به گوه­ای به چالش بکشیم که هم طریقه­ی بحث کردن را بیاموزد و هم بتواند با تحقیق بیشتر جواب خوبی برای اعمال و اعتقادات دینی خود بیابد.


4)  درست است که آموختن این مطالب به فرزندانمان ضروری است، اما هرگز دچار شتابردگی نشویم. چرا که در این صورت کودکان ما خود را در معرض فشارهای تربیتی ما خواهند دید و خیلی زود از شنیدن این مطالب خسته و کسل خواهند شد.


5)  مطالب حکمت امیز و داستانها را به گونه­ای برای کودکانمان بگوییم که از شنیدن آنها لذت ببرند و با اشتیاق برای شنیدن آنها لحظه شماری کنند. اگر کودکان ما رغبتی برای شنیدن این مطالب ندارند به جای متهم کردن آنها به بازی­گوشی و تنبلی شیوه­ی گفتاری خود را عوض کنیم.


6)  کودکان ما علاقه­ی زیادی به شنیدن شعر و داستان دارند. مراقب باشیم که به جای پرکردن ذهن کودکانمان از داستانها و اشعار بی محتوا، آنها را با اشعار و داستانهای پر معنا و زیبا آشنا کنیم.


7)  برخی از اشعار و کتابهای داستانی کودکان، بر اساس فرهنگ مادی گرایانه­ی غرب تدوین شده. لذا تا جایی که امکان دارد از خرید کتابهای متفرقه ـ که معمولا رنگ و لعاب خیلی زیبایی هم دارند ـ خودداری کنیم تا کودکانمان در دام این کتابها نیفتند. البته اگر لازم شد کتاب خاصی خریداری کنیم قبل از هر چیز محتوای آن را به یک کارشناس نشان دهیم.








                        [1]     . لا تقسروا أولادکم على آدابکم فإنهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم. (شرح‏نهج‏البلاغة، ج20، ص267)‏




  
و آخرین کلام .... بیـــــا مهـــــــــــدی شـــــــــب هجــــــــــــران سحـــــــــــــــر کـــــــــــــن